نصب نقاشی دیواری جدید در میدان انقلاب تهران با تصویر نمادین حمله به ناو هواپیمابر آمریکایی، نه تنها در رسانه های اروپایی و آمریکایی بازتاب داشت، بلکه به سرعت به یکی از موضوعات پرمخاطب رسانه های صهیونیستی و کاربران عبری زبان در شبکه های اجتماعی تبدیل شد.
به گزارش مهر، با تشدید تنش های لفظی تهران و واشنگتن و همزمان با تحرکات نظامی آمریکا در منطقه، این نقاشی دیواری مورد توجه رسانه های مختلف قرار گرفت. از خبرگزاریهای اصلی غربی مانند یورونیوز، گاردین، آسوشیتدپرس، نیوزویک، سیانان تا وبسایتهای عبری و کانالهای خبری که این تصویر را با تمرکز ویژه بر جنبههای امنیتی و پیامهای نمادین بازنشر و تحلیل کردند.
در این میان، نحوه توصیف رسانههای غربی و عبری از «اثر شهری نمادین» نشان میدهد که نقاشی دیواری میدان انقلاب، فراتر از یک اقدام تبلیغاتی داخلی، به بخشی از جنگ روایتها در حوزه رسانهای بینالمللی تبدیل شده است. روایتی که در آن هر رسانه ای به دنبال بازتعریف پیام و عملکرد خود با توجه به مخاطب، جهت گیری سیاسی و چارچوب تحلیلی خود است.
همزمان با انعکاس نقاشی دیواری میدان انقلاب تهران بر رسانه های غربی، بخش قابل توجهی از انعکاس این تصویر در رسانه ها در منطقه عبری زبان رخ داد. جایی که رسانههای مرتبط با جامعه حریدی و همچنین کاربران شبکههای اجتماعی عبری، این تصویر را با تمرکز شدید بر امنیت و مولفههای تهدیدمحور بازنشر کردند و نظر دادند.
پایگاه خبری-تحلیلی «در اتاق حریدی» (בקדרי חרדים) وابسته به جامعه حردی (یهودیان ارتدوکس) و به طور ویژه به مسائل امنیتی و سیاسی رژیم صهیونیستی پرداخته است، با انتخاب عکسی که خبرگزاری مهر آمریکا علیه تهدید تودهای آمریکایی با عنوان «تهدید تودهای آمریکایی» با عنوان «تهدید تودهای آمریکایی مهر» با عنوان «تهدید تودهای آمریکایی» از «مهر» منتشر کرده است. حامل ها”.
این رسانه صهیونیستی در گزارش خود تاکید کرد که بنری که در قلب تهران نصب شده، حمله مستقیم به ناو هواپیمابر آمریکایی را شبیه سازی کرده و ارزیابی کرده است که حامل پیامی تهدیدآمیز علیه آمریکا است. تمرکز این گزارش بیشتر بر جنبههای بصری تاثیر بود و این پیام را القا میکرد که هرگونه اقدام نظامی علیه ایران پرهزینه خواهد بود و نقاشی دیواری به عنوان نشانهای از “هشدار عمومی تهران” تعبیر شد.
در این زمینه، وبسایت «کیکار هشابت» (כיקר השבת)، یکی دیگر از رسانههای معروف عبری با تمرکز بر جامعه حردی، روایت خود را در چارچوبی گستردهتر و بازتر ارائه کرد. وی با عنوان «در انتظار ترامپ/ ادامه تحریک ترامپ: این بیلبوردی است که در قلب تهران قرار گرفته است» تلاش کرد نقاشی دیواری میدان انقلاب را مستقیماً به تحولات سیاسی و نظامی روز مرتبط کند.
در متن خبری این سایت مدعی شده است که ایرانی ها برای «جنگ قیامت» با آمریکا آماده می شوند. اظهار نظری که بیش از توصیف واقعیت در صحنه است، چارچوب ذهنی و امنیتی رسانه های عبری را منعکس می کند. این رسانه همچنین با اشاره به حضور ناو هواپیمابر «آبراهام لینکلن» در منطقه، نقاشی دیواری را بخشی از فضای درگیری توصیف کرد و اعلام کرد که منتظر تصمیمات آتی کاخ سفید است و در سناریوی تشدید درگیری سعی در بازخوانی تصویر دارد.
