بعدی- آنا ماتویوا محقق و تحلیلگر برجسته سیاست خارجی روسیه در موسسه کوئینسی است.
به گزارش انتخابتو، به نقل از مجله Responsible Statecraft در اواخر ماه گذشته، احمد الشارا، رئیس جمهور سوریه برای دومین بار از زمان به قدرت رسیدن به مسکو رفت. این سفر که فراتر از یک مراسم بود، حاوی پیام های سیاسی معناداری بود. وی در دیدار با ولادیمیر پوتین در کرملین در حرکتی نمادین گفت: برف زیادی را در جاده دیدم و داستانی را به یاد آوردم؛ چه تعداد نیروهای نظامی تلاش کردند خود را به مسکو برسانند، اما به دلیل شجاعت سربازان روسی و حتی دوستی طبیعت ناکام ماندند.
خاتمه رابطه قیمومیت؛ یک شراکت مخفی شروع کنید
این سخنان از زبان فرماندهی که نیروهایش در جریان جنگ داخلی سوریه بارها مورد هدف هواپیماهای جنگی روسیه قرار گرفتند، در نگاه اول تعجب آور بود. اما لحن و سرنخ ها نشان می داد که این جملات نه به عنوان تعارف بلکه با نوعی محاسبه و صحت سیاسی بیان شده است.
برکناری بشار اسد بدون شک ضربه ای جدی به کرملین وارد کرد، اما مسکو این واقعیت را پذیرفته و اکنون به دنبال بازتعریف روابط جدید با دمشق است. رابطه ای که دیگر مبتنی بر الگوی حمایت و اطاعت نیست، بلکه مبتنی بر برابری و سود متقابل است. در این زمینه، روسیه به بخشی از استراتژی تنوعبخشی دولت جدید سوریه تبدیل شده است: کشوری که به دوستان زیادی نیاز دارد، اما نمیخواهد در بازیهای ژئوپلیتیکی قدرتهای بزرگ به یک مهره تقلیل یابد. حداقل در این مرحله، مسکو نیز آماده ایفای نقش در این چارچوب است.
از دیدگاه دمشق، منطق این انتخاب کاملاً عملی است. روسیه شریک نظامی دیرینه سوریه است. بخش قابل توجهی از تسلیحات ارتش سوریه در روسیه تولید می شود و نیروهای این کشور سال ها برای استفاده از آن آموزش دیده اند. سوریه برای تثبیت صلح به حمایت میدانی نیاز دارد و در عین حال افسران پلیس نظامی روسیه که قبلاً اثربخشی و مقبولیت نسبی خود را در میان جامعه محلی نشان داده اند، اکنون هشت پست دیده بانی بین قنیطره و بلندی های جولان را اداره می کنند. علاوه بر این، دمشق و مسکو در مورد استقرار نیروهای نظارتی روسیه برای ایجاد ثبات در جنوب سوریه گفتگو می کنند. رایزنی های مستمر در سایه مذاکرات همزمان و حساس با اسرائیل.
مسکو؛ درهای باز دمشق به روی جهان
دمشق در تلاش است تا درهای کشور را به روی جهان باز کند، اما پیشنهادهای آماده زیادی ندارد. کرملین آماده است حسن نیت خود را با ارائه کمک های اقتصادی و تحویل محموله های غلات در حالی که مذاکرات بر سر پایگاه های نظامی روسیه در سوریه ادامه دارد، نشان دهد. قابل توجه است که روسیه حدود 20 میلیارد دلار در بخش های تولیدی سوریه از انرژی گرفته تا زیرساخت ها و تاسیسات صنعتی سرمایه گذاری کرده است. سرمایه گذاری هایی که پاسخگوی نیازهای بلندمدت این کشور باشد.
معادله بین المللی نیز به نفع مسکو است. کرسی دائمی روسیه در شورای امنیت سازمان ملل متحد اهرم مهمی برای حمایت از دولت جدید سوریه است و این کشور همچنان یک بازیگر تاثیرگذار در معادلات منطقه ای است. آمریکا و روسیه دیگر علیه یکدیگر بازی نمی کنند و منافع آنها در سوریه تا حد زیادی همسو است. علاوه بر این، پایان حضور ایران در سوریه مایه آرامش دو طرف بود.
