«در شرایطی که بسیاری از سریالهای نمایش خانگی از همان قسمت اول مسیر سریعی را طی میکنند و با شوکها، افشاگریها و چرخشهای داستانی برای غافلگیری مخاطب ادامه مییابند، «بدنام» مسیر دیگری را انتخاب کرده است.
سریال حامد عنقا و احسان سجادی حسینی، حداقل در چند قسمت اول، بیش از آنکه به دنبال هیجان فوری باشد، مشغول ساختن دنیای عاطفی شخصیت هایش است. با توجه به کدهای آینده فلش، جهان به یک بحران تبدیل خواهد شد.
مهمترین ویژگی «بدنام» تا کنون حساسیت به جزئیات در بیان احساسی است. رابطه یلدا و اسماعیل برخلاف بسیاری از رمانهای عاشقانه این سالها، ناگهانی شکل نمیگیرد و مثل یک عشق (به معنای ژانر کلمه) به کندی شکل میگیرد.
سریال عجله ای برای نزدیک کردن این دو شخصیت به هم ندارد و به مخاطب اجازه می دهد تا فراز و نشیب های این رابطه را مرحله به مرحله تجربه کند. آرامش فرآیند شکل گیری احساسات بین آنها باعث می شود که لحظات ساده ای مانند حضور در کتابفروشی یا صحنه کنسرت دیگر فقط چند صحنه تزئینی نباشد. بلکه تبدیل به لحظات کوچکی می شوند که رابطه را عمیق تر می کند و حس صمیمیت بین دو شخصیت را باورپذیر می کند.
در واقع، “بدنام” به یک اصل مهم ملودرام رمانتیک وفادار می ماند. قبل از هر بحران و هرج و مرج، احساسات شخصیت ها باید توسط مخاطب احساس شود. بیننده به جای اینکه شاهد یک سری اتفاقات تحریک آمیز از بیرون باشد، زمانی درگیر یک داستان عاشقانه می شود که عشق بین شخصیت ها را احساس می کند. اگر این دوستی شکل بگیرد، هرگونه خیانت، سوء تفاهم یا فروپاشی عاطفی تأثیر چند برابری خواهد داشت. از این رو می توان ریتم کند قسمت های آغازین «بدنام» را بخشی از استراتژی هویت سازی سریال دانست. نوعی سرمایه گذاری احساسی در ادامه داستان.
نکته مهم اینجاست که از تنش سریال غافل نشویم. یکی از ایده های جالب «بدنام» افتتاحیه هر قسمت است. سکانس های کوتاهی از اتفاقاتی که هنوز در داستان رخ نداده و در آینده خواهیم دید.
این انتخاب در واقع نحوه مواجهه مخاطب با داستان را تغییر می دهد. مخاطب دیگر فقط نمی پرسد “چه خواهد شد؟” او به دنبال پاسخ سوال نیست. چون سریال از همان ابتدا برش هایی از آینده را به او نشان داد. حال سوال اصلی این است که “شخصیت ها چگونه به آنجا خواهند رسید؟”
این تفاوت به ظاهر ساده تأثیر بسزایی در انعطاف پذیری سریال دارد. زیرا به جای اینکه صرفاً پیرنگ داستان باشد، مخاطب را در مسیر روانی و عاطفی شخصیت ها قرار می دهد. او اکنون رفتارها، سکوتها، نگاهها و انتخابهای شخصیتها را با دقت بیشتری دنبال میکند تا بفهمد این روابط در آن آینده پرتنش چگونه خاتمه خواهند یافت. این همان الگوی تنش است که بر اساس کنجکاوی تدریجی است تا شوک.
در کنار این موقعیت ها، آخرین حرف های حامد عنقا درباره سریال حالا معنای جالب تری پیدا کرده است. او در یک مصاحبه ویدیویی تاکید کرد که «بدنام» نباید شبیه «پیر پسر» باشد. چون در این داستان پدر و پسر تقریباً از وضعیتی که در آن قرار دارند بی اطلاع هستند.
اکنون می توان پیش بینی کرد که رابطه یلدا، اسماعیل، عماد و ابراهیم وارد یک حالت عاطفی پیچیده خواهد شد. جایی که عشق، جهل و کشمکش بین نسل ها به هم مرتبط است. “بدنام” تاکنون نشان داده است که با یک مثلث عشقی ساده روبرو نخواهیم شد، اما احتمالاً روابط انسانی پیچیده تری رخ خواهد داد. روابطی که در آن هر شخصیت هم قربانی است و هم جنایتکار.
شاید برای قضاوت نهایی درباره «بدنام» خیلی زود باشد، اما این سریال در حال حاضر یک ویژگی مهم دارد. او سعی می کند مخاطب را نه تنها با کنش بلکه با احساسات نیز درگیر کند. و برای یک ملودرام عاشقانه، این دقیقاً همان چیزی است که بین داستانی که به تاریخ انقضایش نزدیک میشود و روایتی ماندگارتر، تفاوت ایجاد میکند.»






ارسال پاسخ