محسن برهانی: باید بین آمارهای مختلف مرگ و میرها وجه اشتراک پیدا کنیم

محسن برهانی: باید بین آمارهای مختلف مرگ و میرها وجه اشتراک پیدا کنیم

رئیس جمهور دستور ویژه ای برای روشن شدن تعداد کشته شدگان صادر کرد. این خبری است که روز پنجشنبه توسط مقامات دولتی به رسانه ها اعلام شد و بلافاصله بازتاب گسترده ای پیدا کرد.

به گزارش اعتماد، معادله تعداد فوتی ها در دوره اخیر یکی از موضوعاتی است که پس از حوادث تلخ دی ماه 1404 بحث های زیادی را به همراه داشته و ارقام مختلفی در این زمینه منتشر شده است. بنیاد شهید و شورای امنیت ملی روز 10 بهمن ماه تعداد کشته شدگان حوادث دی ماه 1404 را 3117 نفر اعلام کردند که البته این رقم ابتدا در رسانه های ماهواره ای فارسی 12 هزار نفر اعلام شد و سپس به 36 هزار و 500 نفر افزایش یافت. این تمام ماجرا نبود و برخی رسانه های غربی نیز ارقام دیگری را ارائه کردند که بر سردرگمی ها افزود.

یکی از مجلاتی که تعداد کشته شدگان در ایران را 30 هزار نفر اعلام کرد، مجله تایمز بود. بلافاصله پس از انتشار این ارقام، این سوال در میان افکار عمومی و تحلیلگران ایرانی مطرح شد که دلیل وجود چنین فاصله و تفاوت آمار رسمی با آمار رسانه ها چه بوده است؟

به عقیده بسیاری از تحلیلگران، این تفاوت حاکی از یک بحران اساسی در مدیریت اطلاعات رسمی و روایت در شرایط بحرانی است. رئیس جمهور برای رفع این ابهامات در روزهای پایانی هفته دستور انتشار اسامی کشته شدگان حوادث تلخ اخیر و روشن شدن تعداد کشته شدگان را صادر کرد. این خبری است که معاون اطلاع رسانی ریاست جمهوری روز پنجشنبه 19 بهمن در اختیار رسانه ها قرار داد.

مهدی طباطبایی در ادامه یادآوری خود گفت: همچنین سازوکاری برای بررسی دقیق و بررسی دقیق انواع اطلاعات و گزاره های متناقض تدارک دیده شده است. این اقدام پاسخی روشن به تقلب ها و آمار است. این اولین بار نیست که مسعود بیزیکیان سعی در شفاف سازی یک موضوع سیاسی و اعتراضی و ابعاد مختلف آن دارد.

وی که پیش از این ریاست کمیته رسیدگی به مرگ زهرا کاظمی، روزنامه‌نگار و عکاس ایرانی (درگذشت 11 تیر 1383) در دوران اصلاحات را برعهده داشت، به عنوان یکی از اعضای کابینه اصلاحات، این بار در تصویر رئیس‌جمهور سعی در شفاف‌سازی پرونده کشته‌شدگان حوادث دی‌ماه 1404 دارد. در بازداشت به دلیل سکته درگذشت. اما پزشکان دستور رسیدگی به این پرونده را دادند و این نظر را که کاظمی به عنوان وزیر بهداشت وقت باعث این آسیب شده است را رد کردند. او گفت که شکستگی جمجمه نمی تواند در نتیجه “برخورد تصادفی سر با جسم سخت” رخ داده باشد.

سال ها بعد عبدالله رمضان زاده سخنگوی دولت اصلاحات در گفت و گو با «شرق» گفت: پزشکان در جلسه دولت گفتند مطمئن بودند مرگ کاظمی عمدی بوده و اگر کاظمی به موقع مداخله می شد، زنده می ماند. وی خونریزی داخل جمجمه ای را علت مرگ کاظمی عنوان کرد اما گفت که شخص کاظمی را معاینه کرده و هیچ گونه کبودی و بریدگی در صورت وی مشاهده نکرده است.

