بعدی- ساموئل چاراپ، تحلیلگر ارشد امور اوراسیا در موسسه رند است.
به گزارش انتخابتو به نقل از مجله فارین افرز، در چهار سال گذشته، سیاست گذاران در واشنگتن و پایتخت های اروپایی با یک سوال اساسی روبرو بوده اند: چگونه به حمله همه جانبه روسیه به اوکراین پاسخ دهیم؟ متحدان ناتو صدها میلیارد دلار کمک نظامی، اقتصادی و بشردوستانه به کی یف اختصاص داده اند تا از شکست و فروپاشی آن جلوگیری کنند. کشورهای اروپایی موج های بزرگی از پناهجویان را پذیرفتند و همراه با آمریکا تحریم های سنگینی را علیه روسیه وضع کردند. رهبران این ائتلاف تحت فشار دونالد ترامپ، سلسله جلساتی را برای یافتن راهی برای پایان دادن به جنگ برگزار کردند.
اما حتی اگر این جنگ تمام شود. نیروهایی که این جنگ را آغاز کردند ناپدید نخواهند شد. شاید آتش بس آغاز مرحله خطرناک تری باشد. وقتی تسلیحات قطع شود، روسیه و اوکراین در یک وضعیت متشنج و درگیری باقی خواهند ماند. مسکو قدرت خود را بازسازی خواهد کرد و احتمالاً فعالیت های خود را در سراسر اروپا تشدید خواهد کرد.
در پاسخ، اروپا هزینه های دفاعی را افزایش خواهد داد، از سطوح قبلی ادغام با روسیه دور خواهد شد و رویکرد سخت تری اتخاذ خواهد کرد. ایالات متحده ممکن است سعی کند از این درگیری دور شود، اما روابط اقتصادی و منافع سیاسی آن در اروپا خروج کامل را تقریبا غیرممکن می کند. نتیجه رابطه ناتو و روسیه با حداقل تعامل و حداکثر سوء ظن خواهد بود.
چنین شرایطی دستورالعملی برای صلح پایدار نیست. برعکس، بستر خطرناکی برای درگیری مستقیم بین روسیه و غرب فراهم می کند. بی اعتمادی عمیق، یک مسابقه تسلیحاتی مداوم، کانال های ارتباطی ضعیف، فرسایش ساختار امنیتی اروپا و تحریکات کرملین سناریوهایی را امکان پذیر می کند که در آن یک حادثه محدود می تواند به یک بحران در سراسر قاره تبدیل شود.
بنابراین، سیاست گذاران در آمریکا و اروپا نباید اجازه دهند چنین آینده ای شکل بگیرد. در حالی که آنها تلاش می کنند به جنگ فعلی پایان دهند، باید برای جلوگیری از جنگ بعدی نیز برنامه ریزی کنند. ناتو باید بپذیرد که بازگشت به شرایط قبل از سال 2022 و طراحی سازوکارهای جدید برای مدیریت روابط با کرملین ممکن نیست. در غیر این صورت، آمریکایی ها و اروپایی ها ممکن است خود را در آستانه یک جنگ دیگر بیابند. جنگی که اروپا بار دیگر در مرکز صحنه خواهد بود.
فروپاشی معماری امنیتی اروپا پس از حمله روسیه
در بخش قابل توجهی از دوره پس از جنگ سرد، روابط کارکردی و تعاملی بین روسیه و کشورهای غربی وجود داشت. پس از پایان درگیری های ایدئولوژیک و نظامی، دو طرف با ایجاد شبکه ای از نهادها، مجامع دیپلماتیک و برنامه های مبادله به دنبال تقویت درک متقابل و کاهش احتمال درگیری بودند.
آنها سازمان امنیت و همکاری در اروپا را تأسیس کردند. نهادی در سطح قاره، فراگیر و توافقی که بر اساس مجموعه ای از هنجارها و نهادهای مشترک بنا شده است. سازوکارهای مختلفی برای تعامل و حتی همکاری بین ناتو و روسیه ایجاد شده است. علاوه بر این، تعدادی توافقنامه کنترل تسلیحات و اقدامات اعتمادسازی نظامی برای حفظ ثبات استراتژیک اجرا شد.
