با گذشت بیش از یک ماه از حمله اسراییل و آمریکا به ایران، تب جنگ در غرب آسیا گستردهتر شده و از حوزههای نظامی فراتر رفته و پیامدهای اقتصادی را در پی داشته است. در پی این حمله، صادرات انرژی از طریق تنگه هرمز مختل شد و برخی زیرساخت های انرژی در منطقه مورد حمله قرار گرفت.
به گزارش دنیای اقتصاد، این مقاله به بررسی این پیامدها برای کشورهای همسایه ایران می پردازد. بر این اساس گروهی از کشورهای منطقه که در عملیات نظامی شرکت می کنند و در عین حال با وقفه در عرضه نفت در بازارهای انرژی مواجه هستند، یکی از قربانیان اصلی اقتصادی جنگ هستند.
گروه دیگری از قربانیان جنگ در غرب آسیا کشورهایی هستند که به واردات انرژی وابسته هستند و با افزایش قیمت نفت هزینه های خود را افزایش می دهند. در سوی دیگر کشورهایی مانند آذربایجان و ترکمنستان هستند که از عملیات نظامی به دور هستند و با صادرات انرژی از شرایط جنگی سود می برند.
بیش از یک ماه از حمله آمریکا و اسرائیل به ایران می گذرد. جنگی که به سرعت از یک درگیری نظامی فراتر رفت و به یک شوک اقتصادی بزرگ در غرب آسیا تبدیل شد. تصویر اقتصاد منطقه ای اکنون بیش از هر زمان دیگری ناهمگون است. در حالی که برخی کشورها از افزایش قیمت انرژی منتفع شده اند، برخی دیگر از فشار هزینه ها و عدم اطمینان متضرر شده اند.
در همین حال، ایران در وضعیت پیچیده ای قرار دارد. در حالی که از یک سو افزایش قیمت نفت و بازگشت برخی مشتریان از جمله هند باعث افزایش درآمدهای نفتی و حتی برجسته شدن نقش این کشور در معادلات انرژی شد، از سوی دیگر آسیب های ناشی از جنگ و تخریب زیرساخت ها چشم انداز رشد اقتصادی را نامشخص کرد.
در سطح منطقه، در حالی که کشورهای صادرکننده انرژی مانند جمهوری آذربایجان از افزایش قیمت سود می بردند، اقتصادهای وابسته به واردات انرژی مانند ترکیه و پاکستان با فشارهای جدی مواجه بودند. با وجود افزایش قیمت نفت، کشورهای حوزه خلیج فارس به دلیل اختلال در تردد در تنگه هرمز نتوانستند از این فرصت بهره کامل ببرند. در این صورت، آینده اقتصادی منطقه بیش از هر چیز به ادامه یا پایان این درگیری و جهت گیری بازارهای انرژی بستگی دارد.
حمله اسرائیل و آمریکا به ایران به سرعت جنگ در غرب آسیا را از یک درگیری نظامی به یک شوک اقتصادی منطقه ای تبدیل کرد و کشورهای همسایه ایران را به شیوه های مختلف تحت تاثیر قرار داد. در این میان اقتصاد ایران پیچیده و چندوجهی است. وضعیتی که نشانه هایی از تقویت همزمان درآمدهای ارزی و تضعیف زیرساخت های اقتصادی را نشان می دهد.
از یک سو افزایش قیمت جهانی نفت به دلیل افزایش تنش و بدتر شدن مسیرهای تامین انرژی به طور مستقیم منجر به افزایش درآمدهای نفتی ایران شد. برخلاف برخی از کشورهای حوزه خلیج فارس که به دلیل محدودیتهای صادراتی و اختلال در تردد نفتکشها از تنگه هرمز با کاهش درآمد مواجه شدند، ایران با کنترل تنگه هرمز و افزایش تقاضا از سوی برخی مشتریان، توانست سطح فروش خود را حفظ و حتی تقویت کند.
