“ایران بی نظیر است” چرا جنگ و فشارهای تحریم در جامعه شکسته نشد؟

"ایران بی نظیر است" چرا جنگ و فشارهای تحریم در جامعه شکسته نشد؟

بعدی- جامعه ایران در یکی از پیچیده ترین و متناقض ترین مراحل تاریخ خود قرار دارد. جامعه ای که در آن تورم، فرسایش اقتصادی، عدم اطمینان نسبت به آینده، شکاف های اجتماعی و به دور از جنگ های کلاسیک، تجربه دو جنگ متوالی به طور همزمان تجربه می شود. جنگی که می توان آن را پست مدرن نامید. این مشکل آن را به شدت غیرقابل پیش بینی و غیر قابل تحمل می کند.

بر اساس این گزارش، اما برخی تحلیلگران بر این باورند که این شرایط بحرانی باعث ایجاد نوعی همبستگی و بازتولید وحدت سیاسی و هویتی در بطن جامعه می شود و برخی دیگر سکوت کنونی مردم ایران را آرامشی قبل از طوفان می دانند و برخی دیگر آن را ناشی از انزوای اجتماعی می دانند. در این میان می توان مختصات جامعه امروز ایران را از منظرهای مختلف ترسیم کرد.

روایت غالب جامعه ایران در سال‌های اخیر حول محور خستگی اجتماعی، کاهش سرمایه اجتماعی، فشار معیشتی، مهاجرت، ناامنی و شکاف بین جامعه و اداره می‌چرخد. اما از سوی دیگر، گروهی از تحلیلگران معتقدند که تجربه جنگ، تحریم و فشار خارجی، برخلاف پیش‌بینی بسیاری از نظریه‌های کلاسیک، نه تنها منجر به فروپاشی اجتماعی می‌شود، بلکه نوعی واکنش نهفته هماهنگی و هویت را در جامعه در شرایط بحرانی فعال می‌کند. به گفته آنها، این ثبات در حمایت از موضع در برابر تهدیدهای خارجی خود را نشان می دهد.

حمید صالحی، جامعه شناس سیاسی و استاد دانشگاه علامه طباطبایی در گفتگو با انتخابتو با ارائه پیشنهاداتی در خصوص مسائلی مانند وضعیت معیشتی مردم، نقش ایدئولوژی در کنترل بحران های اجتماعی، امکان وقوع انقلاب اقتصادی، نسبت نیروهای وفادار به نظام به کل جامعه، تصویری متفاوت و البته بحث برانگیز از جامعه امروز ایران را در راستای همین خط فکری آشکار می کند.

بر خلاف انتظار، جامعه ایران به همدلی روی آورد

حمید صالحی به انتخابتو می گوید: وی ادامه داد: با توجه به اتفاقات این چند سال به ویژه سال گذشته می توان آینده روشنی را برای جامعه ایران و در واقع جامعه بازتر متصور شد، دلیل این دیدگاه این است که آنچه در تئوری ها و ایده ها می خوانیم این است که معمولاً وقتی پدیده ای مانند جنگ برای کشوری اتفاق می افتد، مهاجرت، تجزیه و انحطاط اجتماعی آغاز می شود.

اما به گفته او: «به نظر می رسد جامعه ایران جامعه ای منحصر به فرد است; چون وقتی اتفاقی مثل جنگ می افتد، شاهد نوعی همدلی، اتحاد و همبستگی در جامعه هستیم.. من فکر می کنم با تغییراتی که در جامعه ما رخ می دهد، نگاه خصمانه حرکت های مختلف نسبت به یکدیگر جای خود را به نوعی همدلی، همزیستی و فداکاری داده است.»

بر این اساس این استاد دانشگاه می گوید: من برخلاف کسانی که فکر می کنند ممکن است جامعه ایران در آینده دچار دودستگی شود، به جامعه ایران خوشبین هستم، بخشی از این مشکل ناشی از تهاجم بیگانگان از جمله اسرائیل و آمریکا بود که ناجوانمردانه به این کشور حمله کردند و در آن مقطع دیدیم که ملت ایران به نوعی پویایی، همدلی و بی توجهی به هر گونه جریان سیاسی و یکپارچگی دست یافته است.

از دیدگاه وی: «حتی کسانی که در گذشته خود را در برابر گروه های ارزشی یا حزب الله قرار داده اند، در حوادثی که در جامعه ما رخ می دهد، از جمله این پدیده که تحت عنوان جنگ آمریکا و اسرائیل آغاز شده، نسبت به گذشته احساس همدلی و اتحاد بیشتری نشان داده اند.

نیروهای نظامی متعصب قزلباش های دوره صفوی هستند.

