آیا دور جدید مذاکرات ایران و آمریکا نتیجه خواهد داد؟

آیا دور جدید مذاکرات ایران و آمریکا نتیجه خواهد داد؟

بعدی- در فضایی که مقامات نظامی ایران و آمریکا بر این باورند که انگشتان خود را روی ماشه گذاشته اند و انتظار هر گونه فعالیت نظامی از طرف مقابل را دارند، برخی تحلیلگران معتقدند با توجه به نشانه های جدید دیپلماسی بین طرفین، یک مذاکره جدید می تواند با شانس قابل قبولی برای موفقیت آغاز شود.

بر اساس گزارش فردا، توئیت ها و پیام های مقامات ایرانی و آمریکایی به ویژه پیام علی لاریجانی در شبکه اجتماعی ایکس در روز شنبه 11 بهمن 1404، امیدها را برای موفقیت دیپلماسی افزایش داد. او در X نوشت: «ایجاد ساختاری برای مذاکرات در حال پیشرفت است، برخلاف ایجاد جنگ رسانه ای مصنوعی.» اگرچه ترامپ هفته گذشته نیز درباره مذاکرات صحبت کرد، اما برخی از سناتورهای جمهوری خواه به این موضوع واکنش منفی نشان دادند.

با توجه به همه این شرایط، سؤالاتی در مورد ساختار و الزامات جدید مذاکرات مطرح می شود. صباح زنگنه، دیپلمات و نماینده سابق ایران در سازمان همکاری اسلامی در گفت و گو با انتخابتو در این بررسی شرایط زیر در نظر گرفته شد:

در ماه های اخیر، طرفین از اصول مذاکره دور شده اند

صبح بخیر فردا میبینمت وی افزود: دیپلماسی در شرایطی که بر اساس اصول شناخته شده و استانداردهای حرفه ای پیش می رود، ساختار، معنا و کارکرد واقعی در فضای مذاکره را تنها در چارچوبی مشخص خواهد یافت. در ماه های اخیر روند مذاکرات ایران و غرب با این اصول فاصله گرفته است. وارد گفت و گوی واقعی و مفصل یا برداشتن گام هایی برای دستیابی به توافق شود «نوع ادبیاتی که طرف مقابل در برخی موارد استفاده می کند. (در قالب تهدیدها و پیش شرط های یکجانبه) آنها در واقع مسیر توافق را منحرف می کنند و گفتگو را به حوزه بحث رسانه ای نزدیک می کنند تا یک روند دیپلماتیک.

یکی دیگر از اصول مهم برقراری تعادل منطقی بین خواسته‌های طرفین است. هر گونه تصمیم مذاکره زمانی موفق تلقی می‌شود که طرفین نسبت به خواسته‌های خود احساس انصاف نسبی داشته باشند. مذاکره دوجانبه را رد می کند و همیشه آماده نشستن بر سر میز مذاکره است، شرط این گفتگو رعایت اصول قانون و نظم و پرهیز از فشارهای یکجانبه برای تهران، حفظ تعادل ابزاری منطقی برای حل و فصل اختلافات است.

برای ایران، تقاضا برای لغو کامل فعالیت های هسته ای یک تقاضای نامتعادل است.

این دیپلمات باتجربه ادامه داد: یکی از خواسته های اصلی ایران رفع تحریم هاست؛ تحریم ها نه تنها بر بخش اقتصادی ایران، بلکه بر بخش های امنیتی، سیاسی و اجتماعی کشور نیز تاثیر می گذارد، تحریم ها در سال های اخیر ساختار اقتصادی ایران را تحت فشار قرار داده و فضای اجتماعی و روانی کشور را تحت تاثیر قرار داده است. یا کاهش قابل توجه تحریم ها این نقاط در سطوح رسمی و غیر رسمی است. بارها مطرح و تکرار شده است.»

وی افزود: حساسیت‌ها در شرایط هسته‌ای بسیار بالاتر است، غرب خواستار تعیین حجم و سطح غنی‌سازی ایران به‌ویژه غنی‌سازی 400 کیلوگرمی بالای 60 درصد است و این موضوع را محور اصلی گفت‌وگو می‌داند، از سوی دیگر ایران می‌گوید این 400 کیلوگرم نتیجه فشار مستقیم، وعده‌های بد ما به طرف مقابل و عدم احترام به آن است. برجام و تعهدات دوجانبه». اگر در سال‌های گذشته محقق می‌شد، برنامه هسته‌ای ایران در حد توافق‌های قبلی باقی می‌ماند و نیازی به طراحی مجدد مسیر نبود. آنچه در اینجا مهم است توافقی است که در آن ایران هزینه های سنگینی در زمینه فناوری هسته ای می پردازد و انتظار می رود این سرمایه گذاری در نظر گرفته شود. برای ایران، درخواست توقف کامل یا کاهش شدید انرژی هسته‌ای بدون ارائه مشوق‌های واقعی، تقاضایی غیرعملی و نامتعادل است.

بحران اعتماد ایران و آمریکا باید حل شود

اولین سفیر ایران در سازمان همکاری اسلامی درباره احتمال دستیابی به توافق برای کاهش احتمال جنگ و تنش نظامی بین ایران و آمریکا گفت: بخشی از راه حل مشکل از حل بحران اعتماد ناشی می شود. در سال‌های اخیر، به‌ویژه پس از خروج آمریکا از توافق قبلی، ایران رویکردی منفی نسبت به طرف مقابل اتخاذ کرد. چنین تجربه ای تهران را نسبت به هرگونه قولی محتاط کرده و در نتیجه به دنبال تضمین های معتبر است. از منظر ایران، عدم پایبندی طرف مقابل به تعهدات خود در سال های گذشته، نه تنها اعتماد را از بین برده، بلکه موجب افزایش بی اعتمادی ایران در حوزه های مختلف شده است. البته طرف مقابل نیز مدعی است که به ایران اعتماد ندارد و این چرخه دوسویه بی اعتمادی، چرخه ای خورنده، پیچیده و شکننده ایجاد می کند.

وی افزود: معتقدم هیچ یک از طرفین نباید اصل گفت وگو را یک امتیاز بدانند، اصول حرفه ای مذاکره مبتنی بر احترام، تعادل، تضمین و دوری از تهدید است. بازگشت به این اصول تنها راه برای باز کردن گره های موجود است. یک توافق پایدار بدون احترام متقابل، بدون تعادل واقعی بین مسائل، بدون ضمانت‌های معتبر و بدون در نظر گرفتن حقایق موجود امکان‌پذیر نیست. دیپلماسی می تواند مسیر تنش را به مسیر تفاهم تبدیل کند.