به گزارش آنلاین روزنامه قدس، وی نوشت: فیلم جدید علی بهراد ضعیف و ضعیف است. این فیلم به جای برچسبهایی مثل «برانداز» بر فیلم ایرانی یا جنجالیترین فیلم اجتماعی سال، فیلمی است که فروش را از طریق حاشیه و تبلیغات حساب میکند! سینماها را پر می کند، اما فیلم نه داستان درستی دارد و نه شخصیت پردازی حساب شده ای که مخاطب را قانع کند. فقط چند صحنه متشکل از کنایه های بازیگر زن، شوخی های جنسی و لحظاتی که صدای “بیهوده” پخش می شود. حذف آنها آسیبی به بدنه اصلی فیلم وارد نکرد، اما حضور آنها به حاشیه سازی و تبلیغ فیلم کمک کرد.
قبل از اینکه فیلم «کنار تهران» به دلیل ماهیت سینمایی اش دیده شود، بر موجی از افراط سیاسی و فرهنگی سوار بود. از کمپین های توقف اکران گرفته تا ویروسی شدن تیزر فیلم که سکانس هایی از حرکات موزون این بازیگر زن و صداپیشگی خواننده زن خارجی «سوگند» را به نمایش می گذاشت. اتفاقی که این اثر را به یک پرونده جنجالی جدید در عرصه فرهنگی ایران تبدیل می کند تا فیلمی.
یکی از دلایل پر شدن سالن های سینما به دلیل شایعات و شایعات فروش فیلم «نیمه شب» (که از اواخر اسفندماه اکران شده و در سالن های رسمی تبلیغ نشده است) در آینده نزدیک با فروش حدوداً 8 میلیارد تومانی طی 10 روز اکران خود به فروش می رسد. در واقع کمپینی که برای ممنوعیت فیلم «تهران در کنار شماست» راه اندازی شد و بحث های پیرامون آن باعث شد تا این فیلم بیشتر تماشا و فروش شود. کمپین مورد بحث شامل تهمت، عادی سازی روابط نامشروع، استفاده از آهنگ های بدون اجازه و غیره است که به سبک زندگی و رفتار غربی مغایر با مسایل اسلامی، خلاف شرع و آداب و سنن اجتماعی دامن می زند. مسائل مورد اعتراض قرار گرفت و اجازه نمایش چنین فیلمی از سوی وزارت فرهنگ و سازمان سینمایی ارشاد اسلامی صادر شد.
اما پنجشنبه هفته گذشته قوه قضائیه پس از اکران فیلمی با محتوای خلاف عفت عمومی اعلام کرد که برای دست اندرکاران این حادثه شکایتی تشکیل شد اما روز گذشته با دستور مقام قضایی و نظارت وزارت ارشاد محتوای غیراخلاقی این فیلم حذف و نسخه اصلاح شده آن در سینماهای سراسر کشور اکران شد.
اگرچه این کمپین پای قوه قضائیه را برای صدور احکام مصادره باز کرد، اما در عمل باعث دیده شدن و تبلیغ بیشتر فیلم شد. فیلمی که روایتی غیررسمی از زندگی برخی جوانان تهرانی را به نمایش می گذارد، سبک زندگی ای که با گسترش شبکه های اجتماعی برای مردم بیگانه نیست و پیش از این بارها در سینمای ایران به تصویر کشیده شده است، بنابراین با یک فیلم آوانگارد اجتماعی روبرو نیستیم.
علی بهراد نویسنده و کارگردان فیلم سینمایی «تهران کینارات» در گفتوگویی تاکید کرد که میخواهد «تصویر جوانانی را که نقشی در اکران سینما ندارند و گروهی که مدتهاست به سینما نرفتهاند و مخاطب اصلی این فیلم هستند، یعنی با دعوت از کودکان خردسال با میانگین سنی ۲۰ سال به سینما نشان داده و محتوایی را که در سینما ساخته شده است، ببینند». در نتیجه، آنچه ظاهر میشود، مانند شخصیتهای اصلی است که در روابط، کار، زندگی و بسیاری مسائل دیگر در هوا رها شدهاند. فیلم نیز دوسویه است.
