به گزارش عصر ایران و به نقل از The i Paper، آلمان در 23 مارس به طور رسمی یک سال از انتخاباتی که به ائتلاف اولاف شولتز صدراعظم پایان داد، جشن می گیرد. هیچ کس از پایان این دوران تاسف نخورد و کمتر کسی جانشین او را ستود.
اما با وجود اینکه فردریش مرتس اشتباهاتی مرتکب شد و نتوانست به بسیاری از اصلاحات اولیه که وعده داده بود عمل کند، لیاقت رهبر جدید آلمان بیش از آنچه که می شود را دارد. به خصوص اگر دوران تصدی او را با دوران تصدی سر کیر استارمر در انگلیس مقایسه کنید.
مرتس همشهریان خود را از ترس جمعی بیدار می کند و حقایق دردناکی را به آنها می گوید.
او به آنها می گوید که آلمان باید نیروهای مسلح خود را بازسازی کند و این کار را به سرعت انجام دهد. او باید درک کند که «صلح»، مفهومی دشوار برای پذیرش به دلیل تاریخ آلمان، تنها زمانی تضمین میشود که کشورها قوی باشند.
مرتس همچنین می گوید: آلمان باید وسواس خود را با مازاد بودجه کنار بگذارد، وام های کلان بگیرد، اقتصاد خود را مدرن کند و از وابستگی سه گانه خود به روسیه (در انرژی)، چین (در صادرات) و آمریکا (در امنیت) خلاص شود.
به طور خلاصه، زمان آن رسیده است که سختتر شوید و دنیا را آنطور که هست ببینید، نه آنطور که بسیاری از مردم میخواهند.
همه اینها فقط در یک سال اتفاق افتاد.
مرتس همچنین در حال بررسی چیزی است که قبلاً حداقل در آلمان غیرقابل تصور بود. ترامپ با علم به اینکه کار با دونالد ترامپ که تهدیدهای او علیه گرینلند تنها باعث تشدید تنش شده بود دیگر امن نیست، دستور داد تا دستگاه امنیتی خارجی کشور بازنگری شود.
مرتس آشکارا از این احتمال صحبت می کند که آمریکا دیگر از اروپا دفاع نخواهد کرد.
مرتس اخیراً اعلام کرده است که با امانوئل مکرون، رئیس جمهور فرانسه درباره احتمال پیوستن به چتر هسته ای این کشور گفتگوهای مقدماتی داشته است. این امر بر درخواست او برای یک استراتژی امنیتی مستقل و قوی تر برای اروپا تاکید می کند. پیشینه او در سیاست و تجارت، تا همین اواخر، بیشتر از آلمانی ها با آمریکا همسو بود. به نظر می رسد استارمر بسیاری از افکار مشابه را دارد، اما جرات ندارد آنها را به طور عمومی بیان کند.
آیا مرتس اولین بازیکن اروپا خواهد بود؟
با این حال، نظام سیاسی آلمان دولت ها را ملزم به تشکیل احزاب مختلف می کند. حل و فصل قانون اساسی پس از جنگ (جنگ جهانی دوم) که تا همین اواخر یک فضیلت محسوب می شد و به اجماع و مصالحه دست یافت، اکنون از نظر بسیاری به عنوان یک عیب تلقی می شود زیرا کندتر و مشورتی تر است. این واقعاً باید مانع مرتس شود.
در مقام مقایسه، استارمر دارای اکثریت بیش از 150 نماینده مجلس است، اما دولت او به دلیل رهبری ضعیف دچار لکنت است. میراث او، هرچند بد، بدتر از میراثی نبود که همتایانش در اروپا، کانادا، استرالیا، ژاپن و سایر کشورهای همفکر با آن مواجه شدند.
