ساختار خانواده ایرانی در سال های اخیر دستخوش تغییراتی شده است. جوانان دیر ازدواج می کنند. مدت زمان ماندن آنها در خانه والدین افزایش یافته، آمار طلاق افزایش یافته و نرخ رشد جمعیت کاهش یافته است.
به گزارش ایسنا، یکی از اعضای هیأت علمی پژوهشکده جمعیت کشور ضمن تشریح ابعاد این تغییرات، از دلایل تغییر در ساختار خانواده می گوید؛ در حالی که این تغییرات در ساختار خانواده ها چه بوده است. تغییرات از کوچک شدن تعداد خانواده تا تغییر نگرش نسبت به ازدواج و طلاق متغیر است.
فاطمه مدیوری، یکی از اعضای هیات علمی پژوهشکده جمعیت کشور، اظهار داشت: خانواده یکی از نهادهای مهم اجتماعی است که وظایف بسیاری از تولیدمثل گرفته تا حمایت مالی و اجتماعی اعضای آن را بر عهده دارد. اما در همه جوامع این ساختار اساساً در یکی از اشکال خانواده هسته ای مشاهده می شود. یعنی والدین بیولوژیکی، خانواده های ناتنی (یکی با والدینی که از نظر بیولوژیکی با هم مرتبط نیستند)، خانواده بازسازی شده (خانواده ای که در آن والدین فرزندانی از ازدواج های قبلی به دنیا می آورند)، خانواده تک والدی، خانواده گسترده، خانواده بدون فرزند، و خانواده پدربزرگ و مادربزرگ.
تغییرات ساختاری خانواده در سالهای اخیر
ادامه میدهد: در سالهای اخیر اکثر کشورها شاهد تغییرات ساختاری قابل توجهی در خانواده در نتیجه تغییرات اجتماعی-جمعیتی و جهانی شدن بودهاند. به طوری که ساختار خانواده به تدریج از خانواده های پرجمعیت و چند نسلی به خانواده هسته ای متشکل از والدین و فرزندان تبدیل شده و بر همین اساس کاهش ابعاد خانواده، افزایش خانواده های تک سرپرست که عمدتاً توسط مادر اداره می شود، افزایش زندگی مشترک مجرد و خانواده های تک نفره بوده است.
خانواده هسته ای هنوز واحد اصلی جامعه است
به گفته مدیری، اگرچه دامنه ساختارهای خاص خانواده به طور قابل توجهی در فرهنگ ها و قومیت های مختلف متفاوت است، خانواده هسته ای واحد اساسی جامعه باقی مانده است، ازدواج همچنان نقش کلیدی در تشکیل خانواده ایفا می کند و زنان مراقب اصلی کودکان در سراسر جهان هستند.
کاهش 14 درصدی خانواده گسترده در 30 سال
این عضو هیات علمی پژوهشکده جمعیت کشور در ادامه به تغییرات ساختار خانواده ایرانی در سال های اخیر می پردازد و یادآور می شود: در ایران باستان نوع غالب خانواده «خانواده گسترده» بوده و نقش آن عمدتاً فرزندآوری بوده است، اما تغییرات ساختاری بسیاری در سال های اخیر رخ داده است. به طوری که نسبت خانواده های گسترده در ایران از حدود 20 درصد در سال 1365 به کمتر از 6 درصد در سال 1395 کاهش یافت.
روند افزایشی خانوارهای تک نفره
در این زمینه این جامعه شناس آمار بیشتری از وضعیت انواع خانواده در کشور ارائه می دهد و می گوید: شکل غالب خانواده در سال 1394 خانواده هسته ای (زوج های بدون فرزند و بدون فرزند) بوده است. اما با گذشت زمان، خانوارهای تک نفره افزایش یافت و در سال 1394 تقریباً 8 درصد از خانوارهای ایران تک نفره بودند. تعداد زنان سرپرست خانوار از 6.5 درصد در سال 1345 به 12.7 درصد در سال 1394 افزایش یافته است.