اقتصاد اتحادیه اروپا و روسیه به طور فزاینده ای در هم تنیده شده اند: اروپا انرژی ارزان و سایر مواد خام دریافت کرده است، در حالی که روسیه از سرمایه گذاری مستقیم خارجی، دانش غربی و دسترسی به کالاهای مصرفی پیشرفته سود برده است. سالانه میلیون ها نفر از طریق قطار، گذرگاه های زمینی و ده ها پرواز روزانه بین اروپا و روسیه سفر می کنند. روسیه به سیستم استانداردسازی آموزش اتحادیه اروپا پیوسته است و تضمین می کند که مدارک دانشگاهی در سراسر قاره به رسمیت شناخته می شوند. مسکو همچنین یکی از اعضای شورای اروپا و کنوانسیون های مرتبط بود.
با این حال، در 24 فوریه 2022، با حرکت واحدهای زرهی روسیه به سمت کیف، این معماری از بین رفت. شورای ناتو-روسیه بلافاصله تعلیق و سپس منحل شد. مسکو از شورای اروپا خارج شد. سازمان امنیت و همکاری در اروپا هنوز به طور رسمی وجود دارد، اما به جای اینکه بستری برای همکاری باشد، به مرحله ای تبدیل شده است که بارها اتهامات و محکومیت ها بین روسیه و اعضای ناتو به اشتراک گذاشته می شود. در روابط اقتصادی نیز کاهش چشمگیری داشت. حجم کل تجارت کالا بین اتحادیه اروپا و روسیه در سال 2024 حدود 80 میلیارد دلار بوده است. رقمی که همین سه سال پیش به 300 میلیارد دلار رسید.
از این پس به جرات می توان گفت که فضای امنیتی اروپا پس از پایان جنگ اوکراین تفاوت اساسی با شرایط متشنج کنونی نخواهد داشت. ناتو و روسیه تا حد زیادی از یکدیگر منزوی خواهند ماند و هیچ مکانیسم ارتباطی مؤثری بین دولت ها یا جوامع خود نخواهند داشت. آنها در درک تصمیمات یکدیگر مشکل خواهند داشت و به طور پیش فرض اهداف طرف مقابل را خصمانه تفسیر می کنند.
اروپا به سمت یک جنگ بزرگ پیش می رود
با بدتر شدن روابط، سیاستگذاران اروپا و روسیه علناً هشدار دادند که مسیر کنونی ممکن است به جنگ ختم شود. بررسی راهبردی ملی فرانسه در ژوئیه 2025 به “خطر آشکار جنگ علیه قلب اروپا” تا سال 2030 اشاره کرد. وزیر دفاع آلمان همچنین در نوامبر اعلام کرد که روسیه می تواند تا سال 2029 آماده حمله باشد و تاکید کرد که “برخی از مورخان نظامی” معتقدند اروپا “آخرین تابستان صلح آمیز” خود را سپری می کند.
در ماه دسامبر، مارک روته، دبیرکل ناتو هشدار داد که مسکو میتواند ظرف پنج سال به یکی از اعضای ناتو حمله کند و اعضا باید برای جنگی آماده شوند که پدربزرگها یا اجداد ما تجربه کردهاند. کرملین، از سوی دیگر، ناتو را یک بلوک تهاجمی و توسعه طلب معرفی می کند. همانطور که ولادیمیر پوتین در فوریه 2024 به شهروندان روسیه هشدار داد، این ائتلاف “برای حمله به خاک ما آماده می شود.”
انتظار می رود ایالات متحده دارایی های بیشتری را به اروپا بفرستد که احتمالاً شامل سامانه های موشکی دوربرد هوایی و زمینی می شود. استراتژیست های روسی بر این باورند که واشنگتن از چنین سیستم هایی برای هدف قرار دادن رهبری روسیه و اهداف نظامی حیاتی در آغاز هر درگیری استفاده خواهد کرد. سناریویی که آنها عمیقا از آن می ترسند. در طول جنگ اوکراین، کییف از سیستمهای پیشرفته آمریکایی برای حمله به اهداف نظامی مهم در داخل روسیه و افشای نقاط ضعف دفاعی این کشور استفاده کرد. از این منظر، مسکو می تواند به استقرار تسلیحات دوربرد آمریکایی در اروپا با حمله پیشگیرانه علیه آنها پاسخ دهد.