لحن و تم الکان
داستان فیلم با بازگشت «لیلی» (آناهیتا افشار) به ایران برای شرکت در مراسم عروسی دوستش آغاز می شود و دیدار مجدد او با «پاشا» (علی شادمان) منجر به مرور خاطرات گذشته آنها می شود. اگرچه فیلم سعی دارد رابطه دو جوان ساکن تهران را روایت کند، اما از نظر داستانی و شخصیت پردازی همچنان قابل توجه است.
این فیلم به جای اینکه داستانی خاص و جذاب داشته باشد، ماکتی از موقعیت و زندگی دو جوان پایتخت نشین را نشان می دهد که رابطه ناموفقی با هم دارند، اما دلایل شکست این رابطه یا بروز اعتیاد و دلشکستگی بین آنها در فیلم مطرح نشده است. به نظر می رسد کارگردان در مواجهه با موقعیت های اجتماعی فیلم، کولاژ جالبی از نحوه زندگی جوانان تهرانی ساخته است. از بازدید از رستوران ها و کافه ها گرفته تا بازی های دسته جمعی، تماشای فیلم های گروهی و رفتن به مهمانی ها.
فیلم سعی دارد روابط انسانی را در بستر شهری مانند تهران نشان دهد. از این رو اکثر نماهای بیرونی نیمه شب زیر نورهای روشن تهران گرفته می شود تا آرامش و تنهایی شهر را به نمایش بگذارد و در لایه محتوا تنهایی، حسرت و فاصله نامرئی مردم را به تصویر بکشد، اما برای پرکردن خلأهای فیلمنامه روی موقعیت هایی مانور می دهد که خلاف روایت رسمی و عرفی جامعه است. از روابط آزادانه و بی پروا شخصیت ها تا تماشای مشروبات الکلی (و مضحک ترین سکانس مربوط به مردی عجیب با بازی علی مصفا است که برای دقیقه ای در توالت رستوران ظاهر می شود و به پاشا نوشیدنی الکلی تعارف می کند).
از سوی دیگر، فیلم به جای جریان داستانی کلاسیک با فراز و نشیب های دراماتیک در ساختار روایی خود، بر مکث ها، سکوت ها و نگاه های شخصیت ها تکیه می کند و در برخی جاها سعی می کند لحنی شاعرانه و درون گرایانه پیدا کند، اما از آنجایی که داستان ضعیف است، لحن نیز دچار لکنت می شود، مثلاً در جایی که لیلی بیشترین صحبت را از خاطره اش از مادرش می زند و اشکبارتر از مادرش می گوید. این در مورد شخصیت است، اما به ابهامات او نیز می افزاید. پدر و مادر لیلی کجا هستند یا لیلی چگونه در خانه ای مجلل زندگی می کند، خانه ای با تراس بزرگ که می توان مکانی دوستانه برای تماشای فیلم در آن ایجاد کرد یا در این مورد، وقتی «پاشا» از خاطرات تلخ فقر و گرسنگی خود می گوید، تجربه اش از فقر با تصویرش در فیلم همخوانی ندارد و باورکردنی نیست.
سوار بر یک روایت آزاد
فیلم اگرچه ایده های بصری جذابی دارد، اما از کمبود داستان و شخصیت رنج می برد. «تهران کنار توست» به جای قدرت روایت، به نمایش بصری کارگردانش متکی است. اگرچه این فیلم قصد دارد تجربه ای احساسی از روابط جوانان امروز تهران را نشان دهد، اما از نظر روایت و سبک آنقدر ضعیف است که داستان های فرعی (مثل دختر و پسر پمپ بنزین) کارکردی جز بیانیه اعتراضی شعاری و اغراق آمیز ندارد.
اگرچه تهران فقط یک لوکیشن در فیلم نیست، بلکه بخشی از روابط عاطفی و روانی شخصیت هاست، اما مشکل واقعی فیلم از جایی شروع می شود که این ایده رسمی، خلأ داستان قوی و شخصیت های دارای هویت مشخص را پر نمی کند. در واقع بزرگترین نقطه ضعف فیلم نبود درام منسجم است. فیلم بیش از حد به موقعیت های درهم و برهم و حالات لحظه ای شخصیت ها متکی است و در نتیجه ترسیم یک مسیر روایی روشن از این موضوع دشوار است. روایت نه آنقدر دقیق است که تنش ایجاد کند و نه آنقدر شخصیت محور است که مخاطب را به خود بکشاند. «تهران در کنار توست» به دلیل ساختار ضعیفی که دارد، حتی در قالبش هم حرفی برای گفتن ندارد، چرا که اطلاعاتی که به مخاطب می دهد کم و پراکنده است.