صالحی در مقایسه جامعه سیاسی کنونی ایران با کازلیباشلرهای دوره صفوی می گوید: در دوره صفویه، کزلیباشلرها، افشارها و دیگر جریانات متعصب از سلسله صفویه با شمشیر حمایت می کردند و یکی از رموز موفقیت صفویان این بود که توانستند با کمک ازبکان و ازبکان در مقابل سلسله ازبکان بایستند. این ایدئولوژی شیعه و شمشیر کزلیباش بود که تداوم آن را تضمین کرد و این موضوع بر هیچکس پوشیده نیست.

اما تناسب این موضوع با امروز به گونه‌ای تعریف شده است که امروز هم وقتی به نیروهای متعصب نظامی و در واقع آنها نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که این ارتباط با وجود مشکلات اقتصادی، تبعیض‌ها و مشکلات مختلفی که شاهد آن هستند، قابل مشاهده است.»

از دیدگاه این جامعه شناس: «حمایت از ایدئولوژی شیعی، جامعه ایران را در مقابل بزرگترین و قدرتمندترین ارتش های جهان ایستاده نگه داشته است. این مقاومتی است که امروز در جامعه می بینیم. اگر این مقاومت را مدیون کازلیباش ها در گذشته هستیم، امروز این مقاومت را مدیون ملت ایران، ایدئولوژی شیعه، ناسیونالیسم ایرانی و نیروهای شجاعی هستیم که در این راه فداکار بودند. و پاها قطع می شود و تیراندازی می کنند.”

به گفته وی: این موضوع چیزی جز پیروی از یک ایدئولوژی غنی به نام ایدئولوژی شیعی در کنار ناسیونالیسم و ​​ملی گرایی ایرانی نیست؛ همان مولفه هایی که جامعه ایران را در برابر تهاجم بیگانگان نگه می دارد.

انقلاب اقتصادی در ایران رخ نخواهد داد

صالحی درباره احتمال وقوع انقلاب اقتصادی در ایران می گوید: در ایران انقلاب اقتصادی رخ نخواهد داد. ممکن است در برخی کشورها شاهد انقلاب های اقتصادی یا طبقاتی بوده باشیم. مثلاً انقلاب چین را انقلاب کشاورزان می دانند یا در روسیه شاهد انقلاب کارگری بودیم. اما همانطور که انقلاب ما یک انقلاب ایدئولوژیک و فرهنگی در ایران است، فکر نمی‌کنم انقلابی به نام انقلاب اقتصادی رخ دهد.

او استدلال می‌کند: «به نظر من دو نوع انقلاب در ایران بعید است: یکی انقلاب گرسنگان و پابرهنه‌ها، دیگری انقلاب طبقه روشنفکر و طبقات بالا».

این جامعه شناس می گوید: اگر بخواهیم از وقوع انقلاب صحبت کنیم باید چند عنصر دور هم جمع شوند؛ اولی ایدئولوژی بدیل، دومی رهبری روشن، سومی نارضایتی عمیق اجتماعی و چهارمی باید آماده جانفشانی و فروپاشی کامل نظام باشند. بر این اساس من فکر می کنم که از زمانی که ایران چنین انقلابی را تحت فشار قرار نمی دهد، احتمال وقوع چنین انقلابی بسیار زیاد است. یا انقلاب گرسنگان زیاد محتمل نیست.

صالحی در مقایسه ایران با سایر کشورها گفت: مثلاً اگر بخواهیم مقایسه ای با کشورهای دیگر انجام دهیم، می بینیم فردی با درآمد 1500 دلاری سبک زندگی متفاوتی دارد و این مقایسه ها باعث ایجاد احساس تفرقه و نارضایتی می شود.

او فکر می‌کند: این یک وضعیت موقتی است، حدود 7-8 سال است که تحریم‌ها بر ما تحمیل شده است و از طرفی جنگ ناخواسته به کشور تحمیل می‌شود، در واقع ما در سال گذشته یک جنگ 12 روزه را تجربه کرده‌ایم، البته نباید تصور کنیم که آثار جنگ فقط به 12 تا 40 روز محدود می‌شود و عواقب دیگر تولید برق در زیرساخت‌ها قابل مشاهده است. مناطق.”

بر این اساس صالحی فکر می کند: با توجه به اینکه دومین ذخایر گاز جهان، سومین ذخایر نفتی را داریم و از نظر ژئوپلیتیک و استراتژی در یکی از بهترین نقاط دنیا هستیم، اگر شرایط تحریم برداشته شود و بتوانیم به راحتی نفت خود را بفروشیم، بیشتر این مشکلات در مدت زمان کوتاهی حل می شود.