گزارش ها حاکی از آن است که کشورهایی مانند هند پس از چند سال وقفه، خرید نفت از ایران را از سر گرفته اند. موضوعی که نشان می دهد قدرت ایران در تجارت انرژی در حال افزایش است.
علاوه بر این، سناریوهای بلند مدت نیز مهم هستند. اگر ایران در آینده چارچوب قانونی جدیدی را در رابطه با تنگه هرمز اجرا کند، درآمد ترانزیت و تقویت نقش ژئوپلیتیکی خود در بازار انرژی امکان پذیر خواهد بود. این موضوع ممکن است جایگاه ایران را در معادلات منطقه ای بهبود بخشد.
اما این تصویر مثبت تنها بخشی از حقیقت است. از سوی دیگر آسیب های ناشی از جنگ به زیرساخت های اقتصادی، صنعتی و حمل و نقل هزینه های سنگینی را برای اقتصاد کشور به همراه دارد. اختلال در تولید، کاهش سرمایه گذاری و افزایش عدم اطمینان از جمله پیامدهایی است که ممکن است رشد اقتصادی را در میان مدت و بلندمدت محدود کند.
وضعیت کشورهای منطقه پس از تحمیل این جنگ با ایران نیز برای آینده و مسیر آنها تعیین کننده است. در زیر بررسی خواهد شد که کشورهای منطقه چگونه تحت تاثیر جنگ قرار گرفتند و تا چه اندازه تاثیرگذار بوده است.
ترکیه
اقتصاد ترکیه که قبل از جنگ نشانه هایی از بهبود را نشان می داد، با شروع درگیری ها مسیر دیگری را در پیش گرفت. گزارش ها و تحلیل های بین المللی منتشر شده در رسانه های مختلف نشان می دهد که اصلاحات پولی و مالی انجام شده در کشور اعتماد سرمایه گذاران را بازگرداند، اما جنگ این روند را مختل کرد.
افزایش قیمت انرژی به ویژه نفت و گاز باعث افزایش هزینه واردات و افزایش فشار بر لیر شد. علاوه بر این، کاهش گردشگری منطقهای و افزایش ریسکهای ژئوپلیتیکی جریان سرمایه خارجی را محدود کرد. به طور کلی، ترکیه یکی از مهمترین قربانیان این بحران است.
عراق
بهعنوان یک صادرکننده بزرگ نفت، به نظر میرسد عراق از قیمتهای بالاتر سود میبرد، اما واقعیت پیچیدهتر است. ناامنی منطقه ای، اختلال در صادرات و کاهش سرمایه گذاری خارجی باعث شد تا این مزیت نسبی به طور کامل محقق نشود. اقتصاد وابسته به نفت عراق در برابر چنین شوک هایی بسیار آسیب پذیر است و بی ثباتی سیاسی داخلی این وضعیت را تشدید کرده است.
جمهوری آذربایجان
آذربایجان یکی از بزرگترین ذینفعان این بحران است. افزایش قیمت انرژی درآمدهای صادراتی این کشور را به میزان قابل توجهی افزایش داده است. محدودیتها در تنگه هرمز تأثیر مستقیمی بر آن نداشت، زیرا مسیرهای صادراتی به اروپا از طریق خطوط لوله مستقل از خلیج فارس بود. بنابراین این کشور موفق شد جایگاه خود را در بازار انرژی تقویت کند.
ارمنستان
ارمنستان در این بحران در موقعیت نسبتاً بی طرفی قرار دارد. این کشور نه صادرکننده بزرگ انرژی است و نه واردکننده بزرگ. با این حال، اگرچه اثرات مستقیم جنگ محدود است، اما عدم اطمینان منطقه ای می تواند بر تجارت و سرمایه گذاری تأثیر منفی بگذارد.
ترکمنستان
ترکمنستان که صاحب منابع گاز طبیعی است، سهم خود را از افزایش قیمت انرژی دریافت کرد. با این حال، محدودیت در مسیرهای صادراتی و وابستگی به بازارهای خاصی مانند چین مانع از بهره برداری کامل از این فرصت شد.
