ریحانه اسکندری: رابطه «بحران» و «تولید هنری» همواره یکی از چالش برانگیزترین موضوعات در حوزه جامعه شناسی هنر بوده است. وقتی جامعه با تنشهای ناشی از جنگ یا بحرانهای غیرمنتظره مواجه میشود، این سؤال مطرح میشود که آیا هنر میتواند روایتی دقیق و بدون تحریف را با همان سرعتی که رویداد ارائه میکند ارائه دهد؟ در حالی که برخی تصور می کنند خلق اثری ماندگار مستلزم دور شدن از زمان وقوع رویداد و نیازمند فرآیند «تفکر» است، حرکتی دیگر معتقد است که حضور هنرمند در صحنه در زمان مانع از تک بعدی بودن روایت های تاریخی می شود.
مجموعه “سرو سفید قرمز” این فیلم که در بحبوحه تحولات و درگیری های اخیر ساخته شده، نمونه ای از این کنشگری سریع در عرصه تصویر است. این پروژه که در شرایط خاص و با محدودیت زمانی جدی تولید شده است، از جنبه های مختلف فنی و محتوایی قابل بررسی است. از یک سو سرعت بالای تولید می تواند غنای دراماتیک اثر را تحت الشعاع قرار دهد، از سوی دیگر همزمانی تولید با واقعیت، نوعی «قابلیت اطمینان» به اثر می بخشد که کمتر در تولیدات با فاصله زمانی طولانی با آن مواجه می شویم.
بابک حاجپاشاکارگردانی که با فیلم «سرزمین فرشتگان» در جشنواره فجر گذشته توانست به شهرت برسد، دو قسمت از این مجموعه را کارگردانی کرد. “مرز” و “جان نفس” حضور او در این پروژه از آن جهت حائز اهمیت است که سعی کرد امضای شخصی خود را با تمرکز بر روابط عاطفی و نهاد خانواده در محیطی پر از خشونت و جنگ بازتولید کند. او در اپیزود «جان نفس» دوربینش را نه تنها به صحنه فیلمبرداری، بلکه به روابط شکننده انسانی متاثر از بحران می برد.
تصویری از پشت صحنه سریال مرزبان.
یکی از بحث های جدی پیرامون چنین مطالعاتی، رابطه آنها با «دیپلماسی فرهنگی» و تأثیر آنها بر رسانه ها در سطح بین المللی است. در فضایی که امنیت فیزیکی گروه ها با خطرات جدی مواجه است، فیلمبرداری همزمان چند قسمت توسط گروه های مختلف فیلمساز، پدیده ای است که در رسانه های منطقه نیز بازتاب یافته و به عنوان نمادی از پویایی فرهنگی در بحبوحه تنش تعبیر می شود. با این حال سوال اصلی اینجاست که این سرعت تولید چقدر به «به روز شدن» زبان سینمای دفاع مقدس و ارتباط با بینندگان نسل جدیدی که به مقوله جنگ و قهرمانی نگاه متفاوتی دارند کمک می کند.
خواجه پاشا در این گفت و گو از دشواری های نگارش فیلمنامه در زمانی بسیار کوتاه، بدون اینکه بخواهد خلأهای ناشی از سرعت تولید را بپوشاند و لزوم تغییر سبک روایت های مقدس سنتی می گوید. حتی اگر این تغییر در بطن پروژه ای سریع رخ دهد، او معتقد است که سینمای ایران برای ادامه حیات باید با استانداردهای روایی مدرن «تطبیق» کند.
در این گفت و گو به ابعاد مختلف این تجربه با خواجه پاشا پرداخته شد. از چرایی انتخاب حضور در محل به جای سکوت گرفته تا تأثیر چنین آثاری بر ذهنیت مخاطب و مرز بین هنرمند و سلبریتی در مواقع بحران.
بابک حاجپاشاکارگردان سینما از تجربه ساخت دو قسمت “مرز” و “روح” او درباره مجموعه «سرو سفید، قرمز» خود صحبت کرد. این هنرمند که این آثار را در شرایط حساس و به موازات آخرین تحولات خلق کرده است، بزرگترین موفقیت این پروژه را حضور هنرمند در کنار مردم می داند.