با این حال، این بار پزشکان در تصویر رئیس جمهور تلاش می کنند تا ابهامات گسترده ایجاد شده در مورد تعداد افرادی که در حوادث اخیر جان خود را از دست داده اند، آشکار کنند. اما باید دید سازوکار ذکر شده از سوی معاونت اطلاع رسانی ریاست جمهوری شامل چه موارد و پیشنهادات قانونی است. اعتماد برای آگاهی از فواید و مضرات این کمیته تحقیق و ابعاد حقوقی پرونده شکایت کرد و در دیدار با وکلا سعی کرد ابعاد پنهان این معادله را روشن کند.

محسن برهانی: باید بین آمارهای مختلف مرگ و میرها وجه اشتراک پیدا کنیم

محسن برهانی، مدرس دانشکده حقوق و جرم‌شناسی دانشگاه تهران، ابتدا با اشاره به اهمیت اقناع افکار عمومی در شرایط بحرانی، گفت: اولین اقدام جلب اعتماد و اقناع اجتماعی مردم در بحث‌های حاکمیتی است، بنابراین دولت نمی‌تواند مطالبی را به صورت یک جانبه بیان کند و از شهروندان بخواهد که مطالبی را که از سوی جامعه و رسانه‌های داخلی و رسانه‌های داخلی و با وجود موضع‌گیری‌های رسمی داخلی و خارجی بیان می‌شود، بپذیرند. یک انتظار بسیار طبیعی است به همین دلیل، علاوه بر اظهارات رسمی، اقناع اجتماعی نیز مهم است. اصطلاحی به نام فیگور سیاه در جرم شناسی وجود دارد و وجود این فیگور سیاه برای بسیاری از نظام های حقوقی حائز اهمیت است.

زیرا عدد سیاه بیانگر فاصله جرایم واقعی ارتکابی در زمان و مکان معین با جرایمی است که منجر به دستگیری و محکومیت مجرمان شده است. به عبارت دیگر عدد سیاه فاصله بین جریان ظاهری و جرایم واقعی است. گفته می شود که شکل سیاه شبیه به قسمت قبلی مشاهده کوه یخ است. زیرا بیشتر کوه یخ زیر آب است.

برهانی ادامه می‌دهد: «لازم به ذکر است که تا زمانی که پیشنهادها، داده‌ها و اطلاعات در یک رابطه بین‌ذهنی بین شهروندان و دولت به اشتراک گذاشته نشود، تا زمانی که این پیشنهادات در تعامل متقابل تأیید نشود و در نتیجه نوعی رضایت وجدانی حاصل شود، نمی‌توان افکار عمومی را متقاعد کرد. 1404 برای اولین بار این اقدام نیز یک اقدام مثبت است، زیرا در گذشته چه حوادث سال 1357، چه در سال 1377 و چه در سال 1404، ما با کمبود مطلق در مورد مجروحان و کشته شدگان مواجه بودیم.

البته اولین قدم برای روشن شدن موضوع و پاسخ، یافتن منشأ این حوادث تلخ است تا تکرار نشود، آمار دقیق مجروحان و کشته شدگان، زمان وقوع حادثه، محل وقوع حادثه، شکل قتل یا جنایت و… یافتن اطلاعات است. من معتقدم این اقدام دولت گام مثبتی است اما از نظر نظام حکومتی در ایران تأخیر زیادی وجود دارد که البته تا کنون باید آن را نشانه خوبی تلقی کرد.» وی در پاسخ به این جهش ایمانی در پاسخ به این پرسش که چگونه می توان شکاف فعلی روایات رسمی و رسانه ها را پر کرد، می گوید: «وقتی صحبت از آمار کشته شدگان و متوفی به میان می آید، آماری که از سوی بنیاد شهید به شهادت رسیده است، تفاوت جدی است، باید بگوییم که این تفاوت جدی است که از سوی بنیاد شهید نمی ارزد. و آنهایی که برخی رسانه های خارجی اعلام کردند. تعداد آنها به ده ها هزار نفر می رسد.

این فاصله نشان می دهد که این فرآیند نباید به عنوان یک بیان یک جانبه، بلکه به عنوان یک رابطه دوجانبه بین شهروندان و دولت تعریف شود. تا به یک نقطه مشترک بین آمارهای مختلف در این زمینه برسیم. بهترین راه برای رسیدن به این موضوع، تعریف سایت و اعلام اسامی متوفیان است، اما برای اینکه اطلاعات یک طرفه نباشد، شهروندان می توانند نام و اطلاعات متوفیان را بدون شناسایی در این سایت بارگذاری کنند و این سایت موظف است درباره هر یک از اسامی اعلام شده استعلام و اطلاعات لازم را انجام دهد.

