از روزی که اعلام شد همای برای تیم ملی بازی خواهد کرد، مشخص شد که این انتخاب با واکنش های متفاوتی مواجه خواهد شد.
انتخابتو: از روزی که اعلام شد همای برای تیم ملی بازی می کند، مشخص بود که این انتخاب با واکنش های متفاوتی مواجه خواهد شد.
حاشیه های استاد خیلی زیاد است
فرار همای اساساً شخصیتی است که در سال های اخیر همواره به دلایل مختلف مورد قضاوت های مضاعف قرار گرفته است. هنرمندی که برخی از شنوندگان به خاطر صدا و فضای خاص موسیقی سنتی او را دوست داشتند و برخی دیگر هرگز نتوانستند با شخصیت رسانه ای و حاشیه سازی او کنار بیایند. همین موضوع باعث شد درگیری او در پروژه ای مربوط به تیم ملی از همان ابتدا به موضوعی جنجالی تبدیل شود.
بخشی از این احساسات بر اساس رویدادهای سال های گذشته است. پیامی که شرکت هواپیمایی هما پس از سقوط هواپیمای اوکراینی در شبکه های اجتماعی منتشر کرد، واکنش های تندی داشت. او بعداً تصریح کرد که این متن “عزا” است و قصد ندارد به آن پرداخته شود. پیش از این حضور او در شبکه منوتو برای برخی از جامعه ایران ناخوشایند بود. اما بعداً به ایران بازگشت و مجوز فعالیت دریافت کرد و به کار خود در داخل کشور ادامه داد. اتفاقی که بار دیگر دیدگاه ها نسبت به او را نامشخص کرد.
کار اندی و لیلا همچنان ادامه دارد
واقعیت این است که پرواز همای در زمانی معروف شد که اشعار عمر خیام اجرا می شد. مکانی متشکل از ترکیب موسیقی سنتی، شعر کلاسیک و صدای خودتان. با این حال نتوانست با همان قدرت راه موفق اولیه خود را ادامه دهد. بنابراین انتخاب یک اثر درباره تیم ملی انتخابی غیرمنتظره به نظر می رسید. چون معمولا فضای فوتبال و تیم ملی بیشتر با خواننده های پاپ و کار پرانرژی همراه است. در حافظه جمعی فوتبال ایران، موفق ترین سرودها و قطعات تیم ملی بیشتر متعلق به آثاری با ریتم ساده تر، هیجان مستقیم تر و هارمونی کلی تر بوده است.

اگر بخواهیم ماندگارترین آثار فوتبال را لیست کنیم باید بگوییم تیم ملی ببرد. قطعه ای که سال ها در خاطره فوتبال ایران حک شده است. به همین ترتیب، “قهرمانان میهن، غرور ملتون”; اثر مشترک اندی، لیلا فروهر و داریوش قطعه ای است که در جام جهانی 1998 به یکی از پرطرفدارترین قطعات فوتبال ایران تبدیل شد و هنوز هم شور و شوق آن دوران را برای بسیاری از بینندگان یادآوری می کند. این آثار به دلیل سادگی، انرژی و کلکسیونپذیری در ذهن مردم ماندگار شد. چیزی که کمتر در بسیاری از سرودهای بعدی تیم ملی دیده می شود.
البته در سال های بعد تلاش هایی صورت گرفت. مثلاً علیرضا عصار قطعه ای را برای تیم ملی خواند، در زمان خودش با واکنش های نسبتا مثبتی مواجه شد و حداقل توانست حال و هوای متفاوتی به فضای موسیقی فوتبال بدهد. اما در کل بیشتر کارهایی که برای تیم ملی انجام شد کوتاه مدت بود و به سرعت فراموش شد.
در ادامه نقد فرهیختگان از مقاله همای
همای پرواز سعی کرد اثری «با شکوه» از نظر فرم و محتوا به فدراسیون فوتبال تحویل دهد، اما شاید اولین مشکل همین جاست. تیم ملی فوتبال به جای یک قطعه موسیقی باشکوه، خواهان موسیقی پرشور و هیجان انگیز است. افکتی که با روحیه ورزش همخوانی دارد. رسیدن به مواد مورد نیاز برای انجام چنین کاری دور از دسترس نیست. نیاز به ملودی جذاب، شعری کوتاه و کمی خلاقیت و نوآوری دارد. باور کنید امروز هیچکس با شنیدن عبارت “انگور شراب” هیجان زده نمی شود!
باید از فدراسیون فوتبال بپرسیم که چرا از همان ایده آزمون جهانی پس از دادهها برای این کار استفاده نکرده است؟ آیا برای رسیدن به این فرمول به ماه نیاز داریم؟ یک خواننده پاپ استخدام کنید، متن را کمی به فضای فوتبال نزدیک کنید و هیجان را بیشتر کنید. چطور انتظار دارید مخاطب فوتبال با اثری که کوچکترین اشاره ای به فوتبال و جام جهانی ندارد، بالا و پایین بپرد؟ چگونه انتظار دارید که نسل Z این آهنگ را با سلیقه موسیقی فعلی خود در لیست پخش خود قرار دهند؟ حتی با وجود فضای خیابانی و شور حماسی امروزی، این آهنگ چندان مورد توجه قرار نگرفت. این آهنگ سلیقه کیه؟ سلیقه مهدی تاج و مهدی محمد نبی؟ طعم پرواز همایی؟ باید اعتراف کرد که این منفعت شخصی دور از ذائقه عمومی فرسنگ هاست. دوستان وقتی نمیتونی خوب بزنی نزن!
این موسیقی رسما «اولین» موقعیت از دست رفته تیم ملی ایران در جام جهانی است. بنابراین در فضای خاص امروزی است. انگار گلی را گم کردی این موسیقی است که باعث می شود به جای اینکه همه چیز را برای تیم ملی بدهید، فوراً آهنگ را تغییر دهید.
به گزارش رسانه انتخابتو






ارسال پاسخ