این تنها یکی از راه های لغزنده جنگ است. سناریوی دیگری می تواند از تمرینات ناگهانی روسیه شروع شود. تمرین هایی که از قبل اعلام نشده بود و کشورهای دیگر به راحتی می توانستند آن را آغاز یک تهاجم تعبیر کنند. اعضای ناتو به ویژه مشکوک هستند که چنین تمرین هایی می تواند به عنوان پوششی برای عملیات نظامی جدید عمل کند. در محیطی که ارتباطات بین دو طرف به حداقل رسیده است، تنشهای سیاسی بالاست و نیروهای اصلی در نزدیکی یکدیگر قرار گرفتهاند، یک رزمایش ناگهانی در نزدیکی کشورهای بالتیک میتواند رهبران ناتو را به این نتیجه برساند که روسیه برای حمله جدیدی آماده میشود.
راه دیگر تشدید جنگ از طریق دومین درگیری گسترده در اوکراین است. از آغاز تهاجم 2022، خطر گسترش این جنگ وجود داشت. موارد نزدیک به بحران نیز رخ داده است. از جمله در نوامبر 2022، زمانی که یک موشک پدافند هوایی به خاک لهستان سقوط کرد و دو نفر کشته شدند. اگر آتشبس احتمالی آینده از بین برود، احتمال تشدید درگیری و دخالت یک یا چند متحد همسایه در میدان بیشتر افزایش مییابد. کشورهای اروپایی همچنین اعلام کردند که در صورت حمله مجدد روسیه می توانند مستقیماً از طرف اوکراین مداخله کنند.
ایالات متحده و متحدان اروپایی آن ابتدا باید روابط خود را بر پایه محکم تری بازسازی کنند. این جاده آسان نخواهد بود. تنش بین دولت ترامپ و برخی از دولت های اروپایی در مقاطع مختلف به مرز بحران رسیده است. شکاف کامل بین واشنگتن و متحدانش اروپا را در برابر تهاجم احتمالی روسیه آسیب پذیرتر می کند. مسکو به دلیل حضور نظامی آمریکا در اروپا و تعهد آشکارش به دفاع از این قاره، تا حد زیادی از درگیری مستقیم با ناتو اجتناب کرده است. در غیاب این عوامل، پوتین ممکن است کمتر محتاطانه عمل کند. بنابراین جلوگیری از اختلافات آشکار در اتحاد فراآتلانتیک حیاتی است.
برخی در دولت ترامپ ممکن است اهمیت چندانی برای آینده اروپا و رفع این شکاف قائل نباشند. اما این اشتباه است که فکر کنیم ایالات متحده می تواند از عواقب جنگ بین روسیه و اروپا مصون باشد. آمریکا نمی تواند رفاه و امنیت پایدار خود را بدون اروپای امن و باثبات تضمین کند. روابط بین دو طرف اقیانوس اطلس در تار و پود اقتصاد آمریکا تنیده شده است و فروپاشی ناتو به طور جدی وزن ژئوپلیتیک واشنگتن را کاهش می دهد. اگر بازدارندگی شکست بخورد، ایالات متحده ناگزیر به درگیری با روسیه کشیده خواهد شد.
اما دلایلی وجود دارد که امیدواریم دو طرف اقیانوس اطلس بتوانند به یک تعادل جدید و قابل قبول دوجانبه دست یابند. اروپا به تدریج پذیرفت که ایالات متحده به موقعیت قبلی خود که بار اصلی دفاع از قاره را به دوش می کشد، باز نخواهد گشت. اما تا زمانی که متحدان اروپایی به سطحی از خوداتکایی در دفاع برسند، واشنگتن باید به ایفای نقش مهمی در امنیت اروپا ادامه دهد.
اعضای اروپایی ناتو دارای منابع مالی و ظرفیت صنعتی برای ایجاد ارتش های قوی هستند و حرکت در این مسیر را آغاز کرده اند. با این حال، این انتقال زمان می برد و اگر ایالات متحده قبل از آماده شدن اروپا از صحنه خارج شود، روسیه ممکن است محاسبات خطرناک تری انجام دهد.






ارسال پاسخ