مدیری در پاسخ به سوالی درباره وضعیت زندگی مجردی، گفت: آمار دقیقی از زندگی مشترک بدون ازدواج وجود ندارد، اما ظهور این پدیده در جامعه اسلامی ایران، هرچند اندک، قابل توجه است.
روند ازدواج در چند دهه اخیر
مدیری همچنین از روند افزایشی ازدواج در 20 سال گذشته می گوید و ادامه می دهد: در 30 سال، تعداد ازدواج ها از 340 هزار و 342 به 550 هزار و 565 مورد افزایش یافت. نرخ خام ازدواج در ایران از سال 1995 به مدت دو دهه افزایش یافته است و از 6.9 در سال 1999 به 12.22 در سال 1987 رسیده است. سپس یک روند نزولی رخ داد. نرخ ازدواج در سال 2018 به 6.26 کاهش یافته است. در مقایسه با مردان، زنان در سنین پایین تری ازدواج می کنند، اما در نتیجه مردان قبل از 50 سالگی بیشتر از زنان ازدواج می کنند.
میانگین سن ازدواج در سال های اخیر افزایش یافته است
وی در همین زمینه اطلاعاتی از روند افزایشی میانگین سن ازدواج در ایران در سالهای اخیر ارائه میکند و میگوید: در حالی که سن ازدواج مردان در سال ۱۳۶۵ ۲۳.۸ سال بود، در سرشماری سال ۱۳۹۴ به ۲۷.۴ افزایش یافت. سن ازدواج زنان در سال 1365 19.9 و در سال 1395 23 سال بوده است.
بهترین سن ازدواج از نظر ایرانی ها چه سنی است؟
این عضو هیئت علمی پژوهشکده جمعیت کشور، بهترین سن ازدواج از نظر پاسخگویان ایرانی را بر اساس آمارهای موجود، برای دختران 20 تا 24 سال و برای پسران 25 تا 28 سال اعلام کرد. بالا بودن سن ازدواج نشان می دهد که شرایط ازدواج برای جوانان مهیا نیست.
روند رو به افزایش تجرد مطلق در زنان
ماندیری همچنین با اشاره به وضعیت تجرد دائم در مردان و زنان بیان می کند: در سال 1365 تجرد دائم در مردان بیشتر از زنان بود، یعنی تجرد دائم در مردان 1.61 و در زنان 1.44 بود. با گذشت زمان، این نرخ معکوس شد و در سال 2015 برای زنان 3.73 درصد و برای مردان 2.26 درصد بود.
وی در بخشی دیگر از این سخنان به آمار طلاق در سال های گذشته نیز می پردازد و می گوید: در سال 1396 تعداد طلاق ها که 35 هزار و 211 طلاق در سال 1365 بوده است به 175 هزار و 614 مورد افزایش یافته است. 1364. 33 در سال 2018. یعنی از هر 100 ازدواج ثبت شده در سال 2018، 33 طلاق ثبت شده است. البته گاهی این آمار به اشتباه بیان می شود که یک سوم ازدواج های سال 2018 به طلاق ختم شده است. در عین حال، نگرش مردم نسبت به طلاق در طول زمان و به طور قابل توجهی رادیکال تر شده است. در حالی که در سال 1379، 55 درصد از مردم به هیچ عنوان طلاق را قابل قبول نمی دانستند، در سال 2019 این میزان به 41.4 درصد کاهش یافت.
ساختار جوانان و زنانه شدن جمعیت مطلقه
این مجری ادامه می دهد: نسبت جنسی مجردان به دلیل طلاق همیشه بیش از 1.5 برابر و در برخی سرشماری ها نزدیک به 2 برابر است که نشان می دهد مردان پس از طلاق شانس بیشتری برای ازدواج مجدد دارند. به عبارت دیگر، تحقیقات «جوان بودن و زنانه بودن جمعیت مطلقه» را آشکار می کند.
