اگرچه نرخ تورم سالانه در ایران از 9 درصد در سال 2015 (پایینترین نرخ از سال 2016) روند صعودی داشت و در سال 2016 در محدوده 9.6 درصدی تک رقمی باقی ماند، اما یک سال بعد، اولین نشانههای تشدید تنشها بین ایران و غرب، بهویژه پس از خروج آمریکا از برجام، توسط دونالد ترامپ افزایش یافت.
به گزارش همشهری آنلاین، بر اساس دادههای مرکز آمار ایران، نرخ تورم سالانه در سال ۱۳۹۷ به ۴۱.۲ درصد و در سال بعد به ۴۷.۱ درصد رسید. در حالی که در سال 1400 شاخص تورم 46.2 درصد بود، یک سال بعد رکورد جدیدی را شکست. 53.1 درصد این یعنی بالاترین تورم از سال 1323 تاکنون.
یک سال بعد در سال 1402 نرخ تورم به 47.4 درصد رسید و تا سال 1403 شاخص تورم وارد کانال پایین شد و به 35.8 درصد رسید. این روند تا شهریور 1404 ادامه یافت و از فصل پاییز دوباره به کانال بالای 40 درصد رسید.
تغییر سیاست ارزی ایران در هفته اول دی ماه امسال، شاخص تورم، یارانه ارزی کالاهای اساسی وارداتی را به سبد مصرفی مردم منتقل کرد و شوک قیمتی در محصولات غذایی ایجاد کرد و اکنون بانک مرکزی می گوید: نرخ تورم ماهانه در آذرماه امسال 5.7 درصد افزایش و نرخ تورم نقطه به نقطه آذرماه سال گذشته 34 درصد به 5 درصد تغییر کرد.
این نهاد اقتصادی کشور میگوید: متوسط قیمت خوراکیها و آشامیدنیها در زمستان امسال ۱۱ درصد، دخانیات ۱۱.۳ درصد، پوشاک و کفش ۴.۲ درصد، مسکن و حاملهای انرژی ۱.۲ درصد، کالاها و خدمات خانگی ۷.۷ درصد، بهداشت و درمان ۲ درصد، حملونقل 5.4 درصد، امکانات آموزشی 3 درصد، امکانات آموزشی 1 درصد، امکانات آموزشی 3 درصد، ارتباطات 1 درصد افزایش داشته است. 8.2 درصد، هتل ها 8.2 درصد. و سایر خدمات 3.4 درصد افزایش یافته است.
البته این اولین شوک ناشی از حذف ارز کالاهای اساسی ترجیحی برای واردات و واگذاری یارانه ریالی به شهروندان ایرانی در قالب کالا است و پیش بینی می شود بخشی از اثر قیمتی این سیاست ارزی در تورم بهمن ماه منعکس شود.
چشم انداز تورم در سال آینده
در قانون برنامه هفتم توسعه ایران نرخ تورم هدف 9.5 درصد تعیین شده است که بعید است در 2 سال اول پس از اجرای برنامه هدف محقق شود، به ویژه اینکه شبکه بانکی ایران همچنان ناپایدار است و برخی بانک ها با مشکل اضافه برداشت از بانک مرکزی مواجه هستند. امسال بانک آینده منحل شد و دارایی ها و بدهی های آن به بانک ملی ایران منتقل شد. بر اساس برنامه هفتم، اضافه برداشت بانک ها از خزانه بانک مرکزی باید هر سال 20 درصد کاهش یابد و در پایان برنامه به صفر برسد و در عین حال وزارت اقتصاد و بانک مرکزی گزارش اصلاح نظام بانکی و کاهش تورم را به مجلس ارسال کنند.
از یک سو، ادامه فعالیت بانک های خصوصی مشکل دار و بدهی سنگین دولت به بانک های دولتی و خصوصی شده، احتمال خاموش شدن موتور تورم را از کانال مشکل دار بانک تضعیف می کند.
از سوی دیگر در حالی که بودجه سالانه کشور با کسری جدی مواجه است، پیش بینی می شود بودجه سال آینده ایران با کسری بیشتری نسبت به امسال بسته شود. واضح است که کسری بودجه دولت که موتور دوم تورم در اقتصاد ایران است باعث می شود این کسری به ترازنامه بانک ها منتقل شود و به پول قوی بانک مرکزی وابسته شود.
نشانه های این وضعیت در شاخص رشد نقدینگی و پایه پولی دیده می شود و با ادامه روند صعودی نقدینگی و رشد پایه پولی، شاید سیاست کنترل تورم به ثمر نرسد. حال باید دید بانک مرکزی به عنوان متولی هدایت نقدینگی و وام بانک ها به سمت فعالیت های تولیدی، چه برنامه ای را برای تثبیت نرخ ارز و تک رقمی شدن نرخ تورم اجرا خواهد کرد.
البته بخشی از کسری جدی بودجه کشور ناشی از عدم تناسب صندوقهای بازنشستگی، وابستگی مستمر آنها به منابع محدود و شکننده بودجه عمومی دولت است که باعث تداوم افزایش نرخ تورم و دور شدن از هدف تک رقمی تورم شده است.
در سالهای اخیر یکی از متغیرهایی که بر شاخص تورم و سطح عمومی قیمتها تأثیرگذار است، بیثباتی در بازار ارز است که حتی باعث ناکارآمدی و ناموفق شدن سیاست تثبیت ارز شده است. بانک مرکزی امیدوار است با یک سیاست پولی واحد و نرخ های بسته از این بی ثباتی جلوگیری کند. این در حالی است که در روزهای اخیر اختلاف 25 درصدی نرخ ارز تجاری در مرکز طلا و ارز با نرخ بازار آزاد، ریسک بازگشت به سیاست شکست خورده ثبات ارزی را افزایش می دهد. سیاستی که در صورت تکرار منجر به احتکار و آزادسازی ارز در سال های آینده و تشدید بی ثباتی در اقتصاد ایران می شود.
سالها تجربه ارزی و سیاست پولی نشان داده است که با فرض مثمر ثمر بودن مذاکرات احتمالی ایران و آمریکا بر سر موضوع هستهای، تا زمانی که اصلاحات واقعی در اقتصاد ایران صورت نگیرد، در صورت کاهش تنش و مدیریت تعارض ناشی از آن، دور از انتظار است که تورم در سالهای آینده به ارقام تک رقمی برسد.






ارسال پاسخ