به گزارش انتخابتو، حبروژی نوشت: «در سازمان صدا و سیما به وضوح عبارت «انقلاب بچههایش را میخورد» را میبینید، بیش از بیست سال است که پول عادل فردوسی پور را از بیتالمال خرج میکنند و وقتی به موقعیت اجتماعی قابل قبولی میرسند دشمن میشوند! از همان سازمان بازنشسته شده و حالا در آن سوی زمین است کسانی که علیه آنها حرف می زنند از احسان علیخانی تا احسان کرمی بارزترین چیز این است که مدام یک رفتار اشتباه را تکرار می کنند و نتیجه روشنی می گیرند!
این که صداوسیما هیچ نهاد دیگری را نمی پذیرد و هیچ یک از قوانین بین المللی را رعایت نمی کند – حتی قانون پخش مسابقه فوتبال که با روحیه مسابقات ورزشی باید عادلانه به مردم نشان داده شود – نشانگر این است که چقدر توانسته هر سلیقه ای را به رسانه ها برساند. این سازمان بازی استقلال مقابل مس را بدون نمایش عکس واریا غفوری پخش کرد. فردی که در همان دولت و نظام سرمربی استقلال و سپس سرمربی بود و از سوی فدراسیون فوتبال اجازه حضور روی نیمکت را داشت. او هم در تیم دولتی جای دارد!
معنای اول این حرکت این است که صداوسیما کاری به قوانین ندارد، آنچه را که می خواهد نشان می دهد و تمام حقوقی را که نمی خواهد سلب می کند. همچنین همه بینندگان. پیام دوم این است که هرکسی مثل ما فکر نمی کند یا مثل ما حرف نمی زند جایی در سازمانی ندارد که مثلا یک سازمان ملی با بودجه ملی اداره می شود.
حقیقت پشت این حرکت این است که در کشور ما هرکس رهبر منطقه خودش است و ربطی به قانون یا تمامیت کشور ندارد. اگر وریا یا هر کس دیگری مشکل دارد، این کشور دارای قوه قضاییه، دادگاه و قوانین است. در صورت اثبات احضار و مجازات خواهد شد. مگر می شود در باشگاه بزرگی مثل استقلال یا پرسپولیس بدون سوال از منابع امنیتی و مراجع قانونی کار کرد؟ چطور سازمانهای امنیتی به کسی اعتماد میکنند، یک باشگاه دولتی به کسی کار میدهد، اما رادیو از سطح بالاتر میگوید من هیچ کدام از اینها را قبول ندارم؟ کاپشن مال من است و همه نمی خواهند از ایران بروند!
ساختار تلویزیون به گونه ای است که حتی یک کارمند عادی هم رئیس جمهور آنجا را نمی پذیرد! آنها کاملاً خودمختار هستند و آزادی انجام هر کاری را که می خواهند انجام می دهند و در مقابل کسی مسئولیتی ندارند. آخرین مصاحبه آقای جبلی را ببینید!
و متاسفانه باید گفت که این رفتار همیشه تکرار می شود. این همان چیزی است که در تمام مدت اتفاق افتاده است، و دیگر موردی نیست که همه چیز خراب شود. اما این یک انتخاب است! گویی آلبرت انیشتین 70 سال پس از مرگش این جمله معروف را با نگاهی به تصمیمات برخی از مقامات ما گفته است: دیوانگی این است که یک کار را بارها و بارها انجام دهد و انتظار نتیجه متفاوتی داشته باشد!






ارسال پاسخ