آیا سایه جنگ از همیشه جدی تر است؟

آیا سایه جنگ از همیشه جدی تر است؟

آیندهپایگاه خبری اکسیوس در گزارشی جدید از تحرکات دیپلماتیک شدید میان تهران و واشنگتن خبر داد و نوشت: یک مقام ارشد آمریکایی اعلام کرد که مذاکره کنندگان آمریکایی پس از دریافت پیشنهاد مفصل ایران در مورد توافق هسته ای ظرف 48 ساعت آینده، دور جدیدی از مذاکرات را در ژنو برگزار خواهند کرد.

بر اساس این گزارشبر اساس این گزارش، تلاش‌های دیپلماتیک کنونی فرصتی است که دونالد ترامپ در اختیار تهران قرار داده است. این فرصتی است که می تواند مسیر بحران را از درگیری نظامی به میز مذاکره تغییر دهد.

آکسیوس به نقل از مقامات آمریکایی اضافه کرد که دو شخصیت نزدیک به ترامپ، یعنی استیو ویتکاف و جرد کوشنر به رئیس جمهور توصیه کردند قبل از دستور هر گونه حمله، راه دیپلماسی را تا حد امکان آزمایش کند. این مقام همچنین تایید کرد که دولت ترامپ و ایران نیز ممکن است درباره توافق موقت وارد مذاکره شوند. توافق موقتی که می تواند قبل از نهایی شدن چارچوب جامع هسته ای اجرا شود.

به گفته منابع ذکر شده در گزارش آکسیوس، استیو ویتکاف و جرد کوشنر در دیدار با عباس عراقچی به صراحت موضع رئیس جمهور آمریکا مبنی بر عدم «غنی سازی» اورانیوم در خاک ایران را بیان کردند. این موضع به عنوان نقطه کلیدی واشنگتن در هر توافق احتمالی مطرح شد. با این حال، همان منابع تاکید کردند که دو سفیر نزدیک به دونالد ترامپ، پنجره محدودی از انعطاف را در ترسیم این خط قرمز باز کردند.

آنها گفتند که ایالات متحده آماده است تا ایده «غنی سازی نمادین» را بررسی کند، اگر تهران بتواند اثبات قابل تأیید و مستندی ارائه دهد که طرح پیشنهادی آن همه مسیرهای بالقوه دستیابی به سلاح هسته ای را مسدود می کند. این مفهومی است که می توان آن را راه حلی میانی برای حفظ ظاهر حقوق هسته ای ایران و در عین حال اطمینان بخشی به غرب دانست.

Shadow of War، Game of Time; ترامپ در یک نقطه تصمیم گیری تاریخی قرار دارد

در فضایی که فضای سیاسی منطقه بار دیگر با افزایش تنش ها میان تهران و واشنگتن شعله ور شده و احتمال آغاز دور جدیدی از درگیری نظامی در رسانه ها و محافل تحلیلی با وضوح بیشتری نسبت به گذشته مطرح شده است، روزنامه عبری معاریو در گزارشی تحلیلی تلاش کرد تصویری مقایسه ای از وضعیت موجود و جنگ ژوئن گذشته ارائه دهد. این روزنامه با بازخوانی مختصات آن دوره و سنجش آن به اصطلاح امروزی این سوال را مطرح می کند که چه عوامل و متغیرهایی باعث تغییر اساسی معادله برای دونالد ترامپ شده است؟

بر اساس این گزارش، بین ژوئن 2025 و فوریه 2026 شکاف مهم و تعیین کننده ای شکل گرفته است. به گفته تحلیلگران اسرائیلی، این فاصله نه تنها از نظر زمانی محدود است، بلکه نشان دهنده تغییر معادلات سیاسی و استراتژیک است.

روزنامه عبری زبان معاریو به نقل از تاساحی هانگبی (که در این گزارش به عنوان مدیرکل موقت سابق وزارت امور استراتژیک اسرائیل معرفی شده است) یادآور می شود که رئیس جمهور آمریکا عملیات موسوم به «کامیون یدک کش نیمه شب» را تنها سه روز پس از اعلام ژوئن گذشته مبنی بر اینکه به ایران «دو هفته فرصت می دهد» آغاز کرد. با این حال اکنون بر اساس این گزارش شرایط به کلی تغییر کرده است. به گفته این کارشناس اسرائیلی، اگرچه دونالد ترامپ بار دیگر در هفته های اخیر بازه زمانی بین 10 روز تا 2 هفته را برای ایران در نظر گرفته است، اما استفاده از واژه «دو هفته» لزوماً به معنای یک دوره قطعی و قطعی نیست.

به گفته این تحلیلگر اسرائیلی، هر تصمیمی که امروز در کاخ سفید اتخاذ شود، نه تنها یک واکنش موقتی نخواهد بود، بلکه می تواند زنجیره ای از پیامدهای عمیق و پایدار برای آینده خاورمیانه، وجهه جهانی آمریکا و وزن بین المللی آن داشته باشد. از منظر ناظر، این طیف گسترده از پیامدها یکی از مهم ترین عواملی است که باعث شده تا دونالد ترامپ در دستور دادن به حمله تا این لحظه محتاط و مردد بوده است.

