“پل”؛ روایت موسی، خیبر و ایام جنگ

"پل"؛ روایت موسی، خیبر و ایام جنگ

به گزارش خبرگزاری انتخابتو به نقل از ایرنا، محمد عسگری و پدر کریمی به عنوان فیلمنامه نویس “پل”آنها داستان های خود را در روزهای عملیات خیبر می گویند، جایی که پل 14 کیلومتری خیبر، طولانی ترین پل شناور نظامی جهان در مرکز آن قرار دارد.

ما می توانیم پل را در دسته سناریوهای شخصیت محور قرار دهیم که با موسی در دبیرستان شروع و پایان می یابد. او قهرمان ژانر آشنای سینمای دفاع مقدس است که نمونه هایی از آن وجود دارد و در جذب مخاطب نسبتا موفق است.

فیلم با سرعت خوبی شروع می شود و اولین رویداد انگیزشی رخ می دهد. جایی که موسی برای حل مشکل اعتباری برادرش مصطفی و دغدغه های مادرش راهی جبهه جنوب می شود. الگوی سفر قهرمان به عنوان یک کهن الگو در شکل گیری و توسعه داستان نقش اساسی داشت و موسی را عمیقا تحت تاثیر قرار داد. آنچه مهم است بازیگری است که به موسی هویت می بخشد و نقش مهمی در ایجاد اولین نقطه عطف سناریو دارد.

ورود موسی به میدان جنگ بدون آموزش نظامی چالش هایی را ایجاد می کند که هم داستان را پیش می برد و هم باعث دگرگونی درونی قهرمان می شود. به عنوان مثال، می توان اولین سکانس را توصیف کرد که او وارد منطقه می شود و روی پل معلق می ایستد.

ایده حضور یک پسر محلی و یک دوست قدیمی در منطقه نیز به عنوان یک ایده استارت آپ محسوب می شود و این نشان دهنده تاثیرگذاری آن در صحنه پایانی است. کشف یک نوزاد چند ماهه توسط موسی در قایق شکسته و رها شده در داخل هور، اولین نقطه عطف را نشان می دهد و قطعه مهمی از پازل قهرمانانه پل را تکمیل می کند.

علاوه بر این، نوزاد را می توان حلقه اتصال داستان اصلی و داستان فرعی فیلم دانست و کار خود را به خوبی انجام داد و دگرگونی قهرمان را تکمیل کرد.

فیلم‌های قهرمان‌محور ژانر پل نیاز کمتری به داستان‌های فرعی دارند، اما اصلاً نیازی به داستان فرعی ندارند. داستان دختر ناشنوای عراقی ایرانی الاصل و پدرش عبدالحی و برادری که به نیروهای اطلاعاتی ایران کمک می‌کند، مهم‌ترین داستان پل در نظر گرفته می‌شود که عمیقاً بر داستان و قهرمان آن، موسی تأثیر می‌گذارد.

علاوه بر این، تم عشقی به شکلی کمرنگ وارد سناریو می شود و این داستان فرعی را تحت الشعاع قرار می دهد. هر چند که می توانست بهتر از اینها کار کند و بیشتر در تضاد با فضای خشن و وحشتناک جنگ باشد.

شخصیت‌های فرعی پل برگرفته از کلیشه‌های آشنا هستند و چیزی به فیلم اضافه نمی‌کنند. از دیالوگ های بین آنها گرفته تا شوخی هایشان که در ساخته هایشان از کلیشه استفاده می کنند و نوآوری چندانی نشان نمی دهند.

در طرف مقابل، عبدالحی و دخترش قرار دارند که حداقل دستمزد را دریافت می کنند و توجه مخاطب را کاملا به خود معطوف می کنند. به خصوص عبدالحی که برایش شناسنامه ویژه تهیه شده و نمونه خوبی از شخصیت مکمل به حساب می آید. پل علیرغم داشتن فیلمنامه بالاتر از حد متوسط، ایراداتی دارد که مهم ترین آن ها قسمت میانی و لاغری آن است که شوک منفی به فیلم وارد می کند.

محمد عسگری پس از 2 تجربه حضور در سینمای دفاع مقدس در پل پیشرفت فنی قابل توجهی کرد و در تولید بیگ پروداکشن مرحله ذوقی را به طور کامل پشت سر گذاشت. در دکوپاژ فیلمنامه موفق بود و در پلان های کاری مختلف از جغرافیای جنوب به خوبی استفاده کرد.

پل همچنین برداشت های بلند بسیار خوبی دارد که در صفحه نمایش بزرگ موثرتر است و فضای خوبی ایجاد می کند. فیلمبرداری خیره کننده و جلوه های ویژه کامپیوتری عالی از دیگر نقاط قوت پل در نظر گرفته می شود که به غنای بصری آن کمک زیادی می کند.

روح الله زمانی به لحاظ سنی به شخصیت موسی می رسید، اما مشکل هنوز بازیگر نبودن اوست. بنابراین بازی زمانی به شدت مبتنی بر احساسات بود و هیچ اشاره ای به تکنیک در ایفای نقش نمی شد که به کلیت فیلم لطمه زد. بازیگری مانند سعید آقاخانی در نقش عبدالحی با وجود گریم سنگین کاملاً موفق به نظر می رسید و از زبان بدن خود برای اجرای عدالت به نقش مثبت استفاده می کرد.

۲۴۲۲۴۳

گردآوری شده از رسانه خبر آنلاین