شطرنج در تاریکخانه مسقط

شطرنج در تاریکخانه مسقط

آینده مذاکرات غیرمستقیم روز جمعه گذشته در مسقط بین دو هیئت دیپلماتیک جمهوری اسلامی و آمریکا که از همه جهات مورد تحلیل قرار گرفت، یک رویداد سیاسی خاص را تشکیل می‌دهد که با مذاکرات قبلی تفاوت چشمگیری دارد. جنگ 12 روزه، اسنپ بک و حمایت عمومی رئیس جمهور آمریکا از اعتراضات ماه گذشته در ایران از جمله عواملی هستند که این تفاوت را رقم زدند.

بر اساس گزارش فردا، آنچه در روز جمعه 17 بهمن در مسقط رخ داد در نگاه اول یک حادثه دیپلماتیک کلاسیک به نظر می رسد. دو کشور در حال افزایش خصومت یا تنش به طور غیرمستقیم با میانجیگری یک کشور بی طرف با روابط قوی با هر دو طرف مذاکره کردند. با این حال، آنچه در خارج از اتاق مذاکره اتفاق افتاد در برخی موارد مهمتر از مذاکرات واقعی بود. وضعیت پیچیده امروزی شبیه چیدمان مهره های سیاه و سفید روی صفحه شطرنج است. چون هنوز حرکتی شروع نشده است.

از لغو تحریم ها تا رفع تهدیدها

جمهوری اسلامی طی 22 سال گذشته رسما و گهگاه برای تثبیت حقوق هسته ای، رفع تحریم ها و ایجاد گشایش های اقتصادی پای میز مذاکره رفته است. با این حال، در زیرمتن برخی از این رویدادهای دیپلماتیک، نشانه هایی از رفع تهدید دیده می شود. به عنوان مثال در خصوص مذاکرات محرمانه ایران و عمان در سال 2011، گفته می‌شود که نگرانی‌های جدی در مورد تأثیر تحریم‌های آمریکا و سازمان ملل بر اقتصاد و امنیت ایران وجود داشت و به همین دلیل کانال مورد نظر تأسیس شد.. این بار و شجاعت بهمن برای از بین بردن تهدید را می توان در روند دیپلماتیک نوپای مسقط در سال 1404 جستجو کرد..

قبل از مذاکرات، آمریکا مقدار زیادی تجهیزات نظامی به منطقه آورده بود و روند انتقال تجهیزات سنگین همچنان ادامه دارد. ترامپ ایران را مستقیم و غیرمستقیم تهدید می کند و فضای رسانه ای به ویژه رسانه های اسرائیلی و آمریکایی فضای تهدیدآمیزی ایجاد کرده است.

پس از جلسات در مسقط، جرد کوشنر و ویتکاف از کشتی آبراهام لینکلن به همراه برد کوپر، فرمانده Centcom بازدید کردند. کوپر برای اولین بار به عنوان ژنرال در مذاکرات با ایران شرکت کرد. یک تحلیل این است که آمریکایی ها همچنان به دنبال اهرمی خارج از میز مذاکره برای کسب امتیاز در مذاکرات هستند. این تاکتیکی است که ممکن است با افزایش اضطراب در کشور و منطقه خود را نشان دهد.

از سوی دیگر عراقچی نیز مبدأ هواپیمای خود را در طبس قرار داده است. این اشاره به داستان می 1959 بود که نیروهای دلتای آمریکایی در این مکان کشته شدند. برخی رسانه‌های رسمی داخلی چند روزی است که تصاویری از پایگاه‌های آمریکایی در منطقه منتشر می‌کنند بدون اینکه توضیح بیشتری مبنی بر تهدید ایران به هدف قرار دادن آن‌ها ارائه شود. فرماندهان نظامی جمهوری اسلامی با اعلام آمادگی و اقدام هشدار می دهند که جنگ احتمالی محدود به مرزهای ایران نخواهد بود.

در 27 ژوئن، نیمه اول جنگ 12 روزه، ترامپ به وضوح نوشت که ایران کاملاً تسلیم شده است. ایران همچنین تاکید می کند که امتیازاتی که از طریق جنگ به دست نیامده بر میز مذاکره داده نخواهد شد. اقدامات همه جانبه ممکن است نشانه ای از این باشد که ایران قصد دارد روایت «احتمال تسلیم کامل» را بشکند، اما به عنوان ابزار دیپلماسی، تهدید را تا حد ممکن پس بزند. حتی مقامات ارشد نظامی کشور هم می گویند: «اگر جنگ شود، می جنگیم، اما به دنبال جنگ نیستیم».