وی در بخشی دیگر از این گفت و گو به وضعیت رشد جمعیت در کشور می پردازد و می گوید: رشد جمعیت از حدود 3.9 درصد در سال 1355-1365 به 1.24 درصد در سال 1395-1390 کاهش یافته و نرخ باروری کل از حدود 6 فرزند به ازای هر زن به 1.8 فرزند رسیده است. در اوایل دهه 1360 فرزندآوری زودتر شروع شد و به سالهای اول ازدواج نزدیکتر بود. در دهه 1370 سن بچه دار شدن کودکان افزایش یافت و در سنین پایین تر به پایان رسید. از سال 1380 فرزندآوری با تأخیر همراه بود که بیشترین میزان در اکثر استانها بین 25 تا 29 سال بود. در حالی که احتمال داشتن اولین فرزند پس از ازدواج در اواخر دهه 60 بیش از 95 درصد بود، این میزان در اواخر دهه 80 به 93 درصد رسید. احتمال داشتن فرزند دوم از 95 درصد به 80 درصد و احتمال داشتن فرزند سوم و چهارم از 90 درصد به 50 درصد و 40 درصد افزایش یافته است. تا پایان عمر باروری، کمتر از 4 درصد از زنان بدون فرزند می مانند.
عوامل موثر بر تغییر در ساختار خانواده
وی در خصوص علل تغییر ساختار خانواده در ایران معتقد است که چندین دسته از عوامل شناسایی شده اند که در این میان مدرنیته، شهرنشینی، جهانی شدن، توسعه اجتماعی-اقتصادی و رسانه ها نقش غیرقابل انکاری در تغییرات ساختار خانواده دارند. تغییرات فرهنگی مانند تغییر مذهب و دینداری، کاهش اقتدارگرایی و روابط سلسله مراتبی در خانواده، فردگرایی و محاسبه سود و زیان نقش مهمی در روابط خانوادگی دارند. همچنین باید به عوامل اقتصادی مانند فقر و بیکاری، ناامنی شغلی و افزایش هزینه های زندگی اشاره کرد که در همه ابعاد خانواده قابل مشاهده است. علاوه بر این، اشتغال زنان و به ویژه تحصیل آنها و ارزش روزافزون کودکان، زنان و جوانان، آن را موتور محرکه تحولات اجتماعی قرار داده است. فقدان مهارت های زندگی، نداشتن مهارت های جنسی و ارتباطی، اعتیاد و اعتیاد به الکل، خشونت خانگی، ناکارآمدی برخی قوانین و ناکافی بودن قوانین در برخی زمینه ها نیز از عواملی هستند که بر تغییرات در حوزه خانواده تأثیر می گذارند.
افزایش مدت زمان ماندن کودکان بزرگسال در خانه والدینشان
این پدیده، این مدرس پژوهشکده جمعیت کشور نیز با اشاره به اینکه «کودکان بالغ تا سنین بالا در خانه والدین خود می مانند»، می گوید این پدیده می تواند عواقب زیادی داشته باشد. از سال 1363 تا 1395 تعداد کودکان 20 تا 24 ساله با خانواده از 50 درصد به 78 درصد و تعداد کودکان 25 تا 29 سال از 20 درصد به 54 درصد افزایش یافته است.
وی ادامه می دهد: خانواده از نظر رفتاری می تواند جایی باشد که بهترین و بدترین ظرفیت های اجتماعی فرد در آن نمایان می شود. اگرچه واضح است که برخی تغییرات ساختاری بر ابعاد مختلف زندگی فردی و اجتماعی تأثیر می گذارد، اما همواره باید در نظر داشت که در بسیاری از موارد کیفیت روابط اعضای خانواده مهمتر از ساختار خانواده است. اگرچه تغییرات در ساختار خانواده ممکن است برای برخی از کودکان پیامدهای منفی بیشتری نسبت به سایرین داشته باشد (مثلاً پسران و مشکلات رفتاری)، اما اکثر جوانان تحت تأثیر این پیامدها قرار نمی گیرند.