فراتر از رسانه های رسمی، تصویر نقاشی دیواری میدان انگلیسی که با استناد به عکس های خبرگزاری مهر تهیه شده بود، در میان کاربران عبری زبان شبکه های اجتماعی نیز بازتاب گسترده ای پیدا کرد. کاربران این عکس را اغلب بدون ارائه اطلاعات پس زمینه بازنشر کردند و آن را «شبیه سازی بمباران یک ناو هواپیمابر آمریکایی» توصیف کردند. در بیشتر این واکنش ها، شعار روی دیوار، «باد بکار، طوفان درو کن» به عنوان یک پیام تهدید مستقیم برای آمریکا و متحدانش تعبیر شد.
برخی از کاربران عبری با تمرکز بر مکانی که دیوارنگاره در آن قرار گرفته بود، یعنی میدان انقلاب تهران، تلاش کردند تا بار نمادین مضاعفی به آن ببخشند و سعی کردند آن را نشانه ای از “پیام رسمی حاکمیت ایران” بدانند. روایتی که در چارچوب های غالب رسانه های عبری حرکت می کند.
خوانش نقاشی دیواری تهران توسط رسانه های اروپایی و آمریکایی
نقاشی دیواری میدان انقلاب تهران علاوه بر رسانههای عبری، بازتاب قابل توجهی در رسانههای اروپایی و آمریکایی داشت. رسانههایی که سعی میکنند این تصویر را عمدتاً در چارچوب تنشهای سیاسی و نظامی اخیر تهران و واشنگتن تحلیل کنند، آن را نشانهای از پیام هشداردهنده ایران نسبت به اقدامات آمریکا در منطقه میدانند.
گاردین نوشت: کسی که باد می کارد طوفان درو می کند؛ نقاشی دیواری در تهران هشدار تلافی جویانه در برابر حمله آمریکا است، مقامات ایرانی نقاشی دیواری عظیمی را در میدان انقلاب تهران فاش کرده اند که تهدیدی مستقیم برای آمریکا است. حامل الگویی شبیه به نوارهای پرچم آمریکا است.”
این روزنامه شعار «باد بکار و طوفان درو» در نقاشی دیواری را مکمل پیام تصویری ارزیابی کرد و بر زمان افتتاح تابلو با ناو هواپیمابر «آبراهام لینکلن» و کشتیهای همراه آن که عازم منطقه میشوند، تأکید کرد. به گزارش گاردین، اقدامی معنادار در شرایط تشدید تنش ها و اظهارات اخیر دونالد ترامپ درباره احتمال اقدام نظامی علیه ایران است.
گزارش گاردین همچنین به جایگاه نمادین میدان انقلاب به عنوان مکانی که در آن جلسات رسمی برگزار میشود و نقاشیهای دیواری بسته به رویدادهای سیاسی به طور دورهای تغییر میکرد، اشاره کرد.
یورونیوز با پوشش نقاشی دیواری در میدان انقلاب تهران، بیش از هر چیز بر «زبان تصویر» و کارکرد نمادین آن تمرکز کرد. این رسانه با تشریح جزئیات عناصر بصری نقاشی دیواری نوشت که ناو هواپیمابر آمریکایی با هواپیماهای جنگی آسیب دیده و منفجر شده روی عرشه به تصویر کشیده شده است و به جاده های خونینی که در امتداد کشتی می گذرد و یادآور خطوط پرچم ایالات متحده است، اشاره کرد.
در روایت یورونیوز، بصری تنها یک عنصر تزئینی نیست، بلکه ابزار اصلی انتقال پیام است. پیامی است که از طریق ترکیب نمادها و عناصر بصری بدون نیاز به توضیح مستقیم منتقل می شود.
این رسانه همچنین با اشاره به اضافه شدن همزمان شعار «بکار باد تا طوفان را درو خواهی کرد» به دو زبان فارسی و انگلیسی، تاکید کرد که این نقاشی دیواری تنها برای مخاطبان داخلی نبوده بلکه آگاهانه مخاطبان بینالمللی را هدف قرار داده است.
یورونیوز این اثر را در چارچوب تنش های سیاسی و نظامی بین تهران و واشنگتن تحلیل کرده و این واقعیت را که اثر همزمان با انتقال کشتی های آمریکایی به منطقه ظاهر می شود، عنصری تعیین کننده در درک پیام بصری ارزیابی کرده است.
