بعدی- «مارتی سوپریم» سعی می کند جذابیت پینگ پنگ و شخصیت پیچیده قهرمان خود را به رخ بکشد، اما ضعف داستان در ناهماهنگی و ناهماهنگی مانع از رسیدن فیلم به اوج تاثیرگذاری می شود.
طبق گزارش انتخابتو به نقل از D’Rap، دیدن مسیرهای مجزای دو هنرمند خلاق و درک اینکه هرکدام از همان ابتدا چه نقشی در کار مشترکشان داشته اند، همیشه جذاب است. برادران کوئن از هم جدا شدند. در حالی که اتان کوئن مجموعهای از کمدیهای جنایی جذاب را خلق کرده است، جوئل اقتباس هنرمندانهای از مکبث شکسپیر ارائه کرده است و نشان میدهد که هر کدام از آنها در زمان خلق بارتون فینک و لبوفسکی بزرگ چقدر متفاوت هستند.
جاش و بنی صفدی یکی از جالب ترین نمونه ها هستند. چرا که نویسندگان و کارگردانان «روزگار خوش» و «جواهرات نتراشیده» هر کدام یک فیلم مستقل در این سال ساختند; هر دو درام تاریخی در مورد یک ورزش رو به رشد و در آستانه محبوبیت بین المللی بودند. هر دو فیلم قهرمانان آمریکایی ناقصی هستند که به دنبال موفقیت در ژاپن هستند. اما در حالی که Benny Safdie’s Shredder یک فیلم زندگینامه ای آرام و عجیب و غریب MMA با پیامی معنادار است، Josh Safdie’s Marty Supreme یک فیلم پینگ پنگ پرتنش و ترسناک است که با یک نت شیرین و تقریباً کاملاً ناامیدکننده به پایان می رسد.
ترکیب این دو فیلم می تواند یک شاهکار خلق کند، اما به طور جداگانه Shredder و Marty Supreme از جنبه های کاملاً متفاوت ضعیف هستند.
تیموتی شالامه که هنوز در تمام نقش هایش عالی است، نقش مارتی ماوزر، شخصیت اصلی مارتی قادر مطلق را بازی می کند. مردی که نامزدش را باردار می کند، پول عمویش را می دزدد و به یک تورنمنت بین المللی پینگ پنگ در دهه 1950 انگلستان می رود. در اینجا او مخفیانه وارد یک هتل گران قیمت می شود و بازیگر سابق کی استون (گوئینت پالترو) را اغوا می کند. این واقعیت که مارتی یک بازیکن پینگ پنگ خوب است تقریباً یک مسئله جانبی است. او واقعا با استعداد است اما برای پیروزی در مسابقه کافی نیست و رویاهای او برای تبدیل شدن به یک قهرمان مشهور و ثروتمند جهان بر باد رفته است.
ادامه فیلم چند ماه بعد اتفاق میافتد، زمانی که مارتی به خانه برمیگردد و ناگهان همه مشکلاتش آشکار میشود. نامزد سابق او راشل (اودسا آزیون) باردار است و در یک ازدواج نادرست گیر کرده است و اکنون مارتی او را در طرح های پول سازی خود درگیر می کند. عمویش میخواهد پولش را پس بگیرد یا از مارتی میخواهد رویاهایش را رها کند و در یک مغازه کفشفروشی کار کند. جامعه تنیس روی میز می خواهد به مارتی پول بدهد تا بی نظمی هایش در انگلیس را جبران کند و مارتی باید پول کافی برای رقابت با ملی پوشان ژاپنی خود برای اثبات ارزش خود به دست آورد.
