سعید لیلاز، تحلیلگر اقتصادی که سال هاست در محافل نزدیک به جریان اصلاح طلب شناخته شده است، در سال های اخیر مواضعی اتخاذ کرده است که به گفته برخی منتقدان فراتر از ادبیات جریان های رادیکال اصولگرا است.
بهترین: سعید لیلاز، تحلیلگر اقتصادی که مدت ها به دلیل حضور در محافل نزدیک به جریان اصلاح طلبی شهرت داشت، در سال های اخیر مواضعی اتخاذ کرده است که به گفته برخی از منتقدان، حتی از ادبیات جریانات رادیکال اصولگرا فراتر می رود. حضور در رادیو و اظهار نظرهای اخیر او در مورد محاصره دریایی و شرایط جنگ، نام او را بار دیگر بر سر زبان ها انداخت. برخی از این اظهارات با واکنش های جدی مواجه شد. واکنشهای نه تنها از سوی مخالفان سیاسی، بلکه از سوی کارشناسان نیز نشان داد که بین تحلیلهای او و برداشتهای برخی منتقدان شکاف جدی وجود دارد.
تسلیم شدن یعنی خودکشی
لیلاز در بخشی از سخنان خود گفت: ممکن است برخی از دوستان ما بگویند تسلیم شوید، اما چیزی که او می خواهد خودکشی است… حتی اگر ایران تمام اورانیوم غنی شده خود را مانند لیبی بفرستد، تغییری ایجاد نمی شود.
منتقدان این گزاره را نمونه ای از قیاس متناقض می دانند. آنها معتقدند مقایسه وضعیت ایران با لیبی قذافی به معنای نادیده گرفتن تفاوت های اساسی در ساختار سیاسی، موقعیت ژئوپلیتیکی و حتی سطح فناوری هسته ای است. به عقیده این گروه، استفاده از مثال قذافی بیش از آنکه جنبه تحلیلی داشته باشد، متقاعدکننده و احساسی است. در واقع، منتقدان می گویند که چنین استدلالی یک موضوع پیچیده را بیش از حد ساده می کند و امکان بررسی گزینه های دیپلماتیک از قبل را باطل می کند.
فروش نفت عراق در دست آمریکاست
لیلاز در بخشی دیگر از بیانیه خود به مدل اقتصاد عراق اشاره کرد و مدعی شد که فروش نفت عراق در واقع تحت کنترل آمریکا بوده است.
منتقدان این ادعا را فاقد دقت کافی می دانند و تاکید می کنند که اگرچه نمی توان نفوذ آمریکا بر ساختار اقتصادی عراق را انکار کرد، اما کاهش کل مکانیسم فروش نفت این کشور به “کنترل کامل آمریکا” یک اغراق تحلیلی تلقی می شود. به گفته آنها، بازار نفت عراق بازیگران زیادی دارد و دولت عراق، شرکت های بین المللی و سازوکارهای رسمی در آن نقش دارند. به عقیده منتقدان، چنین ساده سازی هایی می تواند منجر به برداشت های نادرست در سیاست گذاری شود.
باید پول چاپ کنیم
لیلاز در بخشی دیگر از تحلیل های خود به لزوم تامین منابع مالی توسط دولت اشاره کرد و به طور ضمنی از سیاست های مبتنی بر خلق پول حمایت کرد.
این بخش از سخنان وی با واکنش شدید اقتصاددانان منتقد مواجه شد. آنها می گویند تجربه اقتصاد ایران به خوبی نشان می دهد که ایجاد پول بدون پشتوانه یکی از عوامل اصلی افزایش تورم است. به گفته این منتقدان، نادیده گرفتن پیامدهای تورمی چاپ پول می تواند منجر به بی ثباتی بیشتر شود، به ویژه زمانی که اقتصاد با تورم ساختاری مواجه است. آنها تاکید می کنند توصیه هایی در این زمینه باید با در نظر گرفتن اثرات بلندمدت بر قدرت خرید مردم ارائه شود.
محاصره را می توان تحمل کرد
لیلاز معتقد است که محاصره دریایی اگر چند ماه طول بکشد برای ایران قابل قبول است و کشورهای منطقه بیشتر از ایران آسیب خواهند دید.

با این حال، منتقدان این ارزیابی را بیش از حد خوش بینانه می نامند. به گفته آنها، حتی یک اختلال کوتاه مدت در مسیرهای واردات می تواند زنجیره تامین به ویژه در حوزه کالاهای واسطه ای و صنعتی را مختل کند. آنها همچنین می گویند که اتکا به مرزهای زمینی به عنوان جایگزین کامل مسیرهای دریایی در عمل با محدودیت های لجستیکی جدی مواجه است. از این منظر، کاهش اثرات محاصره به موضوعی «قابل تحمل» به معنای نادیده گرفتن پیامدهای واقعی آن است.
احمد زیدآبادی نیز در همین زمینه به استدلال لیلاز درباره لیبی پاسخ داد و آن را «بی ربط و بی ربط» خواند. وی می نویسد: پیشنهاد استفاده از قذافی به عنوان مثال در این مناظره چیزی مغالطه است، زیرا انتقال تجهیزات هسته ای محدود لیبی هیچ ارتباط مستقیمی با سرنوشت آینده آن کشور نداشت. به گفته زیدآبادی، قذافی پس از این تصمیم سالها بدون هیچ مشکلی در قدرت ماند و در نهایت آنچه باعث سقوط او شد، توافق هستهای نبود، بلکه تحولات بهار عربی و تصمیمهای سیاسی داخلی و خارجی بود.
به گزارش رسانه انتخابتو






ارسال پاسخ