روزنامه عبری معاریو تأکید می کند که برخلاف جنگ 12 ژوئن، اکنون دونالد ترامپ مستقیماً مسئول تمام اقدامات نظامی است. بر اساس این گزارش، ترامپ آگاه است که صدور چنین فرمانی نه تنها بر سرنوشت سیاسی و حضور او در کاخ سفید تأثیر می گذارد، بلکه جایگاه او در حافظه تاریخی آمریکا را نیز تحت تأثیر قرار می دهد.

به گفته این کارشناس اسرائیلی، همین ملاحظات توضیح می دهد که چرا دونالد ترامپ ممکن است تنها چند روز در حالت تعلیق باشد. یک دوره کوتاه اما حیاتی احتمالاً همراه با فشارهای دیپلماتیک شدید و فشارهای هماهنگ بین‌المللی برای وادار کردن تهران به پذیرش آنچه به عنوان یک “معامله رویایی” توصیف شده است، فرا خواهد رسید. این توافقی است که در صورت تحقق، می تواند به عنوان یک دستاورد بزرگ، شخصی و قابل فروش در کارنامه سیاسی رئیس جمهور آمریکا ثبت شود.

در این زمینه، روزنامه عبری معاریو تاکید می کند که ترامپ عمدا خطوط قرمز خود را در برابر توافق احتمالی در فضای عدم اطمینان حفظ می کند. از دیدگاه تحلیلگر اسرائیلی، این عدم قطعیت نشانه سردرگمی نیست، بلکه بخشی از یک تاکتیک چانه زنی است. رویکردی که به او اجازه می‌دهد در صورت لزوم سطح خواسته‌هایش را تعدیل کند، بدون اینکه به عنوان یک عقب‌نشینی آشکار تلقی شود.

بازدارندگی در سایه تهدیدها؛ معماری نامتقارن تهران در برابر واشنگتن

گزارشی از شبکه آمریکایی سی ان ان تصویری راهبردی از محاسبات امنیتی تهران را نشان می دهد که نشان می دهد جمهوری اسلامی نزدیک به نیم قرن است که آمادگی خود را برای رویارویی با آمریکا بر روی تحمیل “هزینه های سنگین” به طرف مقابل بنا کرده است. استراتژی مبتنی بر مدل بازدارندگی نامتقارن و ضربه زدن به منافع منطقه‌ای و حتی اقتصاد جهانی را ابزاری برای فشار می‌داند، زیرا ایران نمی‌تواند مستقیماً با فناوری نظامی آمریکا سازگار شود.

در این زمینه، تهران با توسعه شبکه‌های مقاومت، قدرت موشکی، شناورهای دریایی و قابلیت‌های سایبری به دنبال ایجاد معادله بوده و هرگونه درگیری مستقیم را برای واشنگتن پرهزینه و غیرقابل پیش‌بینی می‌کند. فرزین ندیمی، پژوهشگر ارشد مؤسسه سیاست خاور نزدیک واشنگتن، در گفت‌وگو با سی‌ان‌ان تاکید کرد که جمهوری اسلامی می‌تواند از تمام ابزارهایی که در اختیار دارد، در صورتی که درگیری احتمالی را «وجودی» بداند، استفاده کند.

برآوردها نشان می دهد که ایران هزاران موشک و پهپاد دارد. این می تواند نیروهای آمریکایی مستقر در خاورمیانه را مستقیماً در تیررس قرار دهد. ظرفیتی که به گفته تحلیلگران، اساس استراتژی بازدارندگی نامتقارن تهران را تشکیل می دهد. تجربه در ژوئن گذشته نیز نشان داد که امواج متوالی موشک های بالستیک و پهپادها می توانند حتی سیستم های دفاعی پیشرفته را به طور جدی به چالش بکشند و به لایه های دفاعی نفوذ کنند.

پهپادهای انتحاری “شاهد” نمونه ای از این قابلیت هستند. وسایل نقلیه کم هزینه اما موثر که قادر به هدف قرار دادن اهداف ثابت و متحرک در عمق میدان نبرد هستند. علاوه بر این، ایران بیش از 20 نوع موشک بالستیک کوتاه برد، میان برد و دوربرد تولید کرده است که تنوع و برد عملیاتی آنها به طور قابل توجهی برد تهدید را افزایش می دهد.

به گفته مارکو روبیو، 30000 تا 40000 سرباز آمریکایی در هشت یا نه پایگاه منطقه ای مستقر هستند. همه پایگاه‌ها در برد موشک‌ها و هواپیماهای بدون سرنشین ایرانی هستند و در صورت گسترش درگیری می‌توانند به اهداف مستقیم تبدیل شوند. در عین حال، اگرچه اسرائیل در دو سال گذشته ضربات سنگینی به شبکه منطقه‌ای ایران وارد کرده و برخی از توانمندی‌های آن را تضعیف کرده است، گروه‌های همپیمان تهران همچنان آمادگی خود را اعلام می‌کنند.

