“نقض”؛ ادعای شجاعت گرفتار ترحم بازی و روایت ظالمانه

"نقض"؛ ادعای شجاعت گرفتار ترحم بازی و روایت ظالمانه

به گزارش خبرگزاری انتخابتو و به نقل از گروه رسانه ای شرق، مسیح فخر در یادداشتی نوشت: فیلم کوتاه «تختی» بسیار فراتر از یک تجربه متهورانه سینمایی است. در فضای دوقطبی امروز، نمونه ای از یک بازی و گفتمان رسانه ای است که می کوشد بر اساس روایت ظلم و برچسب های ایدئولوژیک، جایگاهی اخلاقی و معصومانه برای خود بسازد. خود فیلم حوزه ای است که هویتی که به او نسبت داده می شود، پیش از قضاوت شدن، نیازمند همدلی و ترحم است.

این رویکرد به ویژه در حضور رسانه های به اصطلاح حزب الله آشکارتر می شود. رسانه ای که «فشار» بر سازندگان را نه بر اساس کیفیت هنری، بلکه بر اساس جایگاه گفتمانی خود برجسته می کند، فیلم را شایسته سیمرغ معرفی می کند. در چنین حالتی نقد فرم و محتوا حاشیه ای می شود.

از منظر سینمایی، «تختی» هم در فرم و هم در محتوا با ضعف های جدی مواجه است. فیلم ادعا می کند که یک مشکل ساختارشکنی را مطرح می کند، اما در عمل نه تنها تخلف واقعی انجام نمی دهد، بلکه برعکس ادعای خود نیز می شود. تجاوز زمانی معنا پیدا می کند که فیلم بتواند مرزهای روایت، فرم یا اندیشه را جابجا کند. چیزی که در این مطالعه وجود نداشت.

اگر بخواهیم مفهوم «تخلف» را واقع بینانه‌تر بررسی کنیم، می‌توان مصداق آن را نه در متن فیلم، که در جشنواره‌ها مشاهده کرد. فیلمی که حتی در بخش رای گیری مردم جایزه هم نگرفت، با اینکه در جشنواره ویژه اش، جشنواره فیلم کوتاه تهران، سالن را پر از دوستان و آشنایان کرد. علاقه ای فراتر از کیفیت هنری، سوء ظن به سود، لابی گری و فشار رسانه ای را به ذهن متبادر می کند.

پشت این فیلم باشگاه تولید فیلم وابسته به سازمان هنری-رسانه ای OJ قرار دارد. نهادی که در هیات انتخاب آن مدیرعامل سابق انجمن سینمای جوانان، خود کارگردان سینما و چند نفر دیگر حضور دارند. این ترکیب در واقع معنای رقابت و ارزیابی مستقل را زیر سوال می برد: فیلمساز نه تنها در مقام ارائه اثر، بلکه در جایگاه تصمیم گیرنده و سرمایه گذار نیز قرار دارد. در هر دوره تولید این باشگاه، این کارگردان یک فیلم ارائه می‌کند. این به معنای یک حلقه بسته است که در آن آنها خودشان پروژه ها را می خوانند، آنها را تأیید می کنند و نحوه تماشای فیلم را کنترل می کنند.

محل این نفوذ پشت پرده نیز به تغییرات سیاسی و اداری در دولت های اخیر مربوط می شود. در پی انتصاب آقای بیزیکیان و تغییر وزیر ارشاد، مدیرعامل سابق انجمن سینمای جوانان برکنار و به سمت دیگری در این سازمان منصوب شد. با توجه به رفاقت دیرینه این مدیر عامل و فعالیت های انجمن سینمای جوان در دوره دولت و مدیریت سیزدهم، این کارگردان تاثیر بسزایی در تولید و دیده شدن فیلم داشت. در واقع این کارگردان در دوران مدیریت خود در انجمن سینمای جوان سمت مرتبطی داشت.

سوابق هر دو نفر قابل توجه است: فعالیت های فرهنگی آنها عمدتاً به نوشتن شب نامه های فرهنگی علیه احزاب و گروه های مخالف و به حاشیه راندن و تخریب فیلم ها در جشنواره صبحگاهی محدود می شد. این فیلم مبتنی بر علم و آگاهی از زیبایی شناسی فیلم نیست، بلکه هدف آن تخریب و به حاشیه راندن جشنواره های روشنفکری است که در دولت های اصلاحات برگزار می شود. این پیشینه تصویر روشنی از نحوه استفاده از نفوذ، دوستی و رسانه برای دستیابی به اهداف گفتمانی ارائه می دهد.

تأثیر پشت صحنه فقط به باشگاه تولید فیلم محدود نمی شود. یک شبکه بزرگ رسانه ای به نام رسانه حزب اللهی، نه بر اساس ارزش های هنری، بلکه با فشار رسانه ای و حاشیه سازی، با برجسته کردن فشار بر فیلمسازان و القای اندیشه «همیشه مظلوم بودن»، تلاش می کند فیلم را به جایگاهی مانند سیمرغ نزدیک کند. نکته قابل توجه این است که احتمالا مدیران ارشد سازمان اوج از این جزییات بی اطلاع هستند که اگر می دانستند اقدام لازم انجام می شد.

جای تعجب است که فیلمی که در جشنواره خاص خود چندان موفق نبود با نفوذ و تلاش های لابی گری خود به جشنواره جهانی فیلم فجر راه یافت. بیش از هر چیز، این سوالی است که نشان می‌دهد چگونه نحوه دیده شدن فیلم نه با کیفیت هنری، بلکه به واسطه بازی رسانه‌ای و فشارهای پشت صحنه است.

در نهایت، «نقض» چیزی بیش از یک اثر سینمایی قابل دفاع است. این نمونه ای از چگونگی تأثیر شبکه های نفوذ، رسانه های ایدئولوژیک و بازی های روانی بر نحوه ارزیابی و دیده شدن یک فیلم است. این مسیری است که ممکن است در کوتاه مدت موفقیت ایجاد کند، اما در دراز مدت معیارهای حرفه ای نقد و انتخاب فیلم را تضعیف خواهد کرد.

59244

گردآوری شده از رسانه خبر آنلاین