تصویری از پشت صحنه سریال مرزبان.
حضور در میدان؛ فراتر از یک انتخاب هنری
خواجه پاشا در پاسخ به سوالی مبنی بر تجربه ساخت این مجموعه در دوران جنگ و تفاوت آن با سایر آثار دوران حرفه ای خود گفت: البته در شرایط خاصی که برای کشورمان پیش آمد، باید به طور خاص به وضعیت خودمان نگاه می کردیم و با کشورمان چه کار کنیم، البته وقتی دوستانم به ما پیشنهاد دادند که در روزهایی که در ماه رمضان عاشقانه به سر کار بیاییم، «بودن» برایم مهمتر از هر چیز دیگری بود. کارخانجات “من باید مثل یک ایرانی برای کشورم ایستادگی می کردم.”
وی همچنین درباره انگیزه شخصی خود برای شروع هر چه زودتر کار توضیح داد: آن روزها که روحیه و روحیه ما خیلی به هم ریخته بود، شاید اولین انتخاب یک نفر این بود که یک گوشه بنشینیم و ببینم چه می شود، اما نمی خواستم منتظر باشم، می خواستم شخصاً درگیر ماجرا باشم، از روز سوم یا چهارم جنگ شروع به کار کردیم؛ یک روز، نقطه صفر مرزی را جمع کردیم و به قسمت اول رسیدیم.
حفره های داستان و روایت خانواده در بستر سرعت
این کارگردان در پاسخ به سوالی درباره قسمت دوم ساخته خود (روحوی در این اثر که دوباره رابطه کودک و خانواده (پدر و پسر) را می توان دید، نوع روایت و طرح اولیه آثار را اینگونه توضیح داد: «پلان اولیه کارها متعلق به من بود، اما در نهایت با تمام تلاش گروه سعی کردیم کمی شبیه روایت خودم در سینما شود. در یکی دو روز، قطعاً شکافهای شخصیتی و داستانی وجود دارد، اما در این بخش دوگانه، سعی کردم زمینهای را که در روایت دارم، ایجاد کنم، یعنی در شرایطی که اکنون در آن هستیم، بستر اصلی «خانواده» و تضاد خانوادگی است. یعنی هست.

نمایی از بابک خواجه پاشا از قسمت “جان نفس”
مردم؛ داوران اصلی وجود هنرمند در بحران
خواجه پاشا در پاسخ به این سوال که فاصله کوتاه بین بحران و مرحله تولید داستان چقدر در جلوگیری از تحریف داستان و برقراری ارتباط با مردم موثر بوده است، گفت: فکر میکنم مخاطب ابتدا میگوید اگر فیلمساز، آن بازیگر و کل تیم آن فیلم در شرایطی کار میکردند که خوشحال بودند و در شرایطی کار میکردند که من تشویقشان میکردم، امروز تشویقشان میکنم که در موقعیتی خوب کار میکنند یا کارشان مهم است. دیگر وارد میدان کار شدند، اولین موفقیت این است که مردم بفهمند تو با مردم و با مردم هستی.»
وی درباره عناوین هنری افزود: به عنوان مثال به عده ای لقب هنرمند معروف یا خاص داده اند، به نظرم موفقیت این آثار و فیلم ها مهم ترین نکته بود؛ این نشان داد که این هنرمند هم مثل ما در خیابان کار کرده است.
اقتباس از سینمای دفاع مقدس به زبان امروزی
وی در پاسخ به سوالی درباره تغییر سبک سینمای دفاع مقدس در سال های اخیر و دور شدن از قداست برای برقراری ارتباط با نسل جدید، گفت: به نظر من در این روایت ها قداست تغییر نکرده است، اما نحوه بیان آن تغییر کرده است، شاید در حوزه سینمای ایران این را زیاد گفته ام، باید به فکر اقتباس، تجدید و نوسازی سینمای ایران باشیم. حوزه سینمای خانواده، اما برای امروز باید «به روز شوند».
خواجه پاشا در خصوص ویژگی های فنی این دو بخش افزود: این بخش ها شاید پختگی لازم را نداشته باشند، اما ویژگی ها را داشتند؛ ظاهرشان جدیدتر و امروزی بود و اگر قداستی که در آثار قبلی دفاع مقدس وجود داشت در این آثار هم وجود داشت، به روز می شدند و مدرن تر می شدند.

تصویری از قسمت “جان نفس”
رسالت و دیپلماسی فرهنگی هنرمند در دوران جنگ
این نویسنده و کارگردان در پاسخ به آخرین سوال درباره وظیفه هنرمندان برای ایجاد آرامش در شرایط بحرانی و سهم آنها در دیپلماسی فرهنگی، تاکید کرد: البته مهمترین مکان ورود یک هنرمند زمانی است که کشور و مردمش دچار بحرانها و آسیبهای عاطفی میشوند، در این زمان باید وارد شود، دردسرساز شود و تأثیر بگذارد. در بحران بود یا شرایطی بود که او را مجبور به تولید یک سری آثار کرد، دقیقاً برای ما هم همین طور است.
وی در پایان با اشاره به بازتابی خارجی گفت: یک خبرگزاری عربی برای من گزارش بسیار ویژهای منتشر کرد و نوشت: میدانی چرا ایرانیها شکست نمیخورند؟ چون این افراد در زمان جنگ هم در سینما کار می کنند.به عبارت دیگر این یک ویژگی فرهنگی کشور است، خیلی عجیب است که یک کشور در این شرایط قرار بگیرد و شما ببینید شاید 25 گروه همزمان روی یک فیلم کار می کنند، هر لحظه ممکن است برایشان اتفاقی بیفتد، این نشان دهنده فرهنگ، تاریخ و عظمت این کشور است.
۵۹۲۴۴
گردآوری شده از رسانه خبر آنلاین






ارسال پاسخ