مرتس نقش سیاستمدار برجسته این قاره را در صحنه بین المللی ایفا می کند. او هفته گذشته در سخنرانی افتتاحیه خود در کنفرانس امنیتی مونیخ گفت: «آزادی را دیگر نمی توان بدیهی دانست. این سخنرانی با تحقیر مودبانه نسبت به جهان بینی «اول آمریکا» ترامپ همراه شد و به شهروندانش هشدار داد که سختگیر شوند.
وی با بیان اینکه جنگ های فرهنگی کار اروپا نیست، گفت: ما به حمایت و تعرفه اعتقادی نداریم. ما بحران آب و هوا را همانطور که هست می بینیم.
مرتس وقتی با ترامپ صحبت میکند یا درباره او صحبت میکند، فروتنیای که دیگران را مشخص میکند، نشان نمیدهد.
اگر روند فعلی تا سال 2029 ادامه یابد، آلمان به هدف ناتو مبنی بر صرف 3.5 درصد از تولید ناخالص داخلی برای هزینه های دفاعی مستقیم و 1.5 درصد در زیرساخت های حیاتی دست خواهد یافت. بیش از یک تریلیون یورو تامین مالی برای این منظور در دسترس است که بیشتر آن از طریق استقراض است. در مقابل، انگلستان دستیابی به این هدف را تا آخرین لحظه ممکن یعنی سال 2035 به تعویق انداخته است و بخش عمده ای از بودجه اضافی در سال های اخیر اختصاص خواهد یافت.
پس از مونیخ، استارمر پیشنهاد داد که این روند را تسریع کند، اما خزانه داری به او گفته بود که پولی برای این کار وجود ندارد.
با این حال، هیچ یک از اینها تأثیر زیادی بر محبوبیت مرتس در نظرسنجی ها نداشت. حزب راست افراطی آلترناتیو برای آلمان (AfD) با 27 درصد آرا همچنان در صدر قرار دارد، در حالی که اتحادیه دموکرات مسیحی (CDU) به رهبری مرتس تنها 24 درصد آرا را به دست آورده است. محبوبیت شخصی مرتس نیز منفی است و تنها 23 درصد رضایت دارد. تنها نیمی از حامیان CDU گفتند که از رهبران خود راضی هستند.
شاید دلداری مرتس این باشد که به سرنوشت دیگران فکر کند. اگرچه او روزانه با موانعی بر سر برنامه اصلاحات خود مواجه است، اما با چالش رهبری مواجه نیست. ممکن است از درون حزب خودش زمزمه هایی به گوش برسد، اما نه بیشتر. این با موقعیت فزاینده متزلزل استارمر فاصله زیادی دارد.
اما یک تاریخ در تقویم مرتس و دیگر رهبران اصلی حزب را نگران کرده است. در 6 سپتامبر، رای دهندگان در ایالت شرقی زاکسن-آنهالت به پای صندوق های رای خواهند رفت.
محبوبیت شکننده مرتس
AfD در حال حاضر با اختلاف زیادی با حدود 39 درصد آرا پیشتاز است، در حالی که CDU با 26 درصد در رتبه دوم قرار دارد و بقیه بسیار عقب هستند. آیا این آغاز یک دنیای جدید نگران کننده در سیاست آلمان خواهد بود؟
نشانه هایی وجود دارد که رای دادن به افراط گرایان رو به کاهش است، بخشی به دلیل رسوایی های مالی و اخلاقی در حوزه های محلی و بخشی به دلیل انزجار رأی دهندگان از ترامپ. آیا مرتس می تواند از این موضوع به عنوان سلاحی علیه AfD استفاده کند؟ چنین ایده ای قبلا غیر قابل تصور بود.
از بسیاری جهات، سیاست در اروپا به سرعت در حال حرکت به سمت ناشناخته است. هیچ دولتی نمی تواند پیش بینی کند که ترامپ در آینده چه ضرری خواهد داشت. تنها رهبرانی که در مقابل او می ایستند و با شهروندان خود صادقانه رفتار می کنند ممکن است شانس بقا داشته باشند.






ارسال پاسخ