آیا دیپلماسی لبه پرتگاه می تواند از جنگ جلوگیری کند؟

آیا دیپلماسی لبه پرتگاه می تواند از جنگ جلوگیری کند؟

آینده جاسم العزاوی، تحلیلگر ارشد مسائل خاورمیانه در میدل ایست مانیتور است.

به گزارش انتخابتو به نقل از نشریه میدل ایست مانیتور، همزمان با اعزام نیروهای دریایی آمریکا به اقیانوس هند، دیپلمات ها روز جمعه بر سر میز مذاکره در مسقط نشستند. گفتگوها در فضایی برگزار می شود که بیش از هر زمان دیگری شبیه لبه صخره است. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا که به دلیل موفقیتی که در حادثه ونزوئلا «قابل توجه» توصیف کرد، تقویت شده بود و با بسته‌ای از خواسته‌ها وارد گفت‌وگو با ایران شد که تنها می‌توان آن را «حداکثر» توصیف کرد. شرایط به قدری سخت است که حتی باتجربه ترین دیپلمات ها از همان ابتدا آنها را محکوم به شکست می دانند.

به نوشته روزنامه اسرائیلی معاریو، واشنگتن پنج خواسته اصلی را روی میز گذاشته است: انتقال 400 کیلوگرم اورانیوم غنی شده، انهدام تأسیسات هسته ای ایران، نابودی قابلیت های موشکی بالستیک، پایان کامل برنامه موشکی و پایان حمایت تهران از نیروهای متحد در یمن، عراق، سوریه و لبنان. اینها پیشنهادهای آغازین مذاکره نیستند. اینها اولتیماتوم هایی هستند که در سایه نزدیک شدن اسلحه های نیروی دریایی آمریکا ارائه می شوند.

دونالد ترامپ در مصاحبه با ان بی سی نیوز در پاسخ به سوالی درباره حاکمیت ایران به صراحت گفت: فکر می کنم آنها باید بسیار نگران باشند. این صراحت، صراحت سیاستمداری است که پیشاپیش خود را پیروز میداند. دونالد ترامپ که اخیرا نیکلاس مادورو، رئیس جمهور ونزوئلا را مجبور به عقب نشینی کرد، مطمئن است که می تواند همان نمایش را علیه تهران تکرار کند. اما ایران ونزوئلا نیست. جمهوری اسلامی 45 سال است که خود را برای چنین رویارویی آماده می کند و می تواند نقشه بلندپروازانه رئیس جمهور آمریکا را خنثی کند. ناظران باتجربه هشدار می دهند که سناریوی «سر بریدن» یا «کناره گیری» رژیم در ایران یک توهم سیاسی است تا یک استراتژی عملی.

دکترین جدید، پیام قدیمی؛ ایران از قدرت ظاهری دشمن هراسی ندارد

سردار سرلشکر عبدالرحیم موسوی رئیس ستاد کل نیروهای مسلح ایران این هفته در بازدید از پایگاه موشکی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اظهار داشت: پس از 12 روز جنگ دکترین نظامی خود را از دفاعی به هجومی تغییر دادیم و سیاست جنگ نامتقارن را در پیش گرفتیم. ما فقط به پیروزی فکر می کنیم. جنگ.”

این تغییر دکترین نظامی پاسخ ایران به حملات ویرانگری است که در ژوئن گذشته با آن مواجه شد. ایرانی‌هایی که دوره‌ای را سپری کردند که در آن ترامپ ادعا می‌کرد برنامه هسته‌ای ایران را «به طور کامل نابود کرده است»، اکنون در محاسبات خود تجدید نظر کرده‌اند. آنها به سمت یک دکترین نظامی بر اساس اقدام سریع و قاطع حرکت کردند. اقدامی که به گفته موسوی «سریع و قاطع خواهد بود و با محاسبات آمریکا همخوانی ندارد».

جالب ترین خواسته ترامپ همان خواسته ای است که پذیرفتن آن برای ایران سخت تر است: حذف برنامه موشکی بالستیک ایران. برونوین مادوکس، مدیر اندیشکده چتم هاوس می گوید: موشک ها تنها سپر مانع از سرنگونی رژیم ایران توسط دشمنانش هستند، بدون آن، ایران در برابر نیروی هوایی اسرائیل و بمب افکن های رادارگریز آمریکایی کاملا بی دفاع خواهد بود و هیچ دولتی در ایران نمی تواند در برابر چنین وضعیتی مقاومت کند.

بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل نیز این واقعیت را می داند و در گفتگو با آمریکا از آن استفاده می کند. وی این هفته در دیدار با استیو ویتکاف نماینده ویژه آمریکا گفت: ایران بارها و بارها ثابت کرده که نمی توان به سخنانش اعتماد کرد. مقامات اسرائیلی همچنین به شبکه 14 گفتند: تهران از مذاکرات برای خرید زمان و انتقال سلاح های تهاجمی به مخفیگاه ها استفاده می کند.

الی کوهن، وزیر انرژی اسرائیل در مصاحبه با رادیو 103FM گفت: “بیایید با حقیقت روبرو شویم: “توافق دیپلماتیک با ایران ارزشی ندارد.” اما این موضع علنی صرفا بازتاب بدبینی سنتی تل‌آویو نسبت به دیپلماسی با تهران نیست؛ بلکه نگرانی عمیق‌تری را آشکار می‌کند: ترس از اینکه دونالد ترامپ در نهایت رژیم ایران را تضمین می‌کند که توافقی را بپذیرد.