در عراق، کتائب حزب الله و حرکت النجبه پیش از این مواضع نیروهای آمریکایی را هدف قرار داده بودند. در لبنان علیرغم فشارها، حزب الله همچنان به عنوان یک بازیگر تاثیرگذار در معادلات امنیتی مرزهای شمالی اسرائیل دیده می شود. در یمن، جنبش حوثی ها نشان داده است که توانایی ایجاد اختلال در کشتیرانی بین المللی و تهدید مسیرهای حیاتی انرژی را دارد.

یکی از موثرترین و در عین حال پرخطرترین گزینه های پیش روی تهران، تهدید تنگه هرمز برای اقتصاد جهانی است. این یک بزرگراه استراتژیک است که بیش از یک پنجم نفت جهان و بخش قابل توجهی از گاز طبیعی مایع از آن عبور می کند و هر گونه اختلال در آن بزرگراه می تواند به سرعت بازارهای جهانی را ملتهب کند.

عماد شکری محقق مدعو از دانشگاه جورج میسون تاکید کرد که حتی یک اختلال محدود در این گذار می تواند منجر به جهش ناگهانی قیمت انرژی، اختلال در زنجیره تامین جهانی و تشدید تورم بین المللی شود. سناریویی که خطر رکود گسترده را در شرایط شکننده اقتصاد جهانی به همراه خواهد داشت.

در این ارزیابی آمده است که وسایل نامتقارن مانند مین های دریایی، قایق های تندرو و هواپیماهای بدون سرنشین می توانند حرکت نفتکش ها را برای مدتی مختل کنند و هزینه های بیمه و حمل و نقل را به شدت افزایش دهند.

فرزین ندیمی همچنین هشدار داد که جنگ احتمالی آینده نه از تهران، بلکه از این آبراه حیاتی و خلیج فارس می تواند آغاز شود. به نظر او، توانایی ایران در تهدید این بزرگراه انرژی به تهران اهرم قدرتمندی برای وارد کردن شوک اقتصادی به جهان می‌دهد. اهرمی که می تواند بازارهای مالی و اقتصاد جهانی را فراتر از میدان جنگ هدف قرار دهد.

کرملین و پکن؛ اولویت منافع ملی بر تعهدات سیاسی

روزنامه آمریکایی وال استریت ژورنال در گزارشی تحلیلی اعلام کرد که ایران در سال های اخیر با تعمیق همکاری های نظامی با مسکو و پکن تلاش کرده حمایت راهبردی از روز ترس ارائه کند. اما اکنون و در فضایی که تهدیدهای آمریکا علیه نظام بی سابقه است، به نظر نمی رسد این دو شریک قدرتمند با هزینه های گزاف وارد میدان شوند.

پس از جنگ 12 روزه در ژوئن گذشته، تهران با تکیه بر همکاری فنی و تسلیحاتی با مسکو و پکن به دنبال بازسازی برخی از ذخایر موشکی، سامانه های دفاع هوایی و سایر قابلیت های آسیب دیده خود بود. اما تحلیلگران می گویند که نه چین و نه روسیه هیچ نشانه ای از آمادگی برای ارائه کمک نظامی مستقیم در صورت دستور دونالد ترامپ برای حمله نشان نداده اند.

دنی سیترینویچ، محقق موسسه مطالعات امنیت ملی در تل آویو تاکید کرد: آنها منافع استراتژیک خود را فدای ایران نخواهند کرد.

به گفته پکن، حمایت آشکار از تهران می تواند تعادل ظریف در روابط با واشنگتن را مختل کند. درست در زمان سفر دونالد ترامپ به چین برای دیدار با شی جین پینگ. اگرچه ایران بزرگترین خریدار نفت است و به طور مستقیم از ثبات جریان انرژی سود می برد، اما هیچ نشانه ای از تمایل به درگیری نظامی مستقیم با ایالات متحده نشان نداده است. از دیدگاه ناظران، پکن ترجیح می دهد در چارچوب رقابت استراتژیک با آمریکا عمل کند.

در مورد مسکو، محاسبات مشابه هستند، اما شاید فوری تر و ملموس تر باشند. به گزارش وال استریت ژورنال، کرملین تلاش می کند از تحریک ترامپ جلوگیری کند تا امکان مانور دیپلماتیک در حادثه اوکراین را از دست ندهد. اگرچه ایران در سال‌های اخیر به یک شریک مهم برای روسیه تبدیل شده است، اما بعید است ولادیمیر پوتین در شرایطی که حملات آمریکا موجودیت رژیم در تهران را تهدید می‌کند، قاطعانه و مستقیم مداخله کند.

با این حال، به گفته علی واعظ از گروه بین‌المللی بحران، تهران انتظار حمایت مؤثرتر و ملموس‌تری دارد.