به گزارش عصر ایران، وی نوشت: برخی رسانه های داخل کشور به او حمله کردند، چرا در نشست خبری آنقدر که باید از «جنگ» و «دشمن» صحبت نکرد؟ یکی نوشته است که فرهادی «مرز بین ناآرامی داخلی و تهاجم خارجی را از بین برده است» و دیگری درباره «حراج غرور ملی» نوشته است.
صداها از بیرون بلند می شد که چرا فرهادی موضع شفاف تری نسبت به اوضاع ایران نگرفت، چرا بیشتر سیاسی صحبت نکرد، چرا آنقدر که ما می خواستیم صحبت نکرد.
این دو موج متفاوت هستند، اما یک چیز مشترک دارند: هر دو می خواهند یک هنرمند سخنگوی اردوگاه مربوطه آنها باشد.
حالا صادقانه بپرسیم: اصغر فرهادی چه کرد؟ ترامپ از هنرمندان جهان خواست تا قبل از پایان مهلت او برای حمله به ایران، علیه تخریب زیرساختهای غیرنظامی صحبت کنند. در این بیانیه آمده است که «حمله به زیرساخت های یک کشور جنایت جنگی است» و از همه خواسته شده تا برای توقف این روند غیرانسانی متحد شوند. آیا این به معنای سکوت است؟ آیا این به معنای بی تفاوتی است؟
مشکل اینجاست: هیچ یک از این منتقدان به دنبال «حقیقت» نیستند. آنها به دنبال “ابزار” هستند.
رسانههای داخلی که سالها از فرهادی انتقاد میکردند، به محض پاسخگویی او در یک جشنواره انتقادی، لحن خود را تغییر دادند. همین طور وقتی فرهادی چیزی را که می خواهد نمی گوید، طرف مقابل «مصالح» و «محافظه کار» می شود.
این بازی قدیمی است هر که در میدان این دو جبهه گیر کند از هر طرف سنگسار می شود. پس چه کسی این باران سنگی را هدایت می کند؟ در هر دو طرف محافظه کاران هستند، آنهایی که با قطبی شدن کنار می آیند، کسانی که اگر همه در دو سنگر بیفتند راحت ترند.
یک هنرمند چقدر بدهی دارد؟ فرهادی با فیلم هایش از مردم عادی، تضادهای اجتماعی ایران، دروغ، صداقت و شرافت می گوید. اما به نظر می رسد این کافی نیست و هر بار که به جشنواره می رود باید یک بیانیه سیاسی بخواند. اگر نخواند از یک طرف خائن است و از طرف دیگر ترسو.
این درخواست ناعادلانه است. این نیست که سیاست بد است. چون وقتی توقع داشته باشی هنرمند دقیقاً همان چیزی را که می خواهی بگوید، دیگر به یک مطالبه تبدیل نمی شود، بلکه به امر و نهی تبدیل می شود.
تنها کسانی که از این بحث ها سود می برند کسانی هستند که می خواهند ایران را در دو قطبی ابدی نگه دارند. نه فرهادی نه مردم ایران و نه سینما از این قضیه سود نمی برند. فقط افراطی ها سود می برند. چه آنهایی که در تهران بیانیه دادند و چه آنهایی که از خارج از کشور توییت کردند.
آنچه واقعاً جای توجه دارد این است که یک کارگردان ایرانی با فیلمی به زبان فرانسوی در معتبرترین جشنواره فیلم جهان در کنار نامهای بزرگی چون آلمودوار و هاماگوچی با بازی ایزابل هوپر، وینسنت کسل و کاترین دونو حضور دارد.
این یک رویداد فرهنگی بزرگ است، چیزی که می تواند مایه مباهات و گفتگو باشد. اما ما ترجیح دادیم این را برای بحث باز کنیم. این شاید دردناک ترین داستان موازی زمان ما باشد.
17302
گردآوری شده از رسانه خبر آنلاین






ارسال پاسخ