از «جمع و تفریق» تا حفظ حافظه: شاهنامه، مقاومت آیینی و روایی در اندیشه بهرام بیضایی

از «جمع و تفریق» تا حفظ حافظه: شاهنامه، مقاومت آیینی و روایی در اندیشه بهرام بیضایی

استدلال می‌شود که بیضایی با استفاده از افسانه‌ای مانند سیاوش، آیین باستانی سوشون، واقعه کربلا و کهن الگوی نمایش ایرانی (تعزیه) در پی بازسازی حافظه روایی ایران به‌عنوان سنگری در برابر اشکال مختلف «اشغال» چه نظامی و چه فرهنگی بوده است. این تحقیق مدلی از «مقاومت متمرکز بر روایت» را ترسیم می‌کند که در آن حفظ زبان و بازتفسیر خلاقانه گذشته، اساس دفاع از هویت را تشکیل می‌دهد.

مقدمه: زبان ریاضی، درد مشترک و سنگر روایت

در روزگاری که تهدیدات هویتی جدی است، از اشغال نظامی گرفته تا اشغال فرهنگی، ضرورت تحلیلی بازخوانی مکانیسم‌های مقاومت جمعی وجود دارد. هنرمند بهرام بیضایی همواره در گفت و گوی پویا با تاریخ و اسطوره ها از زبان ریاضیات، زبانی دقیق و مطلق، برای بیان مفهومی جمعی و احساسی در جمله معروف خود استفاده می کند. این تضاد هوشمندانه نشان دهنده نگرش اوست: پرداختن به مسائل پیچیده هویت مستلزم «دقت افسانه ای» و «روش ریاضی» است. «جمع آوری» و «درهم شکستن» دو سطح مقاومت را به تصویر می کشد: یک اتحاد کمی و دفاعی و یک پیوند کیفی و ساختاری که دشمن را از درون جدا می کند. این مقاله نشان می‌دهد که بیضایی چگونه این فرمول انتزاعی را با پیوند با اسطوره‌هایی مانند سیاوش، روایت کربلا و آیین‌های جمعی در آثارش مانند «اشغال‌گری»، «دیباچه نو بر شاهنامه»، «روز حوادث» و «مجمع گربت» به الگویی کاربردی برای درک و مقابله با بحران‌های هویت تبدیل می‌کند.

1. ارتباط اسطوره و آیین: سیاوش و مکانیسم «ضرب درهم تنیده»… (بدون نیاز به تغییر)…

2. منابع و زخم ها: دو روی یک سکه در «دیباچه جدید شاهنامه» و «حرفه»

توجه البایی به هویت و زبان در دو اثر به ظاهر متفاوت اما مکمل هم به اوج خود می رسد.

«دیباچه نو بر شاهنامه»: بازخوانی طرح و موضع فرهنگی فردوسی

این اثر نه تنها ادای احترام به فردوسی است، بلکه بازتابی از مفهوم «آغاز» یک روایت ملی است. بیضایی در اینجا رسالت فردوسی برای نجات زبان فارسی و سامان دادن به تاریخ آشفته ایران را به عنوان یک «پروژه فرهنگی» بازخوانی می کند و آن را تا امروز گسترش می دهد. او شاهنامه را «سنگر زبان فارسی» می نامد; قلعه ای که ویرانی آن مساوی است با «اشغال» هویت. بنابراین، نوشتن این مقدمه فی نفسه عملی از «مقاومت زبانی» است; تلاشی برای «جمع آوری» و «اتحاد» جامعه حول یک میراث مشترک زبانی.

3. کربلا به عنوان «قطع» نهایی: «روز واقعه» و “خانه ضرب و شتم”
اگر سیاوش کهن الگوی ایرانی این همبستگی آیینی است، بیضایی در دو اثر دیگر حضور دارد – فیلمنامه «روز وحکه» و نمایشنامه. “خانه ضرب و شتم” – همین سازوکار را در بستر تاریخ اسلامی و فرهنگ شیعی بازتولید می کند. به گفته بیضایی، واقعه کربلا فقط یک واقعه تاریخی یا حتی یک تراژدی ساده نیست، بلکه نمونه بارز جامعه ای است که حول یک روایت مشترک از ظلم و مقاومت «شکاف» می شود.

«روز واقعه»: این سناریو داستان مسیحی را روایت می کند که در جستجوی حقیقت به کربلا می رسد و در نهایت یکی از یاران حسین بن علی (ع) می شود. این اثر به زیبایی نشان می‌دهد که چگونه یک روایت – در اینجا، داستان عاشورا – می‌تواند افراد از هر نژاد و مذاهب را «آمیخته» کند و بدین ترتیب هویت‌های قبلی آنها را در یک هویت جدید و متعالی درآمیزد. این همان «ضربه مختلط» است که دشمن را «شکاف» کرد: یزید و لشکریانش علیرغم قدرت ظاهری، از درون تهی و بی نظم هستند، در حالی که آن گروه کوچک به دلیل ارتباط با روایت، تبدیل به یک کل شکست ناپذیر شده است.

«شورای ضرب و شتم»: این نمایش درباره شب بیست و یکم ماه مبارک رمضان و لحظاتی پس از ضربت خوردن حضرت علی (ع) است. بیضایی این واقعه را «زخم جمعی» به تصویر می کشد که امت اسلامی را از هم خواهد پاشید، درست مثل زخمی که سیاوش بر سر ایرانیان زد. با این حال، این اثر مکانیسم شکل‌گیری یک آیین را فراتر از عزاداری مرحله‌بندی می‌کند. نشان می دهد که چگونه یک جامعه از دل یک فاجعه «روایت مشترک» می آفریند و با بازتولید آن در قالب آیین های ترحیم و شب های مذهبی، «جاودانه خود را» در برابر «تفرقه» و «کم شدن» حفظ می کند. این دقیقاً مکانیزمی است که الیزای آن را «زنده نگه داشتن حافظه جمعی» می نامد.

بیضایی در این دو اثر نشان می دهد که چگونه فرمول «ضرب درهم» برای شناخت پویایی فرهنگ شیعی و نقش تعزیه در بقای آن حیاتی است. ثابت می کند که این فرمول نه تنها در شاهنامه بلکه در عمیق ترین لایه های هویت ایرانی-اسلامی نیز معتبر است.

4. ریشه های تعزیه: کهن الگو و فنون نمایش مقاومت

نتیجه گیری: بازخوانی پاسداری، بررسی روایی همزمان فرمول «جمع و ضرب» و همچنین مقاومت، افسانه سیاوش، آیین سوشون، واقعه کربلا و چهار اثر اصلی «دیباچه نو بر شاهنامه»، «اشغالگری»، «تسخیر روزگار»، «تصرف روزگار» و «تصرف روزگار»، «آیین» سوشون تصویر جهان بینی هنری بهرام بیضایی.

59244

گردآوری شده از رسانه خبر آنلاین