اسکات بسانت، وزیر خزانه داری آمریکا، در اعتراف تکان دهنده ای گفت که واشنگتن کمبود دلار را تنظیم کرد تا باعث سقوط آزاد ریال ایران شود و در نتیجه معترضان را به خیابان ها در ایران فرستاد.
به گزارش عصر ایران به نقل از الجزیره، این رسانه ها درباره نقش آمریکا در طراحی ناآرامی های اخیر در ایران بحث می کردند. بر اساس این گزارش، ناآرامی ها به قیمت جان هزاران ایرانی تمام شده است.
در این گزارش آمده است: ایران در آذر و دی ماه گذشته با یکی از بزرگترین اعتراضات و ناآرامی های داخلی پس از انقلاب اسلامی 1979 به دلیل بحران جدی اقتصادی مواجه شد.
اعتراضها به افزایش شدید قیمتها در ایران نخستین بار از ۷ آذر ۱۳۹۴ آغاز شد، زمانی که مغازهداران بازار تهران پس از کاهش بیسابقه ارزش ریال در برابر دلار آمریکا در اواخر آذرماه، مغازههای خود را بستند و تظاهرات خود را آغاز کردند. این اعتراضات بعدها به سایر استان های ایران نیز کشیده شد.
این اعتراضات در نهایت به شورش های خشونت آمیزی منجر شد که در آن هزاران نفر جان خود را از دست دادند.
واشنگتن چگونه «کمبود دلار» را در ایران ایجاد کرد که در نهایت باعث کاهش ارزش ریال شد؟ پس این چه تاثیری بر مردم ایران گذاشت؟
«کمبود دلار» چیست؟
“کمبود دلار” به این معنی است که یک کشور دلار کافی برای تامین نیازهای خود از سایر نقاط جهان ندارد.
دلار آمریکا ارز اصلی مورد استفاده در تجارت جهانی، به ویژه برای بازپرداخت نفت، ماشین آلات و وام است. این بدان معناست که کشورها دائماً به دلار آمریکا نیاز دارند.
اگر صادرات کاهش یابد و تحریم ها دسترسی به سیستم مالی ایالات متحده را مسدود کند، ممکن است دلار کمیاب شود. در نتیجه، پول محلی ضعیف می شود، قیمت کالاهای وارداتی افزایش می یابد و تورم بدتر می شود.
محمدرضا فرزانگان، اقتصاددان دانشگاه ماربورگ آلمان گفت: «کمبود دلار» ایران با مسدود کردن همزمان دو کانال اصلی ارز (FX) یعنی صادرات نفت و دسترسی بانکی بینالمللی، مهندسی شد.
با توجه به وابستگی ایران به درآمدهای نفتی، تحریم های اقتصادی نفت می تواند محدودیت های ارزی شدیدی ایجاد کند.
فرزانگان به الجزیره گفت: آمریکا با استفاده از تحریمهای ثانویه و تهدید تمام سازمانهای جهانی که با ایران به دلار تجارت میکنند، ذخایر موجود ایران را در خارج از کشور قفل کرده و از ورود دلارهای جدید به بازار داخلی جلوگیری میکند.
اسکات باست، وزیر خزانه داری آمریکا چه گفت؟
بیسان در جلسه هفته گذشته کنگره در پاسخ به سوالی درباره نحوه برخورد با ایران، راهبرد آمریکا برای کاهش ارزش پول ایران را تشریح کرد.
بیسان گفت: «کاری که ما در وزارت خزانه داری انجام دادیم، ایجاد کمبود دلار در کشور بود. وی افزود: این استراتژی «در آذرماه به نتیجه رسید، زمانی که یکی از بزرگترین بانکهای ایران ورشکست شد، پول ایران سقوط کرد، تورم سر به فلک کشید و در نتیجه شاهد آمدن مردم ایران به خیابانها بودیم».
بس نت افزود: در ایران معترضان را بدون شلیک یک گلوله به خیابان ها کشاندیم…
بیسان ماه گذشته در مصاحبه ای با فاکس نیوز در مجمع جهانی اقتصاد در داووس نقش تحریم های آمریکا را در برانگیختن اعتراضات اخیر در سراسر کشور توضیح داد.
وی گفت: پرزیدنت ترامپ به وزارت خزانه داری دستور داد تا حداکثر فشار را بر ایران وارد کند و این کار نتیجه داد، زیرا اقتصاد آنها در دسامبر سقوط کرد، آنها نمی توانند واردات داشته باشند، بنابراین مردم به خیابان ها ریختند.
در هر دو مورد، بیسان به اظهارات قبلی که در ماه مارس سال گذشته در باشگاه اقتصادی نیویورک بیان کرد، هنگام توضیح اینکه چگونه کاخ سفید از کمپین «فشار حداکثری» ترامپ برای فروپاشی اقتصاد ایران استفاده خواهد کرد، اشاره کرد.
بیسان در سخنرانی خود در آنجا به “کارزار تحریم های آمریکا علیه زیرساخت های صادراتی” اشاره کرد. [ایران] تمام مراحل زنجیره تامین نفت ایران را تشدید و هدف قرار داد، همراه با “تعامل و ارتباط فشرده دولت با بخش خصوصی” برای “قطع دسترسی ایران به سیستم مالی بین المللی”.
تاثیر کمبود دلار در ایران چه بود؟
در ماه ژانویه، ریال ایران در برابر دلار 1.5 میلیون ریال معامله می شد. این کاهش شدید از حدود 700,000 ریال در ژانویه سال قبل و حدود 900,000 ریال در اواسط سال 2025 بود. کاهش ارزش پول ملی باعث تورم شدید شد به طوری که قیمت مواد غذایی به طور متوسط 72 درصد بیشتر از سال گذشته بود.
