بعدی- چشم انداز پایان جنگ ایران، آمریکا و اسرائیل هنوز برای بسیاری از تحلیلگران مبهم و نامشخص است. این ابهام زمانی بیشتر تقویت میشود که بدانیم تهدید ترامپ برای حمله به زیرساختهای کشور همزمان با شرایط آتشبس طرفهای درگیر و تلاشهای میانجیگری برخی کشورها ادامه دارد.
به گزارش انتخابتو، فریدون مجلسی در کنار انتخابتو، کارشناس ارشد سیاست خارجی و تحلیلگر روابط بین الملل در این زمینه است. بحث شد:
ترامپ در تلاش است تا هزینه جنگ را افزایش دهد
شورای فریدون به انتخابتو گفت: تحولات کنونی ایران، آمریکا و اسرائیل را باید در چارچوب یک درگیری چند لایه فراتر از یک جنگ کلاسیک بررسی کرد؛ درگیری که ابزار نظامی تنها یک جنبه قدرت است و مولفه های اقتصادی، روانی و دیپلماتیک نیز نقش تعیین کننده ای دارند. تسهیل مذاکرات
وی ادامه داد: آنچه از مواضع ترامپ برمی آید نوسان عمدی میان تشدید تنش و کنترل بحران است و از یک سو با ادبیات تند از آمادگی خود برای حمله به زیرساخت های ایران صحبت می کند و تلاش می کند برتری نظامی آمریکا را به نمایش بگذارد و از سوی دیگر از امکان پایان جنگ و رسیدن به این سیاست در واقع بخشی از حداکثر فشار است. نه در قالب تحریم، بلکه در چارچوب یک درگیری نظامی مستقیم، هدف از چنین رویکردی این است که طرف مقابل را به شرایطی وادار کند که هزینه حفظ وضعیت موجود بیشتر از پذیرش معامله باشد. رها کردن است.
جنگ همچنان در تعلیق است
این کارشناس ارشد سیاست خارجی ادامه داد: نشانه ها نشان می دهد که آمریکا و اسرائیل به دنبال تغییر در محاسبات راهبردی ایران هستند، اگرچه این موضوع باعث شد که جنگ به جای پیشروی به سمت نقطه پایانی معین، وارد فاز فرسایشی شود، از سوی دیگر ایران نیز با استفاده از ابزارهای نامتقارن سعی در تغییر موازنه ها به نفع خود داشت که یکی از مهمترین این ابزارها، برهم زدن این ریسک در مسیر بحرانی انرژی است. این حرکت مستقیماً مسیر را نبست، به اندازه کافی برای بازارهای جهانی نگرانکننده بود و بر قیمتهای انرژی و غرب تأثیر میگذارد.
وی افزود: از منظر نظامی شرایط به گونهای است که هیچ یک از طرفین برتری قاطعی به دست نیاوردهاند. آمریکا و اسرائیل از نظر فناوری و قابلیتهای عملیاتی دارای مزیتهایی هستند، اما این برتری لزوماً به معنای پیروزی سریع نیست. جنگ» و «نه جنگ بلندمدت». در این مورد، لحن اخیر ترامپ تلاشی برای ایجاد هماهنگی در داخل آمریکا است. چنین ادبیاتی اغلب در شرایطی استفاده میشود که دولتها نیاز به بسیج افکار عمومی و توجیه هزینههای یک درگیری طولانی مدت دارند. با این حال، چنین اظهاراتی میتواند حساسیتها را تشدید کند و شکافها را در سطح بینالمللی افزایش دهد و فضای دیپلماتیک را پیچیدهتر کند.
حداقل توافق محتمل ترین گزینه پیش رو است
این دیپلمات سابق ایرانی ادامه داد: در مورد احتمال جنگ، واقع بینانه باید به محدودیتهای دو طرف توجه داشت، در شرایط کنونی، احتمال حرکت به سمت نوعی «توافق حداقلی» بیش از هر گزینه قابل تصور دیگری است. ادامه وضعیت موجود به نفع هیچ کدام نیست، اما مسیر دستیابی به چنین توافقی هموار نیست. هرگونه محاسبات نادرست، اقدام پیشبینی نشده یا تشدید ناگهانی تنش میتواند شرایط را به سمت درگیری بزرگتر سوق دهد، بهویژه اینکه بازیگران دیگری نیز در این معادله حضور دارند که هر کدام میتوانند بر تحولات تأثیر بگذارند. بنابراین باید وضعیت موجود را به عنوان تعادلی ارزیابی کرد که هر لحظه احتمال تغییر آن وجود دارد.
به هر حال آنچه در این جنگ بیش از هر چیز خودنمایی می کند این است که طرفین نمی توانند برتری نسبی خود را به موفقیت قطعی تبدیل کنند. این امر اغلب منجر به طولانی شدن بحران و فرسایش می شود. در چنین شرایطی هنر سیاست خارجی ایجاد فرصت های مذاکره و کاهش تنش ناشی از فشارها و تهدیدها است. باید به عنوان ادامه وضعیت فعلی با نوسان بین تشدید و کنترل بحران نگاه کرد. این را می توان در این زمینه تفسیر کرد: افزایش فشار برای کسب امتیاز بیشتر بدون بسته شدن کامل درهای دیپلماسی نشان می دهد که جنگ به جای پیشرفت به سمت پایان، به ابزاری برای چانه زنی سیاسی تبدیل شده است.






ارسال پاسخ