میدل ایست آی: ایران ونزوئلا نیست و گزینه های ویرانگری در برابر تهدیدها دارد

میدل ایست آی: ایران ونزوئلا نیست و گزینه های ویرانگری در برابر تهدیدها دارد

سردبیر تارنمای انگلیسی زبان، دیوید هرست، نویسنده و استاد دانشگاه عربستان، دکتر با استناد به نظرات احمد التوجری، به واشنگتن درباره ماجراجویی نظامی علیه ایران هشدار داد.

به گزارش ایسنا به نقل از میدل ایست آی به نقل از التوجری، وی گفت: ایران ونزوئلا نیست. ایران کارت های زیادی برای بازی دارد و آنها بسیار مخرب هستند.»

به گفته تجویری، ایران علاوه بر اینکه می‌تواند تمام پایگاه‌های آمریکایی در کشورهای خلیج فارس را هدف قرار دهد، می‌تواند با بستن تنگه هرمز حملات موشکی قدرتمندتری را علیه اسرائیل انجام دهد.

دیوید هرست با اشاره به واکنش تند سناتور لیندسی گراهام، یکی از متحدان ترامپ، علیه عربستان سعودی در کنفرانس امنیتی مونیخ، به این نتیجه می‌رسد که واشنگتن باید سخنان التویجری و امثال او را جدی بگیرد و «در شرایطی که با دنبال کردن نتانیاهو خود را به جنگی جدید می‌کشد، به صدای مخالف یکی از مهم‌ترین متحدان عرب خود گوش فرا دهد».

ریاض مخالف محور اسرائیل و امارات است

سردبیر رسانه خبری-تحلیلی غرب آسیا در بخشی دیگر از مقاله خود با تأکید بر اینکه امارات «اسب تروای صهیونیسم» در این منطقه است، معتقد است عربستان سعودی به طور فزاینده ای از ابوظبی و متحدان غربی صهیونیستی اش دور می شود.

«دیوید هرست» تحلیلگر و سردبیر سرشناس انگلیسی این رسانه به تحلیل تغییر عمده استراتژی عربستان سعودی در قبال مسائل غرب آسیا پرداخت و گفت: ریاض تلاش می کند در مقابل محور امارات – رژیم صهیونیستی بایستد.

تحولات اخیر در غرب آسیا به ویژه پس از جنگ غزه و شهادت ده‌ها هزار غیرنظامی نشان می‌دهد که تحولات عمیقی در اتحادها و محاسبات قدرت‌های منطقه رخ داده است. در همین حال، آنچه بیش از همه توجه ناظران را به خود جلب کرد، دور شدن تدریجی اما قابل توجه ریاض از ابوظبی و متحدان غربی صهیونیست آن بود.

هیرست با در نظر گرفتن این یک “حرکت استراتژیک بزرگ” گفت که دکتر و استاد دانشگاه عربستان سعودی. وی با اشاره به مقاله جنجالی احمد التویجری که حدود یک ماه پیش در روزنامه «الجزیره» نزدیک به محافل حکومتی این کشور منتشر شد، می نویسد: «وقتی به مردم خاورمیانه اجازه داده می شود نظر خود را بیان کنند، تصویری کاملاً متفاوت از اسرائیل و اجماع غرب که نماینده آن است، نمایان می شود.

التویجری در مقاله خود درباره بررسی روابط امارات با رژیم صهیونیستی با ادبیاتی بی سابقه، با انداختن خود به آغوش صهیونیست ها برای اجرای پروژه اسرائیل بزرگ، حاکمان امارات را به «اسب تروا» بودن متهم می کند. هرست در گزارش خود تاکید می کند که چنین گفتگوها و ادبیاتی درباره امارات متحد دیرینه این کشور تاکنون در عربستان سعودی شنیده نشده است.

هرست می نویسد: «پادشاهی عربستان سعودی اکنون نه تنها از ابوظبی دور شده، بلکه به ترکیه روی آورده است و مهمتر از آن، به کاهش تنش با ایران ادامه داده است.

