امیر قلانویی دوشنبه شب در برنامه فوتبال برتر اعلام کرد که بعد از جام جهانی نیمکت تیم ملی را تحویل خواهد گرفت و به نظر می رسد در آینده تمایلی به هدایت تیم ملی نداشته باشد. از سخنان قالنویی دو تفسیر متفاوت می توان داشت; اولاً او فقط می خواهد به رویای خود یعنی هدایت تیم ملی در جام جهانی جامه عمل بپوشاند و با این اقدام مهم این آرزوها محقق شود، ثانیاً از سختی های پست حساس و شغل پرمخاطره خود خسته شده و دیگر نمی خواهد سرمربی تیم ملی در جام ملت ها باشد. حالت سومی هم وجود دارد و آن اینکه قلعه نویی این موضوع را به عنوان یک تعارف رایج مطرح کرد و خواست جایگاه خود را در نگاه مدیران فدراسیون بسنجد. شاید او با زیرکی این موضوع را مطرح کرد تا ذائقه فدراسیون و مهدی تاج را محک بزند و بداند که تا کجا حاضرند با او پیش بروند.
قصد قلانوی از طرح این مهم به درستی قابل بحث است، اما آنچه جالب و تا حدودی عجیب به نظر می رسد، برخورد رئیس فدراسیون فوتبال با اظهارات قلانوی است. مهدی تاج به صراحت گفته است که قلعهنویی بعد از جام جهانی سرمربی تیم ملی می شود، زیرا با توجه به شرایط فعلی کشور، تیم ملی را بسیار خوب مدیریت می کند و مشکلی برای ادامه همکاری با او وجود ندارد، اما هنوز نمی توان گفت که این موضع رسمی فدراسیون فوتبال است یا اینکه تاج در پاسخ به یک تکه تکان یا تمجید از خودش یک تعریف و تمجید می کند.
تاج خاطرنشان کرد: قلعه نویی با این سخنان می خواست دست فدراسیون را برای تغییرات باز بگذارد اما آنچه رئیس فدراسیون بر آن تاکید کرد نحوه مدیریت تیم ملی بود. در واقع ملاک تداوم سرمربیگری و مدیر فنی قلانوی در حال حاضر مدیریت تیم ملی است و رئیس فدراسیون هیچ اشاره ای به نتایج فنی و دستاوردهای او نکرده است.
حال سوال این است که آیا نتایج تیم ملی در جام جهانی یا دستاوردهای فنی که در این تورنمنت به دست می آوریم برای قلانه ای ماندن در این پست حیاتی تلقی نمی شود؟ اگر تیم ملی سه بازی باقیمانده را ببازد و حذف شود یا کار بزرگی انجام دهد و برای اولین بار به مرحله گروهی صعود کند، آیا این موضوع در آینده حرفه ای او تفاوتی ایجاد نمی کند؟ به نظر می رسد تاج خیال در نگاه اول به قلانه ای اطمینان داده است که در صورت حذف یا کسب نتایج ضعیف در اوج باقی می ماند، اما آرزوی مردم و فوتبالدوستان چیست؟ اگرچه شرایط آماده سازی تیم ملی آسیب دیده از جنگ تحمیلی، وضعیت منفی اقتصادی و تعطیلی رقابت های لیگ برتر چندان مثبت نیست، اما آیا این بدان معناست که در تورنمنت 48 تیمی آینده از شدت مطالبات خود از تیم ملی بکاهیم؟
وقتی در جام جهانی های قبلی فقط با پشت سر گذاشتن مرحله اول به مرحله گروهی رسیده ایم، آیا این غیر منطقی است که بخواهیم از مرحله گروهی صعود کنیم؟ آیا فدراسیون فوتبال در زمانی که مشکلات ناشی از جنگ به اوج خود رسیده بود، نتوانست اردوی ترکیه و دو بازی دوستانه بسیار مفید را برگزار کند؟ مگر نمی شود لیگ اول نیمه کاره ما به نام تیم ملی تعطیل شود و همه اعتراضات باشگاه ها و هواداران به نمایندگی از تیم ملی نادیده گرفته شود؟ با وجود اینکه این امتیازهای ویژه را به تیم ملی دادیم که البته درست و طبیعی است، آیا باید از این به بعد توقع خود را پایین بیاوریم و منتظر حذف تیم ملی باشیم؟
مهدی تاج دستور می دهد قلانوی را حفظ کنند، گویی نتایج تیم ملی در جام جهانی ملاک ارزیابی عملکردش نخواهد بود، گویی برای این مربی کافی است که در مدیریت تیمش موفق باشد. تمام دغدغه قلانوی باید مدیریت تیم از منظر فنی باشد، او باید 100 درصد روی مسائل فنی تمرکز کند و ماندن او بعد از جام جهانی را باید با معیارهای فنی سنجید. از طرفی مدیریت تیم ملی باید بر عهده فدراسیون فوتبال و مدیر تیم ملی باشد. به عبارت دیگر قلانوی، آماده سازی تیم، یافتن مسیر سفر برای اردو و مسابقه، محل اردو، هتل، حریف و… نباید دغدغه لجستیکی از این قبیل داشته باشد و همه اینها بر عهده فدراسیون فوتبال و مدیر تیم ملی باشد. در واقع اگر این تفکیک وظایف و مسئولیت ها به درستی و اصولی انجام شود، قضاوت و ارزیابی نتایج و عملکرد سرمربی تیم ملی آسانتر و اصولی تر می شود، تاج و قلانوی درگیر این تعارفات نمی شوند و مسائلی را مطرح نمی کنند که ربطی به نتیجه نهایی در خصوص سرنوشت نیمکت تیم ملی ندارد.





ارسال پاسخ