تأثیر ساختار خانواده و افزایش آسیب های اجتماعی
مدیری با تاکید بر اینکه برخی تغییرات ساختاری نیز نقش غیرقابل انکاری دارند، می افزاید: تحقیقات کنونی نشان دهنده ارتباط ساختار خانواده با پیامدهای مختلف در کودکان از جمله مشکلات رفتاری، پیشرفت تحصیلی، سلامت جسمی و روانی است. اختلالات روانی در افراد مجرد، بیوه، جدا شده و مطلقه بیشتر از افراد متاهل است. زوج های در آستانه طلاق توانایی های عاطفی کمتری دارند و با مشکلات روحی و روانی زیادی مواجه هستند. پیامدهای منفی در زمینه موفقیت تحصیلی، رفتار، سازگاری روانی، اعتماد به نفس و روابط اجتماعی در فرزندان طلاق مشاهده می شود. کودکان و مادران طلاق پس از طلاق دچار فقر و بدبینی نسبت به آینده می شوند. زنان بیش از مردان در معرض پیامدهای اجتماعی و اقتصادی طلاق هستند. مطالعات متعدد نشان میدهد که زندگی در خانوادههای تکوالدی، ناپدری/نامادری و خانوادههای همزمان به طور متوسط به نتایج ضعیفتری برای فرزندان منجر میشود. نوجوانان خانواده های تک والدی در مقایسه با همسالان خود در خانواده های هسته ای در معرض خطر بیشتری برای رفتارهایی مانند روان پریشی قرار دارند. نوجوانان خانواده های تک پدری نسبت به همسالان خود در خانواده های تک مادر بیشتر در معرض خطر الکل، مصرف مواد مخدر غیرقانونی، مستی و رفتار پرخاشگرانه قرار دارند.
مدری ادامه می دهد: تغییر در محیط خانواده نشان می دهد که در حال حاضر رفتارهای سنتی و مدرن در خانواده ایرانی همزیستی دارند. به طوری که در حالی که عمومیت ازدواج و فامیلی همچنان در جامعه وجود دارد، از سوی دیگر شاهد تغییراتی در برخی شاخص ها از جمله افزایش میانگین سنی ازدواج هستیم. شایان ذکر است که بسیاری از تغییرات در حوزه خانواده جهانی است. گاهی لازم است ایران را در مقایسه با کشورهای دیگر دید. در این صورت نماهای افراطی تا حد زیادی نرم می شوند.
وی همچنین بر این باور است که با ارائه راهکارهایی در این زمینه، ایجاد کلینیک سلامت خانواده، ایجاد فرصت های شغلی برای زنان سرپرست خانوار، ایجاد زیرساخت ها و الزامات تعادل بین زندگی کاری و خانوادگی زنان، اجباری شدن بیمه مشاوره و خدمات مشاوره ای برای جوانان در آستانه ازدواج و طلاق و اهمیت کافی به عملکرد مثبت جنسی زوجین توصیه می شود. بیشتر اقدامات برای کاهش طلاق در شرایطی اتفاق می افتد که تقریباً هیچ کاری برای حفظ خانواده نمی توان انجام داد. اقدامات مختلف باید قبل از ازدواج شروع شود و در طول زندگی زناشویی ادامه یابد. آموزش استفاده بهینه از تکنولوژی در خانواده ضروری است. از برنامه های مراقبت از زندگی خانوادگی استفاده کنید. در مورد استفاده گسترده از رسانه های جمعی، لازم است شرایطی فراهم شود که مزایای استفاده از آن بیشتر از معایب آن باشد.
مدیری بیان می کند: همچنین برای کاهش مشکلات خانواده بیش از یک سیاست لازم است. این سیاست ها شامل مجموعه ای از راهکارهای اقتصادی (کاهش بیکاری، حمایت اقتصادی از فقرا، آموزش کارآفرینی)، راه حل های اجتماعی (ارتقای روابط دموکراتیک درون خانواده، افزایش آگاهی)، راهکارهای فرهنگی (الگوسازی خانواده بر اساس الگوی ایرانی اسلامی) است. باید در سیاست گذاری اراده مردم را در نظر گرفت و در حل مشکلات مشارکت مخاطبان را در دستور کار قرار داد. سیاستهای خانواده باید یک بسته سیاستی جامع و جامع باشد که به گروههای اجتماعی مختلف امکان انتخاب بدهد، گزینههای تشویقی و حمایتی مختلفی را به آنها ارائه دهد و افراد را قادر میسازد تا بر اساس نیازهای خود انتخاب کنند.






ارسال پاسخ