واشنگتن و مسکو برای دولت جدید سوریه در بازگرداندن ثبات و تمامیت ارضی آرزوی موفقیت می کنند. این با عقب نشینی حمایت آمریکا از «نیروهای دموکراتیک سوریه» به رهبری کردها تأیید شد. این تحول باعث شد روسیه پایگاه خود در قامشلی را رها کند، اما این پایگاه به ماموریت خود عمل کرد و اوضاع تغییر کرد. اکنون نیروها به جایی که بیشتر مورد نیاز هستند حرکت می کنند: اوکراین.
دلایل دیگری وجود دارد که کمتر واضح است. در اولین سفر شریعت به مسکو در سال 2025، یکی از اعضای هیئت برخلاف سنت دولت تازه تاسیس اسلام گرا ریش نداشت. این برادر بزرگتر رئیس جمهور، ماهر الشورا بود که سمت بسیار حساس دبیرکل نهاد ریاست جمهوری سوریه (رئیس دفتر رئیس جمهور) را بر عهده دارد. ماهر تا سال 2022 در شهر ورونژ روسیه به عنوان پزشک مشغول به کار بود، زمانی که احمد در خاورمیانه مشغول «جهاد» بود و همسرش نیز روسی بود.
همین روابط عمیق شخصی بود که راه را برای ارتباط با رهبری جدید سوریه هموار کرد و در نهایت ماهر الشورا مسئولیت توسعه و سازماندهی روابط بین دمشق و مسکو را بر عهده گرفت. نقش کلیدی مبتنی بر اعتماد متقابل و دانش فراتر از روابط رسمی.
برادری بدون موعظه; منطق جدید کرملین در سوریه
علاوه بر این، غرایز و محاسبات سیاسی این دو رهبر بسیار نزدیک به یکدیگر است. سوریه امروز در وضعیت ایده آلی قرار ندارد، اما احمد الشورا به خوبی می داند که مسکو قصد ندارد با او به زبان توصیه درباره دموکراسی یا حقوق بشر صحبت کند. آنچه برای کرملین مهم است وجود دولتی باثبات است که منطقه را کنترل می کند، با داعش می جنگد و بر اساس منافع ملی تصمیم می گیرد.
اظهارات خود ولادیمیر پوتین نیز نشان می دهد که به رئیس جمهور جدید سوریه احترام می گذارد. الشورا که به عنوان یک رهبر خودآموخته در نظر گرفته می شود که در بحبوحه آزمایش های سخت جنگ به قدرت رسید، احتمالاً در عمل برای مسکو مفیدتر از بشار اسد است که سال ها در شبکه ای از فساد، اجاره خانه و بدهی های خانوادگی گرفتار شده است.
در عین حال، دمشق و مسکو نگرانی های امنیتی مشترکی دارند که از قلمرو یکدیگر ناشی می شود. در حالی که بشار اسد که در حال حاضر در تبعید در مسکو زندگی میکند، زندگی آرامی را به عنوان یک بازنشسته و وفادار به وعدههای خود میگذراند، گزارشهایی در روسیه منتشر میشود که فعالیتهای شخصیتهای حلقه علوی نزدیک به او را برای تضعیف حاکمان جدید دمشق توصیف میکند. در حالی که احمد الشورا انتظار دارد پوتین این تحرکات مخفی را مهار کند، او همچنین پیش بینی می کند که برای بازگرداندن منابع مالی سوریه که در سال های اخیر کشور را ترک کرده اند، فشار اعمال شود.
از سوی دیگر، مسکو نیز با نگرانی های امنیتی خود مواجه است. در دهه 2010، حداقل 5500 مبارز مسلمان روسیه را به مقصد سوریه ترک کردند تا به گروه های سلفی-جهادی بپیوندند. نیروهای قفقاز شمالی نقش کلیدی در پیروزی هیئت تحریر الشام به رهبری الشریعه داشتند و برخی از فرماندهان آنها در وزارت دفاع جدید سوریه پست های ارشد دریافت کردند.