زمان به نفع هیچ حزبی نیست

عنصر زمان می تواند برای هر دو طرف تعیین کننده باشد. اگرچه ترامپ اعلام کرد که عجله ای جز پرداختن مستقیم به این موضوع ندارد، اما اظهارات دیگر وی نشان می دهد که رئیس جمهور آمریکا منتظر مشخص شدن نتیجه این پرونده است.. نتیجه پرونده مورد بحث از نظر کارنامه سیاسی و بین المللی ترامپ، شعارهایی که او در محدوده جنبش MAGA فریاد زد، نگرش صلح طلبانه او، انتقاد او از جنگ عراق و افغانستان و انتخابات میان دوره ای کنگره (نوامبر 2026) تعیین کننده تلقی می شود. درست مانند جنگ با ایران، اصل و نتیجه این رویداد بر دولت ترامپ تأثیر خواهد گذاشت. برخی تحلیلگران حضور کوشنر داماد ترامپ در کنار ویتکاف را یکی از نشانه های اهمیت این پرونده برای رئیس جمهور آمریکا می دانند. دفعه قبل ترامپ به ایران 60 روز مهلت داد و در پایان این مدت اسرائیل به ایران حمله کرد. با این حال، این بار هیچ اطلاعیه عمومی در مورد ضرب الاجل وجود نداشت.

برخی منابع می گویند که جمهوری اسلامی برخلاف آنچه در رسانه های خارجی منعکس می شود، در صدد هدر دادن یا به دست آوردن زمان نیست. زیرا بحران اقتصادی که ناشی از شرایط داخلی و بخشی از سیاست خارجی بود، کشور را در شرایط خاصی قرار داد. عراقچی همچنین گفت: ما در مسقط به صراحت اعلام کردیم که در صورت جدیت طرف مقابل تا زمانی که لازم باشد در منطقه مذاکره خواهیم ماند. صرف نظر از شرایط خاص این مذاکرات، اگرچه زمان به سرعت گذشته است، اما هیچ کارشناس یا سیاستمداری هنوز تحلیلی از نتایج مثبت این روند دیپلماتیک ارائه نکرده است. اظهارنظر علی هاشم خبرنگار الجزیره در مورد مذاکرات مسقط شاید شبیه ترین توضیح به وضعیت کنونی باشد. پیشنهاد این است که آنچه در عمان اتفاق افتاد به جای خوش بینی به نتیجه، موضوع «ظرفیت دیپلماتیک» بود.

بازوی فشار را محافظت کنید

پس از مذاکرات در مسقط، نه تنها آمریکا بخشی دیگر از شبکه فروش نفت ایران را تحریم کرد، بلکه ترامپ فرمان اجرایی اعمال تعرفه های اضافی بر کشورهای واردکننده کالا و خدمات از ایران را نیز امضا کرد. برخی تحلیل‌ها نشان می‌دهد آمریکایی‌ها نمی‌خواهند این تصور را در بین ایرانی‌ها ایجاد کنند که اتفاق خاصی در مذاکرات هسته‌ای رخ می‌دهد یا فضای قدیمی از بین رفته است.

در روزهای اخیر حداقل دو مقام آمریکایی به این موضوع اشاره کرده اند که اعتراضات در ایران نتیجه فشارهای اقتصادی و تحریم های آمریکاست. برای آنها بازوی فشار یک کارکرد سیاسی، امنیتی و اقتصادی دارد، اما امیدوارند نفوذ دیپلماتیک نیز داشته باشند. یکی از تفاسیر در خصوص این شرایط، تمرکز بر اراده و میزان تحمل ایران در برابر فشار در گشایش مسیر دیپلماتیک است.

راه را برای گفتگوهای منطقه ای باز می کند

عباس عراقچی و اسماعیل بقایی سخنگوی دستگاه دیپلماسی در اظهارات اخیر خود به موارد زیر اشاره کردند: مذاکرات منطقه ای برای منطقه است. دلیل مطرح شدن این سخنرانی این است که این بار آمریکایی ها سه گانه هسته ای، موشکی و منطقه ای را روی میز گذاشتند.

ایران در حال مذاکره بر سر موضوع هسته ای است و موشک را وسیله دفاعی می داند اما می توان گفت زمینه را برای گفت وگوهای منطقه ای با کشورهای منطقه فراهم کرده است. روابط تهران و کشورهای منطقه در 4 سال گذشته نسبت به وضعیت تاریک دهه 90 بهبود یافته است و این می تواند بستری برای ارتباط با دولت ها باشد تا متحدان جامعه مدنی. در شرایط کنونی، کشورهای منطقه نقش مثبت تری نسبت به مذاکرات هسته ای منتهی به برجام و پیامدهای آن ایفا می کنند. علاوه بر این، در حالی که تحولات پس از 16 مهر تحولات زیادی را در منطقه ایجاد کرد، کارشناسان نگران موازنه های منطقه ای در برابر اسرائیل هستند. رایزنی های تهران با کشورهای منطقه در زمینه همکاری نیز افزایش یافته است.