امروز با حافظ؛ میر من خوش می‌روی کاندر سر و پا میرمت

امروز با حافظ؛ میر من خوش می‌روی کاندر سر و پا میرمت


سایت خبری انتخابتوانه:

غزل شماره 91 حافظ شیرازی

عزیزم تو حالت خوبه ولی داری میمیری

خوشحال باشید که به قله رعنا رسیدید

کی گفتی جلوی چشم من میمیری، چه عجله ای داری؟

اگر خوب بپرسید، درخواست را دریافت خواهید کرد.

من عاشق، مست و رها شده ام، بت بنده کجاست؟

اگر بخرد پیش شما می آید

کیست زندگی از رویاهایش تا زمانی که بیمار شود

ببین داری میمیری جلوی چشم شهلا

گفتی هم لبم درد می کند هم دارو می دهد

گاهی به سراغ درد می روی، گاهی به سراغ درمان

موفق باشید، چشم بد از شما دور می شود

فکر کنم روی پای تو بمیرم

اگرچه محل حافظ در حریم ارتباط شما نیست

تو همه جا زیبا هستی، من همه جا پیش تو خواهم آمد

تفسیر این شعر

این غزل حافظ شیرازی یکی از پرشورترین و پرشورترین غزل های عاشقانه اوست. حافظ در این شعر عشق خود را به معشوق (که می تواند معشوق زمینی، مظهر جمال الهی و یا بنده ای جاودانه باشد) با زبانی بی پروا، شیدایی و مشکوک بیان می کند. تمام شعر رقصی است بین زندگی و مرگ، بین درد و دارو، بین هستی و نیستی.

فضای کلی شعر

حافظ که خود را «میر» (استاد و بزرگ) خطاب می‌کند، ظاهر و گفتار او را تحسین می‌کند و چنان غرغر می‌کند که گویی همیشه در برابر او «می‌میرد». اما این مرگ، مرگی شیرین و برگزیده است; مرگ غم انگیزی نیست، نابودی در برابر جمال معشوق است. غزل با مداحی خرم یار آغاز می شود و با اعتراف فروتنانه به «غیبت حافظ در تنهایی وصل» و نیز به «مرگ پیش از او» پایان می یابد.

بیت اول:

میر شادی سر تا پا میمیری/ خوش باش که میمیری پیش رعنا

– میر من: ای مولای من و مولای من.

– آنقدر زیبا راه می روی که من جلوی تو (با تمام وجودم) می میرم.

– حتی بهتر و زیباتر شو چون من در مقابل هیکل زیبای تو میمیرم.

نكته: «مُتَنْ أَنْ يَعْدَيْهِ» دلالت بر عجز و جنون و معدوم شدن در برابر جمال دارد. «سر و پا» و «قد رعنا» به تمام بدن معشوق اشاره دارد.

بیت دوم:

گفتی جلوی چشم من میمیری، چه عجله ای داری؟

– تو (عزیزم) قبلاً گفتی: کی پیش از من می میری؟ چه عجله ای داری؟”

با روشی قدرتمند به چربی شکم و پهلو حمله می کند (پودر جلبک سبز 45% تخفیف)

با روشی قدرتمند به چربی شکم و پهلو حمله می کند (پودر جلبک سبز 45% تخفیف)

– حالا تو می خواهی من بمیرم و من قبل از خواست تو می میرم.

توجه: بازی عاشقانه “فوریت و تقاضا”. عاشق ابتدا معشوق را به صبر اصرار می کند و اکنون مرگ او را می طلبد. این یک نوع توبیخ عاشقانه و ملایم است.

بیت سوم:

«محبوب، مست و رها، بت مباشر کجاست؟/ اگر برد، نزد تو می‌آید»

– من هم عاشق، مست (مخمور) و مهجور (مهجور) هستم. آن بت بنده (عاشقی که هم بنده است و هم بت) کجاست؟

– نزد او بیا و بگو کشته شود که من قبل از قد بلندش خواهم مرد.

