بعدی- چگونگی ایجاد ثبات در جامعه پس از حوادث 1404 در دست عوامل اصلی بی ثباتی است; ثباتی که نشانه های آن پس از جنگ 12 روزه در نظام حاکم می درخشد و اکنون نحوه برخورد با آن زیر ذره بین جامعه شناسان است.
بر اساس گزارش فردا، به گفته کوروش محمدی، رئیس انجمن آسیب شناسی اجتماعی ایران، دو موضوع از عوامل اصلی بی ثباتی اجتماعی در روندهای اخیر در ایران وجود دارد. این وضعیت را به سمتی سوق می دهد که بخشی از جامعه احساس نارضایتی، ناامیدی و درماندگی کند.
سرمایه اجتماعی خدادادی نابود شد
کروش محمدی در گفت و گو با انتخابتو می گوید: وی ادامه داد: بیشتر اختلافات طبقاتی که بین لایههای جامعه وجود دارد ناشی از بیتوجهی و سوء کارکرد در توزیع منابع و فرصتها در جامعه است و ما نتوانستهایم اعتماد عمومی جامعه را در زمینههای اقتصادی، معیشتی، رفاهی و سایر امور جلب کنیم و در نتیجه اکنون دولت با بحران سرمایه اجتماعی مواجه است.
رئیس انجمن آسیب شناسی اجتماعی می گوید: بعد از جنگ 12 روزه همه شاهد بودند که انگار خداوند یک نهاد اجتماعی به جمهوری اسلامی عطا کرده است؛ اما کارکردها اشتباه بود، ناکارآمدی ها و مشکلاتی در ساختار کارکردی وجود داشت، آن روزها مردم در همه مشکلات در کنار کشور و نظام بودند، اما متأسفانه هیچ گامی برای از بین بردن این سرمایه اجتماعی برداشته نشد. تخصص در تخریب سرمایه اجتماعی در حال حاضر».
در ادامه آمده است: بلافاصله پس از جنگ 12 روزه بسیاری از نمایندگان مجلس به جای اینکه از این فرصت استفاده کنند و بخواهند از بستر موجود اعتماد اجتماعی کنند، به مواردی روی آوردند که خشم جامعه را برانگیخت و اکنون با نگاهی به سابقه افرادی که در مدیریت و مسئولیت هستند، این تصور وجود دارد که سرمایه اجتماعی جمع آوری شده در 31 آذر نیز پس از همه این اتفاقات از بین خواهد رفت.
ما نشان دادیم که عوامل/مشکلات خارجی باید حل شوند، نه اینکه به عنوان پاشنه آشیل انباشته شوند
محمدی می گوید: با تمام این تفاصیل دولت باید صدای معترض را بشنود، درست است که صدای یکپارچه مردم برای محکومیت آشوب و تخریب 31 بهمن شنیده شده است، اما بخشی از جامعه معترض هستند و حرف آنها باید شنیده شود و به آن پاسخ داده شود وگرنه باز هم در حال پاکسازی صورت مشکل گذشته هستیم.
وی می افزاید: یکی دیگر از عواملی که در بی ثباتی حاکم نقش دارد و البته کمتر اهمیت دارد، عوامل دشمن خارجی است، این مسئله مهمی است، اما دشمن خارجی زمانی موفق می شود که ما زمینه را در جامعه آماده کنیم و پاشنه آشیل خود را نشان دهیم؛ دقیقاً در جایی که ضعیف هستیم، به عبارت دیگر باید مشکلات را حل کرد، انباشته کرد. دشمن خارجی نیز از کمبود سرمایه اجتماعی، اعتماد عمومی، کارکرد صحیح و اصولی رنج می برد. از همان نقطه با بهره گیری از آن وارد می شود.
رویکردهای رادیکال مشکل را مدیریت نمی کنند، بلکه آن را کنترل می کنند
این جامعه شناس می گوید: رویکردهای رادیکال مشکل را مدیریت نمی کنند، آن را کنترل می کنند، در مجموع اگر ارتباط دولت و جامعه و اعتماد مردم بالا باشد، نیازی به فیلتر نیست، آن وقت دیگر نگران موضع گیری های خارجی هم نباشیم، مهم این است که بین دو قشر جامعه اعتماد وجود داشته باشد، همدیگر را درک کنند و دولت بتواند از نیازهای مردم و مردم با توجه به نیازهای مردم به مردم خدمت کند. تصمیمات نشان میدهد که فقر در حال حاضر در حال افزایش است، جایی که آنچه در جامعه وجود دارد هنوز درک نشده است، به حاشیه راندهها، بیکاران، آنهایی که در پایین جامعه هستند. به نظر می رسد جوان زنده و سردرگم دیده نمی شود و دولت نمی تواند راه حلی برای برقراری ارتباط خود با جامعه بیابد.
وی می افزاید: اگر در رویکردها چیز جدیدی نباشد، در گذشته هم همین اتفاق افتاده است؛ این گونه مشکلات که به طور متوسط هر چند سال یک بار با آن مواجه می شویم، دوباره بروز می کند، گویا در میان این اتفاقات، عرصه ای برای استثمار دشمن خارجی نیز ایجاد می شود.
محمدی میگوید: علت اینکه به حل ریشهای این مشکلات نمیپردازند، به دلیل مخالفان حل این مشکلات است یا موضع لجاجتآمیز و تهاجمی دارند که نشان از تکرار رفتارهای گذشته دارد، اینها افرادی هستند که هنر حل مشکلات را ندارند، چه در فرهنگ لغت مدیر، چه آژانس و چه در رسانه، فرقی نمیکند. تصمیمات گذشته به شیوه ای رادیکال تر تکرار می شود.
وی می افزاید: در اتفاقات اخیر از هیچ متخصصی خواسته نشد که موضوع را تشخیص دهد، فقط نفسی که در برخی جریانات رادیکال قدرت وجود دارد و اصرار دارد که حرف خودش حرفش درست است، بر صندلی نشسته و در نهایت به جامعه ضربه می زند و سرمایه اجتماعی را از بین می برد، در این جامعه این مشکلات در چند مرحله به وجود آمد، حتی یک بار هم از کارشناسان نظر نخواستند و مدام تکرار شد.
وی در پایان می گوید: اگر فردی اصولی مبتنی بر عقلانیت و رفتار دلسوزانه نسبت به این مملکت دارد، باید در جهت دیدن و شنیدن صدای مردم عمل کند و حس تعلق و اعتماد را در مردم ایجاد کند. بخش بزرگی از جامعه، یعنی همان مردمی که ته خیابان مانده اند، به دلیل نداشتن حس تعلق به جامعه، سردرگم هستند که چه بلایی سرشان می آید. فردی که احساس تعلق به این جامعه می کند حتی یک سطل زباله بی ارزش را هم آتش نمی زند.






ارسال پاسخ