شباهت های ابتدایی، نوع بازی و حتی حضور پرشور پورشیرازی باعث شد تا برخی از بینندگان و منتقدان درباره شباهت این دو شخصیت قضاوت کنند و شایعات حاکی از آن بود که بخش قابل توجهی از حواشی و توقیف ها از همین ظاهر ناشی می شود.
این گزاره تا هفته گذشته چندان اشتباه به نظر نمی رسید و در میان اعراب نیز یافت می شد. چرا که وجه تاریک شخصیت ابراهیم ویسی بر خصوصیات انسانی او غلبه داشت و لحن بازی حسن پورشیرازی یادآور هیولای «پیر پسر» یا نقش های مشابه در فیلم های «زن و بچه» و «آرامبخش» بود.
با این حال، قسمت هفتم Notorious نقطه عطفی موثر بود که این تعصب را شکست و خنثی کرد. در این قسمت مختصات جدید شخصیت ابراهیم ویسی ارائه شد. این نه تنها او را کاملاً از برده باستانی جدا کرد، بلکه نشان داد که موقعیت مرکزی سریال حول نوعی تضاد منافع ناشی از بدشانسی طراحی شده است و نه جنگ تمام عیار پدر و پسر. ما دیگر با هیولایی خالی از هیچ احساسی طرف نیستیم. در عوض، ابراهیم برخلاف قضاوت اولیه، مردی خاکستری و ملموس به نظر می رسد. مثل خیلی از ما که در موقعیت های مختلف وجوه مختلفی از خودمان را نشان می دهیم.
«بدنام» که در قسمت ششم و هفتم عشق پدرانه ابراهیم را فاش کرد، در قسمت هفتم به وضوح روی دیگر سکه این شخصیت را آشکار کرد. او دیگر فقط یک موجود عجیب نیست. بلکه یک مرد معمولی است که سعی می کند زندگی غمگین خود را سامان دهد. جالب اینکه محبت، تعهد، ازدواج مدنی و قانونی، احترام و… با مفاهیم اخلاقی آشنایی زیادی دارد.
«بادنم» با هفتمین قسمت خود نشان داد که قصد سود بردن از موفقیت شخصیت هایی مانند غلام باستانی یا ارائه کپی از آنها به مخاطب را ندارد. برعکس، این سریال اکنون سعی دارد شخصیت خود را از دل تضادها و پیچیدگی های انسانی بیرون بکشد. جایی بین خشونت و شفقت، قدرت و شکنندگی، تسلط و نیاز به دوست داشته شدن.
ابراهیم ویسی دیگر فقط یک نوع یا یک دشمن مطلق نیست. لایههای پنهانی وجود دارد که به مرور زمان پدیدار میشود و همین موضوع رویارویی او با اسماعیل را در قسمتهای بعدی جذابتر و البته سختتر میکند. شاید مهم ترین موفقیت قسمت هفتم این بود که از زیر سایه قضاوت های اولیه خارج شد و ثابت کرد که بیشتر برای تماشاگر دارد. در این میان نمی توان از هنر نظرگیر حسن پورشیرازی غافل شد. این بازیگر پیشکسوت که در سالهای اخیر حرفه بازیگری خود را به سطح بالاتری رسانده است، در «بادنم» نشانههای ظریفی از شخصیتی شکننده و طرد شده را ارائه میکند. او فردی نیست که به دلیل وحشی بودن به دنبال نافرمانی باشد، بلکه فردی است که به دلیل سال ها تنهایی دچار نوعی بی اعتمادی است و سعی دارد به نحوی زندگی عاطفی خود را بازسازی کند. ما امیدواریم
5959
گردآوری شده از رسانه خبر آنلاین






ارسال پاسخ