نکته: «بتلر بت» ترکیبی از دو نماد عشق است: «خفاش» (خدای زیبا) و «ساکی» (بخشنده شراب ناب). حافظ میان عشق زمینی و الهی جمع می شود.

بیت چهارم:

“کسی که عمرش را در رویا گذراند تا اینکه مریض شد”

– به هرکسی که یک عمر از نوشیدن مشروبات الکلی خسته شده بگو به من نگاه کند که من جلوی شهلای او (چشم سیاه یا قرمز) می میرم.

نکته: جشم شهلا به معنای چشمان زیبا و شجاع است. بیماری عشق دردی است که علاج آن فقط نگاه عاشق است و آن نگاه عاشق را نیز به «مرگ» می کشاند.

بیت پنجم:

گفتی لبهایم هم درد می دهد و هم دارو / گاهی قبل از درد گاهی قبل از درمان

– گفتی آب دهانم هم درد است و هم شفابخش.

– گاهی قبل از درد تو میمیرم (نوشیدن زهر) گاهی قبل از معالجه تو.

نکته: بر لب عاشق دو نوع آب دهان است: سم (تلخ) و شهد (دارو). در هر دو صورت عاشق به مرگ راضی است. این اوج تسلیم شدن در برابر معشوق است.

بیت ششم:

“موفق باش که میروی، چشم بد از تو دور است/ فکر کنم روی پایت بمیرم”

– با خوشحالی راه می روی. چشم بد را از خودت دور کن

– فکری در سرم هست که میمیرم پای تو.

نكته: «من به پاي تو مي ميرم» به معناي افتادن به پاي معشوق و مردن است، بلكه به بوسيدن خاك و حيا نيز اشاره دارد.

آیه هفتم (فصل):

هر چند جای حافظ در خلوت تو نیست / همه جا خوش آمدی، من همه جا می آیم.

– هر چند حافظ در خلوت شما جایی ندارد (خصوصی نیست).

– ای تو که همه جا خوشگلی، همه جا (در هر مکان و در هر موقعیتی) پیش تو میمیرم.

نکته: این بیت یک اعتراف عرفانی و در عین حال عاشقانه است: هر چند به وصلت کامل نرسیده ام در برابر هر جلوه ای از تو (حتی در ظاهر و دور) فانی هستم. “شما همه جا خوشحال هستید” به این معنی است که هر قسمت از وجود شما زیبا است.

حافظ به «میر» خود می گوید:

– آقا خیلی قشنگ راه میری که من دارم میمیرم قبل از تو. زیباتر باش من پیش تو میمیرم

– “کی میمیری؟” می گفتی چه عجله ای داری؟» اما حالا می خواهی من بمیرم و من قبل از خواست تو خواهم مرد.

– من هم عاشق، مست و رها شده ام. این بت بنده کجاست؟ بذار قبلش بمیرم

– اونی که یه عمر مریضم کرد بهم نگاه کن جلو چشمای قشنگش میمیرم.

– گفتی که لب هم درد دارد و هم شفا. گاهی قبل از درد تو میمیرم، گاهی قبل از درمان تو.

– به دور از چشم بد خوشحال خواهید شد. خوابم میاد زیر پای تو بمیرم

– با اینکه حافظ در تنهایی تو جایی ندارد، ای ای که همه جا زیبا هستی، هر جا پیش تو می میرم.

نکته پایانی

این غزل اوج «عشق بی قید و شرط» در شعر حافظ است. در اینجا حافظ نه به دنبال ارتباط است و نه از هیکران شکایت می کند. حتی وقتی از تنهایی خصوصی بیرون می‌آید، باز هم به هر جلوه‌ای از معشوقش «می‌میرد». این همان مرگ عاشقانه است که صوفیان از آن سخن می گویند، اما حافظ آن را به «خرفه کردن» و «نگاه» و «لالاب» و «چشم شهلا» توصیف می کند. شعر با همه دیوانگی ها با فروتنی (هر چند جایی برای حافظ نیست) و همچنین با عشق بی پایان (برای تو همه جا خواهم رفت) به پایان می رسد.