با ورود نیروهای قفقاز شمالی به دمشق، پرچم “امارت قفقاز”، یک سازمان تروریستی منشأ چچن که پیش از این گمان می رفت در تاریخ مدفون شده است، بار دیگر برافراشته شد. رویدادی نمادین که زنگ خطر امنیتی را در مسکو به صدا درآورد.
کرملین ترجیح میدهد این جنگندههای روسی الاصل در چارچوب نظم جدید سوریه ادغام شوند تا اینکه به روسیه بازگردند، به داعش بپیوندند یا در جبهههای دیگر، بهویژه جنگ اوکراین وارد میدان شوند. پیوند بین بازیگران چچنی و اوکراینی از سال 2022 به طور قابل توجهی تقویت شده است. آنها میدان جنگ را از سوریه به باخموت و سپس به کورسک منتقل کردند و حتی قفقاز شمالی را تهدید کردند. حضور این نیروها در سوریه مستلزم مدیریت بسیار حساس احمد الشورا است. زیرا رفقای چچنی سابق او قبلاً نشانه هایی از نارضایتی نشان داده اند و رئیس جمهور جدید سوریه قدرت و ابزاری برای تبدیل آنها به دشمن ندارد.
از امنیت تا فرهنگ؛ معماری نفوذ نرم روسیه در سوریه جدید
در کنار ملاحظات امنیتی، سرمایه گذاری بلندمدت در سرمایه انسانی نیز به همگرایی اجتماعی بین دو کشور کمک کرده است. در زمان رژیم اسد، حداقل 35000 فارغ التحصیل از دانشگاه های شوروی و روسیه وارد کلاس حرفه ای سوریه شدند و مسکو پس از وقفه ای کوتاه، روند اعطای بورسیه تحصیلی به دانشجویان سوری را در سال 2025 از سر گرفت.
فرهنگ در هر دو کشور از جایگاه ویژه ای برخوردار است، به خصوص که سوری ها به خوبی از میزان میراث فرهنگی از دست رفته در طول سال های جنگ آگاه هستند. در این زمینه، تلاش سنت برای احیای پالمیرا با مشارکت موزه ارمیتاژ دولتی سنت پترزبورگ و موسسه روسیه برای تاریخ فرهنگ مادی مورد استقبال قرار گرفته است. نماد آشکارتر این پیوند فرهنگی، بازگشایی خانه اپرای دمشق در ژانویه 2025 بود. رویدادی که در آن آثار چایکوفسکی اجرا می شود. اگرچه موسیقی کلاسیک ممکن است به مذاق همه خوش نیاید، اما برای یک گروه مهم، کنسرت های مسکو و سنت توسط نوازندگان سوری که در سن پترزبورگ آموزش دیده اند، نمایشگاه های هنری و اجراهای هنرمندان تحصیل کرده روسیه بخشی جدایی ناپذیر از زندگی فرهنگی دمشق است.
در این میان، افراد و شبکه های فراملی نیز نقش تعیین کننده ای در تأثیرگذاری اجتماعی داشتند. سیاستمداران و بازرگانان هم اصالتی که بین روسیه و سوریه روابط دارند، مانند زیاد سبسابی، سیاستمدار چچنی که در حلب به دنیا آمد و به سناتور چچن در پارلمان فدرال روسیه رسید و تاجر سوری لوی الیوسف، نمونه هایی از این روابط هستند. نتیجه این تعاملات، شکلگیری شبکهای متراکم از روابط تجاری، مطالعاتی و دیاسپورا با واسطههای قدرت غیررسمی در سوریه است. شبکه ای که عمدتاً مستقل از قدرت های مرکزی عمل می کند.
در نتیجه، مجموعهای از داراییها، روابط بشردوستانه و منافع مشترک در سوریه، زمینهای را برای مسکو فراهم کرد تا سیاستی جدید و واقعبینانه را دنبال کند. سیاستی مبتنی بر مشارکت و هم افزایی، نه روابط یک جانبه و وابسته. اگرچه اجزای این معادله پیچیده و چند لایه است، اما در صورت موفقیت، این چارچوب می تواند به مدلی پایدارتر و مفیدتر از مقررات دوران اسد تبدیل شود.






ارسال پاسخ