پیام همزمان تهران و بیروت: موشک ها خط قرمز هستند، مناطق را می توان گسترش داد

در عین حال، بعد منطقه ای بحران لایه جدیدی از بی ثباتی را به معادله اضافه کرد. شیخ نعیم قاسم، دبیرکل حزب الله لبنان پیشتر به صراحت اعلام کرده بود که این سازمان در صورت بروز درگیری احتمالی بی طرف نخواهد ماند. او در یک سخنرانی تلویزیونی در 26 ژانویه تاکید کرد: «ما مصمم هستیم که از خود دفاع کنیم.» جنگ بعدی، جنگ همه ماست. نعیم قاسم همچنین توضیح داد که بازیگران بین المللی از حزب الله پرسیدند که آیا در صورت حمله آمریکا و اسرائیل از ایران دفاع خواهد کرد؟ پاسخ وی به این شرح داده شد: «حزب الله نیز در هر اقدام تهاجمی احتمالی جزو اهداف است». ما در زمان مناسب تصمیم خواهیم گرفت که چگونه عمل کنیم.» این اظهارات به خوبی نشان می دهد که محور مقاومت آماده گسترش دامنه درگیری است.

تهران به صراحت اعلام کرده است که برنامه موشکی اش «غیرقابل مذاکره» است. یک مقام ارشد ایرانی در مصاحبه با رویترز گفت ایران آماده است در سطح غنی‌سازی اورانیوم انعطاف‌پذیری نشان دهد و آن را از 60 درصد به 3.67 درصد بر اساس برجام کاهش دهد. اما وقتی صحبت از موشک می شود، خط قرمز همچنان اعمال می شود.

آلن ایر، دیپلمات آمریکایی با تجربه حضور در مذاکرات هسته ای با ایران، با تشبیهی تند و گویا به ماهیت مذاکرات جاری اشاره کرد و گفت: انتخاب مذاکرات غیرمستقیم معادل دیپلماتیک این است که جراح قبل از یک عمل جراحی سخت بیهوش کند و سپس دستکش بپوشد. کنایه ای که بیش از هر چیز نشان از بی اعتمادی عمیق به کارآمدی این مسیر دارد.

در لبه پرتگاه: دیپلماسی دراماتیک و ساعت جنگ در خاورمیانه

در واشنگتن نسبت به نتیجه این مذاکرات خوش بینی کمی وجود دارد. برخلاف دیدگاه دیپلماتیک داستان، کاخ سفید هیچ توهم موفقیتی ندارد. یک مقام آمریکایی که نامش فاش نشده صراحتا اعتراف کرد: ما نسبت به موفقیت این مذاکرات بسیار بدبین هستیم، اما به احترام متحدانمان در منطقه که اصرار دارند این مذاکرات را زودتر رها نکنیم، به آن ادامه خواهیم داد. این بیانیه به جای اینکه نشانه امید باشد، بازتاب فشار سیاسی و فشار متحدان منطقه ای است.

این بدبینی مبنای عینی و عینی دارد. دونالد ترامپ نیروی بی سابقه ای را در منطقه مستقر کرده است: ناوهای هواپیمابر، جت های جنگنده و بمب افکن ها در پایگاه های اطراف. آرایش به وضوح پیام می دهد، این بار ما طرف بلوف سیاسی نیستیم. در آمریکا نیز محبوبیت ترامپ به پایین ترین حد خود رسیده است و تاریخ نشان داده است که هیچ چیز به اندازه بمباران یک «دشمن قدیمی» افکار عمومی آمریکا را تحریک نمی کند.

از طرفی ایران بازیگری است که بارها این مرحله را دیده و پشت سر گذاشته است. تهران سال ها تجربه در مذاکرات، تحریم ها، ترورها، حملات سایبری و بمب گذاری دارد. ایران آموخته است که چگونه استراتژیک بیندیشد، چگونه زنده بماند و چگونه منتظر فرسودگی رقبای خود باشد. اما سوال اصلی همچنان باقی است: آیا ترامپ می‌تواند با نظامی که در مقیاس دهه‌ها فکر می‌کند، نه ریتم روزها و نظرسنجی‌ها، صبور باشد؟

محتمل ترین سناریو این است که هر دو طرف بدون اعتراف آشکار خود را برای این آماده می کنند. شاید این سناریویی باشد که هیچ یک از آنها واقعاً نمی‌خواهند، اما منطق رویارویی آن را اجتناب‌ناپذیر می‌کند: حملات نظامی، پاسخ تلافی جویانه ایران، گسترش دامنه بحران در منطقه و در نهایت، یک نتیجه نامشخص که در آن نه واشنگتن و نه تهران قصد آغاز یک جنگ تمام‌مقیاس را ندارند، اما هر دو مسیری دشوار هستند. ترامپ آنچه را که اتفاق افتاد «پیروزی» خواهد نامید. ایران اعلام خواهد کرد که از حاکمیت خود دفاع می کند و منطقه در سکوت عمیق کشته هایش را خواهد شمرد. سپس هر دو طرف بی امان و بی رحمانه برای دور سوم رویارویی در کمتر از یک سال آماده می شوند.

خواسته های پنج گانه ترامپ نه تنها قابل اجرا نیستند، بلکه اساساً برای رد شدن طراحی شده اند. در منطق کنونی بحران، رد این شرایط بلافاصله منجر به “ضربه دوم” می شود. این درگیری است که هیچ یک از طرفین نمی‌خواهد، اما هر دو به طرز خطرناکی معتقدند که می‌توانند با غرور از آن خارج شوند. بنابراین دیگر این سوال مطرح نیست که آیا یک سری حملات جدید علیه ایران انجام خواهد شد یا خیر. تنها سوالی که وجود دارد زمان بندی است و اینکه آیا می توان آتش سوزی ها را قبل از اینکه کل منطقه را نابود کند کنترل کرد.