افغانستان
اقتصاد افغانستان که قبلاً در وضعیت شکننده ای قرار داشت، مستقیماً تحت تأثیر جنگ قرار نگرفت. این کشور نقش محدودی در بازار انرژی دارد و نسبتاً بی تفاوت است، زیرا هیچ درگیری نظامی در قلمرو آن وجود ندارد.
پاکستان
پاکستان یکی از کشورهایی است که بیشترین آسیب را از شوک های انرژی ناشی از جنگ متحمل شده است. گزارش ها نشان می دهد که اقتصادهای واردکننده انرژی در جنوب آسیا، به ویژه پاکستان، با افزایش شدید هزینه های واردات سوخت مواجه هستند. این کشور که قبل از جنگ با بحران ارزی و تورم بالا دست و پنجه نرم می کرد، اکنون با فشارهای مضاعفی مواجه است. افزایش قیمت نفت باعث شد کسری حساب جاری پاکستان بدتر شود و ذخایر ارزی این کشور کاهش یابد.
تحلیل های صندوق بین المللی پول نیز تاکید می کند که این شرایط می تواند ارزش پول ملی را بیشتر تضعیف کند و تورم را افزایش دهد. علاوه بر این، عدم اطمینان منطقه ای باعث کاهش سرمایه گذاری خارجی شد. در داخل کشور، صنایع مرتبط با انرژی با افزایش هزینه های تولید مواجه بودند که رشد اقتصادی را تهدید می کرد. در مجموع، پاکستان یکی از قربانیان اصلی این جنگ است. زیرا هم از کانال انرژی و هم از مسیر بی ثباتی مالی آسیب دیده است.
کویت
در حالی که کویت به عنوان یک صادرکننده نفت در نگاه اول باید از افزایش قیمت انرژی بهره مند شود، اختلال در تنگه هرمز در واقع این مزیت را محدود کرد. این تنگه مسیر اصلی صادرات نفت کویت است و هرگونه محدودیت در این مسیر منجر به کاهش حجم صادرات خواهد شد.
در این گزارش ها همچنین تاکید شده است که افزایش هزینه های بیمه و حمل و نقل نفت باعث کاهش سود واقعی صادرات می شود. در نتیجه کویت با وضعیتی روبهرو است که قیمتها در حال افزایش است، اما نمیتوان از آن بهره کامل برد. از سوی دیگر، بازارهای مالی کویت تحت تأثیر نااطمینانی منطقه ای قرار گرفتند.
سرمایه گذاران خارجی محتاط تر عمل می کنند که ممکن است رشد اقتصادی را محدود کند. علاوه بر این، درگیری در عملیات نظامی، این کشور را در معرض آسیب های جنگ قرار داد.
عربستان سعودی
تحلیل های مختلف نشان می دهد که عربستان سعودی با یک معضل اقتصادی مواجه است. افزایش قیمت نفت از یک طرف به تقویت درآمد کشور کمک کرد و منابع مالی پروژه های بزرگ را تامین کرد. با این حال، از سوی دیگر، عدم اطمینان منطقه ای و اختلال در مسیرهای صادراتی این مزیت را محدود کرد.
بر اساس گزارش ها، بستن یا تهدید به بستن تنگه هرمز می تواند صادرات نفت عربستان سعودی را مختل کند، حتی اگر این کشور تلاش می کند از مسیرهای جایگزین استفاده کند. علاوه بر این، افزایش ریسکهای ژئوپلیتیکی سرمایهگذاری خارجی در پروژههای بلندمدت را نیز کاهش داد. همزمان هزینه های امنیتی و نظامی افزایش یافت و بخشی از درآمدهای نفتی مصرف شد. به طور کلی، اگرچه عربستان سعودی از قیمت های بالاتر سود می برد، اما با ریسک های عملیاتی و سیاسی پیچیده است.
