به گزارش انتخابتو، روزنامه فرهیختگان نوشت: وبلاگ نویسان و کاربران شبکه های اجتماعی چند سالی است که با حضور خود فرش قرمز جشنواره کن را زینت داده اند و به تفریح می پردازند.
در این مورد «اصغر فرهادی» و «پگاه آهنگرانی» دو نام آشنای سینمای ایران نیز در این جشنواره حضور دارند تا آثار خود را در بخش رقابتی و غیر رقابتی کن منتشر کنند.
به یقین می توان گفت که امروزه و در دنیای امروز جشنواره های هنری و سینمایی دیگر کاری به ابعاد مختلف هنر ندارند و زمینه ها و حاشیه هایی هستند که بر همه چیز و هرکس سایه افکنده اند، بنابراین هر واکنش و کنشی در این فضا و فضا می تواند عاملی صد چندان در چارچوب رسانه های اصلی و فرعی جهان پیدا کند.
این دو نفر مخصوصا فرهادی نه «جعفر پناهی»، «محمد رسول اف»، «حمید فرخ نژاد» و… هستند، پل های پشت سرشان را خراب کرده اند و نه ارتباطی با انقلاب و هنرمند انقلابی دارند. در اروپا، در آمریکا، کارشان را انجام میدهند، بدون اینکه آبرویشان را در سینی بگذارند، بیآنکه جوایز این جشنواره، آن جشن را بچرخانند، و نگاهی جزئی به این اتفاقات دارند.
ما نمیتوانیم با سینما، شخصیت هنری و شخصی این دو نفر ارتباط برقرار کنیم و یا حتی مثل بقیه آنها را نقد کنیم، اما میتوانیم در پویایی و اعتماد به نفس موجودی به نام ایران با یکدیگر شریک شویم.
از آنجایی که فرهادی و آهنگرانی با آثار خود در جشنواره کن، معتبرترین و شناخته شده ترین جشنواره فیلم سال حضور داشتند، اکنون می توانند از ایران دفاع کنند. برای اینکه صدای مظلومیت کودکان بی گناه ایران باشیم کافی است این دو در مراسم فرش قرمز، عکاسی و یا در حاشیه جشنواره با نماد مدرسه شجره طیبه میناب حضور داشته باشند. اهمیت مکتب «شجره طیبه» به حدی است که مشاهیر و عموم مردم می توانند بر سر آن به توافق برسند و به یک سازش کوتاه مدت و موقت برسند. زیرا واکنش به حادثه هولناک میناب راهگشاست و به سلبریتی اجازه می دهد تا موضع خود را اعلام کند و از اتهام ائتلاف با دولت بگریزد.
به عبارت دیگر، فرهادی برخلاف صحبت محافظهکارانهای که هنگام دریافت جایزه اسکار برای فیلم «جدایی نادر از سیمین» انجام داد، میتواند با در دست داشتن کولهپشتی نمادین شهدای نوجوان مینابی روی فرش قرمز یا در مراسم عکاسی فیلمش حاضر شود و جلب توجه کند. یکی از تاثیرات این اقدام بی شک کاهش فاصله فرهادی و وزارت فرهنگ برای جریان رسمی سینمای ایران است و حتی ممکن است کارگردان «رقص در غبار» را به سمت فیلمبرداری در داخل مرزهای کشور سوق دهد. در نتیجه این اقدام کوچک نه تنها باعث جدایی فرهادی از سازوکار سینمای غرب می شود، بلکه زمینه بازگشت او را به جریان اصلی سینمای ایران فراهم می کند و قاعده بازی برد-برد با نقاشی را توضیح می دهد. الا فرهادی مثل نام هایی چون «مارلون براندو»، «خودوروفسکی» و حتی «کن لوچ» فیلمساز رادیکال و انقلابی نیست که برایش جشنواره برگزار می شود. او را قاچاق می کنند و عقب می زنند. ما مخاطبان بهعنوان یکی از نمادهای سینمای ایران، تنها از او میخواهیم که مسئولیت اجتماعی خود در قبال مردم را مانند آنچه در نوامبر ۲۰۱۸ رخ داد، انجام دهد.
23302
گردآوری شده از رسانه خبر آنلاین






ارسال پاسخ