در سال 2018، در اولین دوره ریاست جمهوری خود، ترامپ از برنامه جامع اقدام مشترک (برجام)، توافقی بین ایران و قدرت های جهانی که برنامه هسته ای تهران را در ازای لغو تحریم ها محدود می کرد، خارج شد.
ترامپ از زمان انتخاب مجدد خود در ژانویه گذشته، سیاست به اصطلاح «فشار حداکثری» خود را برای فلج کردن اقتصاد ایران و منزوی کردن تهران دو چندان کرده است. ترامپ ماه گذشته تهدید کرد که بر کشورهایی که با ایران تجارت می کنند تعرفه 25 درصدی وضع خواهد کرد.
فرزانگان، اقتصاددان گفت: آمریکا با ایجاد کمبود دلار، ایران را به شدت از سیستم مالی جهانی مسدود کرده است و تهران را مجبور کرده واردات را به شدت کاهش دهد. [و در نتیجه، ایران] نمی تواند هزینه کالاهای واسطه ای و ماشین آلات مورد نیاز تولید داخل را بپردازد. “
او گفت که استراتژی ایالات متحده “به ویژه مخرب است زیرا مدیریت ریسک تجاری را حتی در برابر نیازهای بشردوستانه انجام می دهد.” فرزانگان به طور خلاصه اضافه کرد که استراتژی واشنگتن «بازار کوچک ایران» را به یک تعهد تجاری برای هر شرکتی تبدیل کرده است، حتی اگر آنها فقط در زمینه دارو و مواد غذایی فعالیت داشته باشند.
یک مقاله تحقیقاتی که سال گذشته توسط فرزانگان و نادر حبیبی، اقتصاددان ایرانی-آمریکایی منتشر شد، نشان داد که بدون اقدامات ایالات متحده، اندازه طبقه متوسط ایران بین سالهای 2012 تا 2019 به طور متوسط سالانه 17 درصد افزایش مییابد.
این تحقیق نشان داد که برآورد از دست دادن سهم طبقه متوسط از جمعیت ایران در سال 2019، 28 درصد بوده است.
این کارشناس اقتصادی گفت: مردم قدرت خرید خود را از دست دادند و پس اندازها از بین رفت. این یک تخریب طولانی مدت سرمایه انسانی کشور است.»
علاوه بر اقدام آمریکا، شکنندگی در ساختار اقتصادی ایران نیز وجود دارد. عواملی مانند سوء مدیریت طولانی مدت، فساد و اتکای بیش از حد به درآمدهای نفتی، ایران را شکننده کرده است.
در حالی که تحریم های ایالات متحده یک شوک خارجی ایجاد کرد، فقدان اصلاحات ساختاری داخلی دولت را با “فضای مالی برای کاهش ضربه” نگذاشت.
هدف نهایی آمریکا چیست و آیا موفق خواهد شد؟
اعتراف بسانت مبنی بر اینکه واشنگتن عمداً «کمبود دلار» ایجاد کرده است نشان دهنده تغییر ایالات متحده به سمت روایت جنگ اقتصادی همه جانبه است.
بسان ماه گذشته در مجمع جهانی اقتصاد در داووس گفت: «این یک حکومت اقتصادی است؛ «هیچ تیری شلیک نشد».
فرزانگان گفت: این اعتراف می تواند موضع دیپلماتیک آمریکا را پیچیده کند زیرا تأیید می کند که کانال های بشردوستانه برای غذا و دارو اغلب در صورت هدف قرار گرفتن فروپاشی کل سیستم بانکی بی فایده می شوند.
بروس فین، دستیار سابق دادستان کل ایالات متحده که در قانون اساسی و حقوق بین الملل متخصص است، به الجزیره گفت که چنین فشارهای اقتصادی “به اندازه طلوع خورشید از شرق و غروب در غرب رایج است” و به تحریم های اقتصادی علیه روسیه، کوبا، کره شمالی، چین و میانمار اشاره کرد.
اما بر خلاف سایر مواردی که آمریکا فشار اقتصادی را اعمال کرده است، فرزانگان گفت که پرونده ایران “به دلیل مدت زمان و شدت فشار یک آزمون منحصر به فرد است.”
برخلاف روسیه که پایگاه صادراتی متنوعتر و ذخایر بیشتری دارد، ایران از زمان انقلاب 1979 با انواع تحریمها مواجه بوده است.
اکونومیست گفت: ایران مکانیزم داخلی پیچیدهای برای دور زدن تحریمها دارد و «کمبود دلار» را به بازی موش و گربه تبدیل میکند تا شوک یکباره.
با استقرار ناوگان دریایی ایالات متحده در دریای عرب، ایالات متحده و ایران در حال مذاکره برای کاهش تنش هستند. ایالات متحده از ایران سه چیز مهم می خواهد: این که غنی سازی اورانیوم را به عنوان بخشی از برنامه هسته ای خود متوقف کند، موشک های بالستیک خود را خلاص کند و از حمایت از گروه های مقاومت در منطقه دست بردارد.
ناظران می گویند که در نهایت ایالات متحده خواهان تغییر رژیم در ایران است.
اما فین گفت که تجربه او نشان داده است که تحریم های اقتصادی به تنهایی “به ندرت منجر به سرنگونی رژیم ها می شود.” تغییر رژیم تنها با استفاده از نیروی نظامی خارجی امکان پذیر است.»
وی با اشاره به ساختار اداری کنونی ایران گفت: کمبود دلار ایران رژیم ایران را از بین نخواهد برد.
فین گفت: فقر ایرانیان افزایش خواهد یافت، احتمال وقوع یک انقلاب موفق افزایش نخواهد یافت، زیرا بقای روزانه مردم در شرایط افزایش تحریم ها در اولویت خواهد بود.






ارسال پاسخ