حقیقت این است که در مراسمی با این حساسیت و نام های ملی، «آشفتگی» دیگر یک اتفاق نیست، بلکه یک «انتخاب» اداری است!
نمی توان وجود افرادی را که با عشق و علاقه برای عکس یا نگاه نزدیک می آیند سرزنش کرد. مقصر واقعی دستگاه ها و سازمان های درون شهری و ساختار مدیریتی نیروی انتظامی هستند که وظیفه پیش بینی و کنترل این گونه تجمعات را بر عهده دارند، اما به نظر می رسد باید باشند، اما نیستند! چون دیروز ظاهرا معتمدین شهرداری و نیروی انتظامی هم بودند ولی بیشتر تماشاچی یا اخلالگر بودند که انگار این گروه نباید مدیریت درست و منظم و محترمی داشته باشند!
چگونه است که در ابتدای مراسم در مقابل تالار وحدت نظم و انضباط رعایت می شود اما وقتی به سمت مقبره حرکت می کنیم و بعد از مراسم پایانی همه چیز به حال خود رها می شود؟ این تضاد نشان می دهد که ما مراسم را نه برای «احترام به حرمت» عزادار و مهمانانش، بلکه برای «تصویر دوربین» برگزار کنیم.
این اولین بار نیست که شاهد چنین صحنه های زننده و برخوردهای بی ادبانه ای هستیم. پیش از این نیز در مراسم ختم مادر عزیز عموپورنگ، همین سناریوی رهاسازی تکرار شده بود. وقتی اشتباهی بارها و بارها تکرار شود، دیگر نمی توان آن را اشتباه نامید. این بدان معناست که سیستم های اجتماعی و امنیتی ما هیچ برنامه ای برای حفاظت از سرمایه ملی در بین مردم ندارند.
هنرمندان و ورزشکاران ما ویترین هویت ملی ما هستند. رها كردن آنها در ميان جمعيت بدون مسير ترافيكي مشخص يا منطقه امن، نه تنها به آنها بي احترامي است، بلكه بي احترامي به مردمي است كه براي خداحافظي مسالمت آميز آمده اند. همه دیروز آمدند، اما جای خالی Measure از هر چیز دیگری جالب تر بود.
اگر قرار است مراسمی برای هنرمندان درجه یک کشور برگزار شود، مدیریت شهری بیش از نصب بنر و نصب داربست باید کاری انجام دهد. ایمنی، انضباط و احترام شرکت کنندگان کمترین انتظار از یک سیستم مدیریتی است.
۵۹۵۹
گردآوری شده از رسانه خبر آنلاین






ارسال پاسخ