وضعیت بسیاری از تهرانی هایی که این روزها زیر بمباران به سر می برند «جهل» است.
روزنامه پیام ما-فاطمه باباخانی: وضعیت بسیاری از تهرانی هایی که این روزها زیر موج بمباران ها زندگی می کنند، «جهل» است. خبرگزاری های محلی اخبار عمومی جنگ را پوشش می دهند. کجای ایران کشورهای دیگر را هدف قرار می دهد و مقامات آن کشورها چه می گویند. اما شهروندان با مشاهده نشانه آن در کامنت هایی که روی خبر خبرگزاری فارس گذاشته اند، از این روال اطلاع رسانی گلایه دارند. البته از دیروز صبح دوشنبه دسترسی به این پیام ها سخت شده و لازم است شماره تماس را ذخیره کنید.
«فاطمه» مثل هر روز قهوه اش را در لیوانش ریخت و به دفترش رفت و شروع به نوشتن کرد. در حالی که کارش را انجام می داد از ترس شروع دوباره جنگ مدام اخبار را چک می کرد. در یک گروه، شخصی نوشت «زد» و چند نفر دیگر این پیام را نوشتند. خبر پنج، شاید 10 دقیقه بعد آمد. خبرگزاری ها از حملات به مناطق مختلف ایران و تهران خبر دادند. بعد از یک ساعت سرعت اینترنت کم شد و سپس به حالت ملی برگشت. فاطمه شروع به بررسی اخبار از خبرگزاری های داخلی کرد. با این حال، اطلاعات دقیقی در مورد وضعیت در این خبر ارائه نشده است. پیام های آخر هر خبری را می خواند و می دید که دیگران هم از این موضوع شاکی هستند. چرا باید خبر ابتدا در برخی رسانه های خارجی و سپس در رسانه های داخلی منتشر شود؟ آنها شکایت داشتند که این اطلاعات به دست آنها نرسیده است و دقیقاً نمی دانند چه اتفاقی افتاده است و حتی برنامه مسئولان چیست. هیچ کس با آنها صحبت نمی کند. بیشتر مقامات به جای اطلاع رسانی به مردم، برای رهبران کشورهای دیگر پیام می فرستند و برنامه های خود را برای دیگران توضیح می دهند.
زهرا
«زهرا» در خانه تلویزیون ندارد. انتخاب او به جای تماشای تلویزیون، خواندن کتاب و پیگیری اخبار در شبکه های اجتماعی برای مدت محدودی بود. با قطع اینترنت، به سایت های محلی که اطلاعات دقیقی در مورد اهداف احتمالی اسرائیل و ایالات متحده ارائه نمی کردند، وابسته شد. خانه اش در شرق تهران است. وقتی پادگان ولیعصر را زدند خانه اش لرزید. او حتی نمی دانست به کجا ضربه زدند. این ناآگاهی او را آزار می داد. تنها پیامی که این روزها دریافت می کند این است که شهر را ترک کند یا هرگونه فعالیت مشکوکی را گزارش کند. او با سختی و سال ها کار توانسته صاحب خانه شود و ترک آنجا برایش بسیار سخت است. او نمی داند چه کند، کجا برود و چرا باید برود. طبق آنچه در خبرگزاری ها می بیند، ایران مدام به پایگاه های آمریکایی ضربه می زند و توانایی بالایی در پاسخگویی دارد.
مریم
مریم در تهران نگران خواهرش است. او سعی می کند اخبار را از دو طریق دنبال کند. شبکه های تلویزیونی فارسی در ایران و خارج از کشور. او به ندرت از سایت های خبری بازدید می کند. او عادت به این کار ندارد. شبکه های اجتماعی که او دنبال می کند نیز بسته است. او تصاویر بمباران تهران را در شبکه های تلویزیونی خارجی می بیند و تصاویری از بمباران کودکان میناب و اسرائیل در رسانه های داخلی. آنچه او را نگران می کند بمباران تهران است. او دائماً با خواهرش در تماس است. او نمی داند که آیا خانه اش مورد حمله قرار گرفته است یا خیر. در هیچ یک از اخباری که او دیده است به این موضوع اشاره نشده است که کدام مناطق آسیب دیده و ساکنان کدام محله آسیب دیده اند.
احمد
احمد می ترسید از خانه بیرون برود. در اتاقش نشسته بود که ناگهان خانه اش لرزید. با دوستش «مهدی» تماس گرفت و پرسید که آیا پادگان ولیعصر را زده اند؟ مهدی که خانه اش همین نزدیکی بود و ستون دود را از پشت بام دید، گفت نه. احمد آرام شد که ناگهان خانه به شدت لرزید. پنجره ها افتاد و خانه در آستانه فروریختن بود. مهدی با دیدن اوضاع از بالا این بار با احمد تماس گرفت. یکی دو بار اول جواب نداد. احمد برای سومین بار با صدایی شکسته گفت که در جایی پناه گرفته ام. به زحمت به خانه مهدی رسید; رنگش پریده بود و خیلی ترسیده بود. به او چای و شکر دادند و او را آرام کردند. ساعتی بعد احمد رفت تا وسایلش را جمع کند. هیچ کس در پایگاه دانش داخلی خود به او نگفته بود که در کدام زمینه ها باید بیشتر مراقب باشد. این خبر کلی بود. بهتر است از تهران خارج شوید. حتی پس از این حادثه نیز خبری مبنی بر وضعیت وی منتشر نشد.
حسین
حسین این روزها با همسرش در خانه بود. می ترسیدند از خانه بیرون بروند. ناگهان صدایی شنیده شد، خانه به لرزه افتاد و شیشه های پنجره ها به لرزه درآمد. حسین و همسرش از ترس در گوشه ای خم شدند. صدایش به گوش نمی رسید. نگاهی به رسانه ها کرد، خبری نبود، نه داخلی و نه خارجی. نمی دانست هدفشان کجاست تا اینکه دوستش که شاهد ماجرا بود تماس گرفت و گفت جایی نزدیک خانه شان است. این شب ها خوابم نمی برد هر لحظه با ترس از خواب بیدار می شود. گوشیشو چک میکنه اینترنت جهانی متصل نیست. از اتفاقی که افتاده خبری نیست. فقط صداها از دور می آیند و او نمی داند از کجا می آیند. رسانه های محلی هم شامل اخبار کلی می شوند که بیشتر آنها مربوط به تهران و اطراف نیست. دیروز دوشنبه خانه دوباره لرزید و تابلو از دیوار افتاد. از خانه بیرون دویدند و دیدند شیشه ساختمان روبروی آن افتاده است. سریع وسایلشان را داخل ماشین گذاشتند و تهران را ترک کردند.
اینکه این روزها در تهران یا شهرستان ها چه وضعیتی دارد و یا تجربیات شهروندان چیست، این روزها کمتر در رسانه ها دیده می شود. اخبار معمولا در مورد چیزهای دیگر است. اظهارات هر دو طرف جنگ و اینکه آینده این درگیری چگونه خواهد بود. اما در شرایطی که دسترسی به شبکه های اجتماعی امکان پذیر نیست، شهروندان مجبور می شوند هر روز با تماس تلفنی سعی کنند از وضعیت موجود مطلع شوند. اما با ترافیک کم در تهران، گردهمایی های دوستانه که می توانست به کاهش استرس و اضطراب کمک کند، از بین رفته است.
به گزارش رسانه انتخابتو













ارسال پاسخ