بعدی- دوره دو هفتهای آتشبس ایران و آمریکا در حال پایان است و پس از مذاکرات اولیه در اسلامآباد هنوز چشمانداز روشنی برای تمدید آتشبس یا برگزاری مذاکرات جدید وجود ندارد. با این حال، گمانه زنی های مختلف شامل سناریوهایی از تمدید آتش بس تا آغاز تنش های جدید در تنگه هرمز است.
بر اساس گزارش فردا، پس از اینکه جی دی ونس گفت: ترامپ یک توافق کوچک نمی خواهد، او توافقی می خواهد که در آن ایران سلاح هسته ای نداشته باشد و مردم ایران شکوفا شوند و در اقتصاد جهانی مشارکت کنند. استنباط برخی از تحلیلگران این بود که ایالات متحده در نهایت تلاش خواهد کرد آتش بس را حفظ کند. اما تناقضات دونالد ترامپ، پیش بینی قطعی را غیرممکن کرده است. علی اصغر زرگر، تحلیلگر سیاسی و استاد علوم سیاسی در گفتگو با انتخابتو بررسی و تحلیل شرایط فعلی:
تیم دونالد ترامپ به دنبال یک معامله بزرگ است
علی اصغر زرگر به انتخابتو گفت: اظهارات جی دی ونس درباره سطح بیسابقه تماسهای ایران و آمریکا را باید بیش از یک بیانیه سیاسی یا یک ژست دیپلماتیک تلقی کرد؛ این بیانیه در واقع نشاندهنده تغییر در چارچوب ذهنی برخی از نخبگان سیاستگذار آمریکایی است که بهویژه در رابطه با رویکرد به اصطلاح «توافق بزرگ» در چارچوب روابط دونالد ترامپ، بلکه صرفاً محدود کردن ایران به این چارچوب مهم است. با محوریت ادغام تدریجی ایران در اقتصاد جهانی این دیدگاه به ظاهر جذاب است و حتی اگر چه ممکن است عملی به نظر برسد، اما در هسته خود با تعدادی پیچیدگی ژئوپلیتیکی، اقتصادی و امنیتی مواجه است که تحقق آن را با ابهامات جدی مواجه می کند.
وی گفت: در سطح تحلیل اقتصادی، ادغام ایران در اقتصاد جهانی بارها از سوی تحلیلگران مختلف مطرح شده است، اما هرگز به مرحله تحقق نرسیده است و ادغام ایران در اقتصاد جهانی به معنای گشودن کانالهای سرمایهگذاری، انتقال فناوری، دسترسی به بازارهای مالی بینالمللی و افزایش صادرات غیرنفتی است. تنها با کاهش قابل توجه خطرات سیاسی محقق می شود.
توافق مبتنی بر «اکثریت گرایی» چندان دوام نخواهد آورد
این استاد علوم سیاسی ادامه داد: بی شک آمریکا در سیاست خاورمیانه ای خود نسبت به اسرائیل تعهدات راهبردی دارد و این پیوند به راحتی قابل گسست نیست، اما مهم این نیست که این رابطه را قطع کنیم، بلکه نحوه مدیریت آن است. از منظر دیپلماسی، آنچه امروز مطرح می شود، در عمل با موانع جدی مواجه خواهد شد. به جای توافق، دیپلماسی مبتنی بر یافتن حداقل نقاط مشترک است، به ویژه در روابط با سابقه طولانی بی اعتمادی. به این ترتیب هر دو طرف مجبور می شوند از برخی خواسته های حداکثری خود عقب نشینی کنند و به سمت راه حل های میانی بروند. اینجاست که مفهوم «رها کردن» به عنوان یک استراتژی واقع گرایانه مطرح می شود.
با این حال، موضوع هستهای ایران یکی از مهمترین نقاط اختلاف است. در حالی که طرف آمریکایی و متحدانش خواهان محدود کردن یا حتی حذف کامل برخی از توانمندیهای هستهای ایران هستند، ایران این موضوع را حق حاکمیتی و بخشی از توان بازدارندگی خود میداند. نقش در این معادله جایی است که تسلیحات هستهای در چنین شرایطی قرار دارند، نه میتوان قبول کرد که توافق صفر و درصد حاصل شود، تجربه گذشته نیز نشان داده است که توافقهای مبتنی بر حداکثر کردن، اغلب طولانیمدت نیستند، در حالی که توافقهای تدریجی و منعطف که امکان بازنگری و انطباق با شرایط جدید را دارند، میتوانند به تدریج راه را برای ایجاد اعتماد هموارتر کنند.
سناریوی همکاری اقتصادی با آمریکا بسیار رویایی است
این تحلیلگر مسائل بینالملل ادامه داد: یکی از سناریوهای قابل تصور در حوزه اقتصاد، شکلگیری توافقهای محدود اما هدفمند در حوزههایی مانند انرژی، حملونقل و زیرساختها است، بهعنوان مثال، همکاری در توسعه میادین نفت و گاز، نوسازی زیرساختهای حملونقل و حتی مشارکت در پروژههای ترانزیتی میتواند به عنوان نقطه آغازی برای تعاملات اقتصادی باشد. تداوم تعامل با این حال، چنین سناریویی بسیار خیالی است و امکان تحقق آن را نباید نادیده گرفت.
در نهایت، نتیجه ای که از همه این تحولات می توان گرفت این است که رویکرد جدید پیشنهادی ونس، اگرچه نشانه تغییر در ادبیات سیاسی آمریکاست، اما به دور از یک سیاست عملی و پایدار است. راه پیش رو تدریجی، پیچیده و پر از چالش خواهد بود. در نهایت تاکید می کنم که نمی توانیم نقش اسرائیل را نادیده بگیریم. اسرائیل به هر توافقی واکنش نشان خواهد داد، به ویژه توافقی که منجر به تغییرات اقتصادی شود».






ارسال پاسخ