قطار
قطر، یکی از بزرگترین صادرکنندگان LNG، از افزایش قیمت گاز طبیعی سود برده است. گزارش ها نشان می دهد که تقاضای جهانی گاز در طول بحران انرژی افزایش یافته و به نفع قطر بوده است. با این حال، تهدید خطوط دریایی در خلیج فارس، صادرات این کشور را به خطر انداخت.
افزایش هزینه های بیمه حمل و نقل و حمل و نقل مقداری از سود حاصل از افزایش قیمت را کاهش داد. قطر همچنین سعی کرده از طریق قراردادهای بلندمدت و ایجاد تنوع در بازارهای صادراتی خود، ریسک ها را مدیریت کند. با این حال، به دلیل افزایش خطرات ناشی از درگیری ها و آسیب های جنگی در عملیات نظامی، همچنان در معرض عدم اطمینان ژئوپلیتیکی است.
بحرین
بحرین یکی از کشورهایی است که به طور غیرمستقیم بیشترین آسیب را از این جنگ متحمل شده است. گزارش ها نشان می دهد که اقتصادهای کوچک و خدمات محور در منطقه بیش از سایرین تحت تأثیر بی ثباتی قرار دارند. این کشور که وابسته به گردشگری و خدمات مالی است، با کاهش ورودی سرمایه و کاهش فعالیت های اقتصادی مواجه شده است.
افزایش قیمت انرژی به دلیل تولید نسبتاً پایین نفت، تأثیر محدودی بر درآمدهای بحرین داشت. علاوه بر این، افزایش هزینه های تامین مالی و کاهش اعتماد سرمایه گذاران، مشکلات ساختاری اقتصاد بحرین را تشدید کرد. در مجموع می توان بحرین را یکی از بازندگان این بحران دانست.
امارات متحده عربی
امارات از اقتصاد بسیار متنوعی برخوردار است و همین امر باعث شده است که اثرات جنگ مختلط شود. تحلیل ها نشان می دهد که اگرچه قیمت های بالای نفت به افزایش درآمدهای انرژی کمک کرده است، اما اختلالات در تجارت منطقه ای فشار زیادی بر اقتصاد وارد کرده است. دبی به عنوان قطب تجاری منطقه، متعهد به جابجایی آزاد کالا و سرمایه است. هر گونه اختلال در مسیرهای کشتیرانی مستقیماً بر این بخش تأثیر می گذارد. علاوه بر این، افزایش هزینه های حمل و نقل، تجارت را گران تر کرد.
از سوی دیگر این کشور نیز در معرض آسیب های ناشی از جنگ ناشی از درگیری در عملیات های مختلف نظامی قرار دارد. این کشور که یکی از مراکز مالی مهم آسیا به حساب می آید، پس از شروع جنگ با عدم اطمینان گسترده سرمایه گذاران مواجه شد. علاوه بر این، درآمد این کشور از گردشگری نیز به سرعت کاهش یافت. در نتیجه این شرایط این کشور به یکی از بزرگترین قربانیان جنگ تبدیل شد.
عمان
عمان نیز که از افزایش قیمت نفت بهره نسبی داشت، به دلیل موقعیت جغرافیایی و رویکرد متعادلتر آن به اشغال آمریکا و اسرائیل، کمتر در معرض کاهش صادرات ناشی از بسته شدن تنگه هرمز در مقایسه با کشورهای عربی خلیج فارس قرار گرفت.
اما اثرات غیرمستقیم جنگ بر گردشگری و کاهش تجارت بر اقتصاد این کشور تأثیر منفی می گذارد. تحلیلهای مختلف نشان میدهد که تأثیر جنگ بر کشورهای منطقه یکسان نیست و میزان وابستگی هر کشور به انرژی، ساختار اقتصادی و موقعیت ژئوپلیتیک آن تعیینکننده میزان خسارت یا سود آن است.






ارسال پاسخ