شخصیت پردازی غیرقابل دفاع است. شخصیت ها بیشتر شبیه تیپ های شیک نشسته در کادر به نظر می رسند تا افرادی با زمینه ها، انگیزه ها، تفاوت ها و اشتراکات. چرا که فیلم اطلاعات دقیق و کافی برای نزدیک کردن مخاطب به دنیای درونی شخصیت ها ارائه نمی کند. در نتیجه، روابط عمدتاً در سطح باقی می مانند. در فیلمی که باید بر بار عاطفی روابط تکیه کرد، این ضعف ضعف کوچکی نیست!
فیلمی با مخالفت خوانی گلدرشت
قاب ها، نورپردازی و میزانسن نشان می دهد که کارگردان علاقه مند به خلق دنیایی معاصر و پر زرق و برق، تهرانی شیک است، اما مشکل اینجاست که فرم بیش از حد بر محتوا حاکم است. وقتی فیلم نمی تواند شخصیت ها و موقعیت های دراماتیک قابل باوری خلق کند، زیبایی بصری به تنهایی نمی تواند بار درام را به دوش بکشد.
«تهران در کنار توست» خیلی فراتر از یک فیلم کامل، مجموعهای از چندین پلان دیدنی است که منسجم نیستند، به طوری که در نهایت تماشاگر به جای علاقه به سرنوشت شخصیتها، فقط به حال و هوای فیلم علاقه دارد، در حالی که در سینما باید «روایت» باشد و نه صرفاً ایدههای بصری، با خوانشهای متضاد گلهای اجتماعی!
شاید این فیلم بر اساس ایده های بصری برای برخی از مخاطبان جذابیت داشته باشد، اما نبود داستان شفاف، شخصیت پردازی های سطحی و تکیه بیش از حد به فرم مانع از دستیابی فیلم به یک اثر خوب و تبدیل به یک عقب گرد برای تهیه کننده می شود.
سینمای علی بهراد در «تهران کینارات» بیشتر به «ژست سینمایی» نزدیک است تا فیلمسازی که با به تصویر کشیدن زندگی مدرن جوانان پایتخت و عبور از خطوط قرمز سنتی سینمای ایران سعی در ایجاد جنجال برای فیلمش دارد.
از سوی دیگر، فیلمساز آنقدر غرق در تصویرسازی های شیک و طراحی میزانسن های احساسی برای فضای شهری تهران است که فراموش می کند سینما قبل از متعهد شدن به نماهای چشم نواز، به داستانی برای گفتن و شخصیتی برای همذات پنداری نیاز دارد. فیلم از همان دقایق ابتدایی مخاطب را در خلأ روایی رها می کند. خلایی است که جز لکنت روایی چیزی برای کار به ارمغان نمی آورد.
شخصیت پردازی ویترینی الکان از رابطه دو جوان مدرن که با کمی روشنفکری در لوکیشن های تهران به صورت ماکتی راه اندازی شده بود، نتوانست خلأ روایی و شخصیت پردازی را پر کند و فیلم بیشتر به یک ویدئو کلیپ مبسوط تبدیل شد.
این فیلمی است که نه خاطره احساسی ایجاد می کند و نه پرسش عمیق فکری برای تماشاگر جدی سینما، زیرا عمقی در روایت آن وجود ندارد. شاید بعد از تخیل علی بهراد که از نظر فرم و بیان جلوتر از کار جدید اوست، زمان آن رسیده باشد که از دنیای خودنمایی قاب ها در تهران کنارت فاصله بگیریم و به اصول اولیه سینما یعنی روایت و قصه گویی بازگردیم.
17302
گردآوری شده از رسانه خبر آنلاین






ارسال پاسخ