شکاف استراتژیک یا اختلاف موقت؟

هرست التوجری گزارش داد که این مقاله تنها نظر و تحلیل شخصی وی است و بیانگر مواضع رسمی دولت ریاض نیست. اما تحلیل او مورد پسند امارات، تل آویو و واشنگتن قرار نگرفت و ابوظبی به سرعت شبکه حامی اسرائیل خود را در ایالات متحده بسیج کرد که نویسنده سعودی را به «یهود ستیزی» متهم کرد. اما آنچه جالبتر بود واکنش مقامات سعودی به این مقاله بود.

مقاله التوجری پس از غیرقابل دسترس شدن موقت به دلیل فشارهای گروه های طرفدار اسرائیل، ناگهان توسط نهادهای بالاتر بازنشر شد. این اقدام به وضوح نشان داد که محتوای تاویکاری فراتر از یک نظر شخصی مورد حمایت محافل تصمیم گیری در ریاض قرار گرفته است.

به گفته هرست، دلیل اصلی نارضایتی عربستان از اسرائیل و امارات موضوع غزه بوده است.

التویجاری گفت: گستردگی وحشیگری و نسل کشی در غزه، عربستان سعودی را متقاعد کرد که با این ذهنیت اسرائیل هرگز صلح برقرار نمی شود. او گفت. هرگز همکاری نخواهد بود. به همین دلیل است که لفاظی و ادبیات عربستان سعودی تغییر کرده است، زیرا عربستان، قلب جهان اسلام و معتبرترین کشور عربی در جهان، هرگز نمی تواند بدون موضع گیری کنار بیاید.

به گفته التوجری، حضور عربستان سعودی در طرح «شورای صلح» دونالد ترامپ برای نوار غزه «چیزی بیش از یک مانور کاهش خسارت نیست».

چرا ریاض از طرح نتانیاهو و بن زاید عقب نشینی کرد؟

هرست تاکید می کند که اگرچه نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل می خواهد از موضوع تخریب نوار غزه به عنوان سکویی برای طرح خود برای تثبیت خود به عنوان یک “هژمون نظامی” در منطقه استفاده کند، اما این قصد و تلاش جدید نیست.

دکترین ینون که در دهه 1980 منتشر شد، مبتنی بر تسلط نظامی بر منطقه و تقسیم کشورها به گروه‌های قومی و مذهبی بود و بر اساس این دکترین، کشورهای عربی به عنوان «خانه‌های مبدلی که توسط بیگانگان تأسیس شد» در منطقه‌ای که توسط قدرت‌های امپریالیستی از هم پاشیده شده بود، توصیف می‌شد که باید توسط اسرائیل نابود و به گروه‌های فرقه‌ای کوچک تقسیم می‌شد.

اما امروز از دیدگاه ریاض، ابوظبی تلاش می کند کشوری کوچک با نفوذ زیاد باشد، اما این نفوذ منجر به تجزیه جهان عرب و از هم پاشیدگی منافع ملی عربستان سعودی می شود. التویجیری در این زمینه می گوید که عربستان سعودی امارات را برای کمک به یمن دعوت کرد اما دید که امارات به خاطر منافع خود یمن را تقسیم می کند. او معتقد است که امارات همین رویه را در سودان با حمایت از نیروهای واکنش سریع و در سومالی با مداخله در سومالی لند تکرار می کند.

به گفته هرست، تغییرات اخیر در گفتمان ریاض نشان می دهد که دوره «عادی سازی روابط» ریاض با رژیم صهیونیستی و حمایت بی قید و شرط از طرح های جدایی طلب صهیونیستی در منطقه به پایان رسیده است و عربستان سعودی به دنبال تعریف نظم جدیدی در خاورمیانه است که در آن منافع ملی و آرمان فلسطین جایگاه واقعی خود را بازیابد.