مشکلی که مارتی نمی بیند این است که او واقعاً ارزشی ندارد. شاید او خود را در بهترین حالت یک سرپیچی یا بی باک تصور می کند، نوعی ضدقهرمان که شجاعتش نقص های اخلاقی او را جبران می کند. اما نه مارتی و نه مارتی سوپریم هرگز نمی پذیرند که او یک هیولا است و تقریباً تمام زندگی هایی را که لمس کرده است نابود کرده است. هیچ دنیای منطقی وجود ندارد که مارتی در آن لایق رسیدن به اهدافش باشد. او حتی پشت میز پینگ پنگ هم به اندازه کافی تلاش نمی کند. او بدون تمرین یا مطالعه انتظار دارد در مسابقه ای مقابل بهترین حریف خود پیروز شود. حتی لحظه ای که نفس او ضربه می زند اثر ماندگاری ندارد و فردای آن روز به خود قبلی خود باز می گردد.
جاش سافدی به خوبی توانسته است فشار مارتی را منتقل کند و وقتی او دستش را محکم می کند، تماشاگران ناگزیر اضطراب او را احساس می کنند. با این حال فیلم طعم «جواهرات تراش نخورده» را که نفس گیرتر، معنادارتر و پایان بهتری دارد را ندارد. بهعنوان یک درام ورزشی، مارتی سوپریم شکست میخورد زیرا نمیداند چگونه داستان را در حالی که چیزی در مورد مارتی یا مسیرش میگوید به پایان برساند.
«مارتی سوپریم» نه میفهمد که چرا مارتی در پینگپنگ موفق است و نه نشان میدهد که چرا به حریفان برتر میبازد. این داستانی از شور و اشتیاق است که برای دستیابی به اهداف نیازی به تلاش واقعی ندارد، بنابراین پیشرفت مارتی، حداقل زمانی که در زمینه پینگ پنگ دیده می شود، تصادفی و غیرقابل قبول به نظر می رسد. هیچ داستان دراماتیکی وجود ندارد، فقط ناامیدی و پایانی نامنسجم که به طور ارگانیک از آن ناامیدی رشد نمی کند.
به جای یک روایت ورزشی منسجم، تنها نمادهای مارتی باقی مانده است. او می گوید: او نماینده آمریکا است، کشوری که در آن خودخواهی گستاخانه پاداش می گیرد و هیچ کس برای موفقیت مجبور نیست چیزی یاد بگیرد. ما فقط به یک فرصت نیاز داریم تا خودمان را ثابت کنیم. این فیلم نشان می دهد که غرور آمریکایی بزرگترین واقعیت آنهاست و استعدادهای واقعی آنها در درجه دوم اهمیت قرار دارد. و هر آسیبی در مسیر موفقیت قابل بخشش است. آنها موجودات بی پروایی هستند که هر چیزی را که لمس می کنند نابود می کنند، اما هیچ کس برایشان مهم نیست که در کاری خوب باشند یا خوش شانس باشند.
شاید این پیامی باشد که صفدی می خواهد بدهد، اما اگر چنین است، پیام او سطحی است. خودستایی سطحی برای شجاعت آمریکایی به قیمت بهای دیگران. فیلم ویرانی مارتی را می بیند و آن را با بی تفاوتی رد می کند. نه از روی همدلی واقعی، بلکه به این دلیل که ما باید تحت تأثیر شجاعت آمریکایی او قرار بگیریم. شاید این یک چالش در نظر گرفته شود که فیلم هیچ یک از دلایل احتمالی رد مارتی را توسط تماشاگران بررسی نمی کند، اما در واقع کوته بینانه و تنگ نظرانه است.
“مارتی سوپریم” با سرعت رعد و برق تحویل داده می شود. Shredder بنی صفدی بسیار کند است، اما قلب، شوخ طبعی و پیامی واضح برای پشتیبان گیری از آن دارد. هر یک از این ویژگی ها مارتی سوپریم را به طور قابل توجهی بهبود می بخشید. Safdies از هم جدا شدند و هر کدام نیمی از یک فیلم ورزشی بزرگ را تشکیل دادند. ای کاش مجبور نبودیم آنها را جداگانه ببینیم.






ارسال پاسخ