آسوشیتدپرس در گزارش خود به «عملکرد پیام رسان» این شعار و متن کنار تصویر پرداخته و ارزیابی کرده است که این پیام را منتقل می کند که هرگونه اقدام نظامی علیه ایران می تواند عواقب پرهزینه ای داشته باشد. آژانس با توصیف عناصر بصری نقاشی دیواری، از ناو هواپیمابر آسیب دیده گرفته تا انفجار هواپیماهای جنگی و لکه های خون روی عرشه، اظهار داشت که این کار بیش از هر چیز دیگری تلاشی برای انتقال یک هشدار بازدارنده است.
این رسانه ها همچنین با اشاره به زمان رونمایی از این نقاشی دیواری، آن را در چارچوب تحرکات نظامی آمریکا در منطقه و اظهارات اخیر مقامات آمریکایی به ویژه دونالد ترامپ تحلیل کردند و این همزمانی را عنصری کلیدی در درک پیام تصویر دانستند. در این زمینه برخی رسانه های آمریکایی از جمله نیوزویک به خود تصویر و نمادهای آن پرداختند و نقاشی دیواری میدان انقلاب را نمونه ای از تبدیل تصویر شهری به نماد سیاسی در چرخه خبری بین المللی توصیف کردند.
نیوزویک این موضوع را بیشتر در قالب «انعکاس تصویر در متن تقابل» مورد بحث قرار داد و عناصر بصری را به عنوان اجزای اصلی روایت برجسته کرد. این رسانه نیز مانند دیگر رسانه های آمریکایی، این نقاشی دیواری را در چارچوب ادبیات تنش بین تهران و واشنگتن تفسیر کرد و نشان داد که چگونه تصویر شهری با ورود به چرخه خبری بین المللی تبدیل به یک سیگنال سیاسی می شود. روایت نیوزویک به شدت بر خود تصویر و نمادها متمرکز بود و سعی شد پیام اثر به عنوان یک هشدار نمادین تبیین شود.
شبکه خبری سیانان (سیانان) که خبرنگار آن در تهران حضور داشت و با شهروندان کنار بیلبورد میدان الجینال مصاحبه کرد، پیام نقاشی دیواری و مردم ایران را به گوش جهانیان رساند. وی جمله «اگر باد بکاری طوفان درو می کنی» این گونه تعبیر کرد که اگر آمریکا به ایران حمله کند، ایران حمله تلافی جویانه سنگینی انجام خواهد داد. این خبرنگار شبکه آمریکایی سی ان ان به سخنان شهروندان ایرانی تاکید کرد که در صورت حمله آمریکا، تهران با موشک های بالستیک به شدت پاسخ خواهد داد. اگرچه برخی در این گفتگو احتمال حمله آمریکا را بعید می دانستند.
حرف آخر
پوشش دیواری میدان انقلاب تهران در رسانه های اروپایی و آمریکایی نشان می دهد که این تصویر چیزی فراتر از یک اقدام تبلیغاتی یا یک رویداد صرفاً داخلی تلقی می شود و به عنوان بخشی از زبان نمادین سیاست در متن تنش های جاری تعبیر می شود.
تمرکز رسانه های اروپایی و آمریکایی بر عناصر بصری، زمان ظهور و همراهی آن با تحولات میدانی و سیاسی نشان می دهد که دیوارنگاره در روایت غربی، آغاز اقدام نظامی نیست، بلکه پیام هشدار و بازدارندگی در عرصه درگیری لفظی و ژئوپلیتیکی است. به همین دلیل رسانههای غربی عمدتاً سعی کردهاند از سناریوهای احساسی دوری کنند و تصویر را در قالب نشانهای نمادین و ارتباطی بررسی کنند و آن را در چارچوب تحولات منطقهای تبیین کنند.
در همین حال، رسانههای عبری بر مفاهیم درگیری و اضطرار تأکید کردند و خواندنی امنتر و مملو از فرضیات تهدیدمحور را ارائه کردند. این تفاوت در رویکرد نشان میدهد که یک تصویر واحد میتواند به روایتهای کاملاً متفاوت و حتی متناقض بسته به زمینه رسانهای و سیاسی تبدیل شود.






ارسال پاسخ