در این صورت همه مردم اعم از موافقان نظام، مخالفان نظام و مردم عادی می توانند وارد روند گفت و گو در این زمینه شوند و در نهایت خروجی این سامانه اصلاح آمار و اقناع اجتماعی است. برهانی در پایان یادآور می شود: در نظام حکمرانی خوب باید به افکار عمومی، نظر شهروندان و اقناع افکار عمومی توجه ویژه شود و به نظر من اگر دستورالعمل رئیس جمهور با توصیه های تکمیلی کارشناسان تکمیل شود، نه تنها آمار دقیق و تبیین شرایط را به دست می آوریم، بلکه گام بزرگی در راستای حکمرانی خوب برمی داریم.

علی مجتهدزاده: شکاف بین روایت رسمی و غیررسمی ناشی از کم‌توجهی به نهادهای مدنی، وکلای مستقل و رسانه‌های آزاد است.

علی مجتهدزاده حقوقدان و حقوقدان از زاویه ای متفاوت وارد این بحث شد و سعی کرد در مراسم های مختلف از ضرورت وجود نهادهای واسطه مانند رسانه ها، وکلای مستقل و نهادهای مدنی صحبت کند.

مقتحیدزاده در پاسخ به این سوال که چرا بین آمار رسمی کشته شدگان و رسانه های خارجی اینقدر تفاوت وجود دارد؟ وی افزود: امروزه این سوال از سوی بسیاری از شهروندان مطرح شده و باعث ایجاد ابهامات فراوانی شده است، این واقعیت است که این خلاء ناشی از بی توجهی سال ها به فعالیت های ضروری وکلا، رسانه های مستقل، نهادهای مدنی و سازمان های مردم نهاد است و اساساً هر جامعه ای در زمان بحران اجتماعی، سیاسی و عمومی نیازمند نهادهای مستقلی است که بر اساس قانون و مسائل عمومی وارد میدان شده و به عنوان یک رویداد عمومی، مسائل را بررسی و مسائل میانه را مورد بررسی و تحلیل قرار دهد. در مورد یک موضوع خاص

وی ادامه می دهد: این طیف متوسط در ایران مورد بی ادبی و ظلم قرار گرفته و عملاً فرصت فعالیت را از دست داده است، اگرچه اقدام اخیر رئیس جمهور برای شفاف سازی تعداد کشته شدگان اقدام خوبی است، اما معتقدم به دلیل عدم حمایت لازم غیرنظامی و رسانه ای ممکن است حداکثر اقناع مورد نظر را ارائه نکند. اصولاً این است که: وکلای مستقل در مواقع بحرانی وارد عمل شوند، ملت باید از حقوق خود دفاع کنند و اجازه ندهند که بی عدالتی رخ دهد.

این وکیل دادگستری با بیان ضرورت بعدی اقناع افکار عمومی می گوید: ضرورت سوم ایجاد و حمایت از نهادهای مدنی مستقل است که به عنوان رابط بین نظام حکومتی و مردم عمل می کنند و تصویر روشنی از آنچه در حال وقوع است ارائه می دهند، این نهادهای مدنی نیز اعتماد مردم را دارند و می توانند در جریان حوادث تصویر روشنی از واقعیت ها ارائه دهند و مردم را متقاعد کنند. امروز که نظام سیاسی کشور برای اقناع افکار عمومی نیاز به روایت خاص خود دارد، در همه جوامع این قانون، نهادهای مدنی و مدنی در سال‌ها و دهه‌های اخیر تحت فشار و محدودیت بوده‌اند.

مقتهیدزاده در پاسخ به سوال دیگری مبنی بر اینکه برای پر کردن این خلاء چه باید کرد؟ وی افزود: معتقدم تصمیم ریاست جمهوری مبنی بر شفاف سازی تعداد کشته ها و مجروحان حوادث اخیر اولین گام از مجموعه اقداماتی است که باید مورد توجه همه تصمیم گیرندگان و سیاست گذاران باشد.