اینترنت در کشور هست، این همه مسئول می خواهند چه کار کنند؟

اینترنت در کشور هست، این همه مسئول می خواهند چه کار کنند؟

معاون سیدفرید موسوی در یادداشت خود به روزنامه شرق نوشت: اعلام تشکیل «ستاد ویژه ساماندهی و مدیریت فضای مجازی» به ریاست معاون اول رئیس جمهور بیش از یک خبر ساده مدیریتی، یادآور یک حقیقت تلخ در مدیریت اینترنت در ایران است: هر بار به جای حل مشکل، ساختار جدیدی را به مردم اضافه می کنیم که هر بار به جای حل مشکل، ساختار جدیدی را به مردم اضافه می کنیم. در ترکیه، هیچ پاسخ روشنی در این کشور وجود ندارد. شورا، مرکز ملی فضای مجازی، وزارت ارتباطات، یک کارگروه سابقه‌دار، سازمان‌های قضایی و امنیتی، تنظیم‌کننده‌های صنعت، کمیسیون‌های مختلف و اکنون یک ستاد جدید؛

وقتی اینترنت قطع می‌شود، یک پلتفرم فیلتر می‌شود، یک کسب‌وکار آسیب می‌بیند یا یک تصمیم ناگهانی بر میلیون‌ها شهروند تأثیر می‌گذارد، مردم نمی‌دانند تصمیم نهایی کجا گرفته شده است و کدام نهاد باید پاسخگو باشد. این دقیقا همان جایی است که سرمایه اجتماعی آسیب می بیند. تصمیمی وجود دارد که در آن، اما مسئولیت مشخص نیست.

مشکل این نیست که کشور فاقد یک نهاد تصمیم گیری در فضای سندباکس است. در این میان شاید مشکل واقعی تعدد نهادها و تضاد بین آنها باشد. بخش قابل توجهی از خروجی این ساختارها در سال‌های گذشته نه توسعه اقتصاد دیجیتال و افزایش رفاه عمومی، بلکه گسترش محدودیت‌ها بوده است. در حالی که جهان اینترنت و فناوری را موتور رشد اقتصادی، بهره‌وری، شفافیت و خلق ثروت می‌داند، ما هنوز بخش بزرگی از ظرفیت حاکمیتی خود را صرف مهار و کنترل می‌کنیم. عواقب این وضعیت فقط برای کاربران عادی معتبر نیست…

امروزه به جای تمرکز بر نوآوری، تولید فناوری، توسعه هوش مصنوعی و رقابت در مرزهای دانش، بخش قابل توجهی از توان فنی، خلاقیت و انرژی جامعه صرف سازگاری با محدودیت ها و مدیریت پیامدهای آن می شود. دانشگاه‌ها، رسانه‌ها، استارت‌آپ‌ها، برنامه‌نویسان، محققان و فعالان اقتصادی باید بخشی از زمان و منابع خود را صرف غلبه بر موانعی کنند که نباید وجود داشته باشد. این به معنای فرسایش تدریجی سرمایه انسانی کشور است.

مهمتر از همه، اقتصاد دیجیتال به ثبات، قابل پیش بینی و اعتماد نیاز دارد. سرمایه گذاران باید بدانند که قوانین بازی به طور ناگهانی تغییر نمی کند. صنعت اینترنت باید اطمینان حاصل کند که تصمیمات چند ثانیه ای آینده آن را خراب نمی کند. مردم همچنین حق دارند بدانند که چه کسی در مورد حقوق دیجیتال خود، یکی از مهم ترین بخش های زندگی روزمره خود، و از طریق چه مکانیزمی تصمیم می گیرد.

فضای مجازی دیگر یک موضوع صرفاً فنی یا امنیتی نیست. امروزه اینترنت نان، آموزش، ارتباطات، رسانه، اشتغال و زندگی مردم است. مدیریت چنین حوزه ای با تصمیم گیری های متعدد و ساختارهای موازی، بیش از آنکه نشانه اقتدار باشد، تصویر نوعی سردرگمی مدیریتی را به جامعه منتقل می کند.

اگر قرار است «ستاد ویژه» جدیدی ایجاد شود، اولین وظیفه آن نباید افزایش بوروکراسی موجود باشد، بلکه پایان دادن به این کثرت مخرب و ایجاد شفافیت و پاسخگویی مجدد در مدیریت فضای مجازی باشد. زیرا اعتماد عمومی با گسترش نهادها بازگردانده نمی شود، بلکه با شفافیت، پاسخگویی و تصمیمات قابل پیش بینی احیا خواهد شد.