با تشدید تنشهای منطقهای و تاکید رسانهها بر اعزام ناو هواپیمابر «آبراهام لینکلن» به نزدیکی ایران، گفتمان تهدید نظامی آمریکا بار دیگر بر سر زبانها افتاد. در مواجهه با واقعیت های میدانی و توان نظامی ایران، گفتمانی است که بیش از آنکه نشانگر آمادگی برای جنگ باشد، یک جنگ روانی و نمایش قدرت است.
به گزارش ایسنا، به نقل از الحندق، این پایگاه خبری در یادداشتی تحلیلی درباره تهدیدات آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران نوشت: با تشدید تنش ها در منطقه در هفته های اخیر و تداوم تهدیدها و مواضع تهاجمی آمریکا در خصوص احتمال حمله به ایران، رسانه های غربی و عربی در راستای سیاست های ضد و نقیض واشنگتن، اقدام به راه اندازی یک تهدید علیه ایران کردند. گروه ناو هواپیمابر لینکلن به نزدیکی آب های منطقه ای. این رسانه سعی داشت القا کند که صرف حضور این کشتی می تواند توازن قوا را تغییر دهد و ایران را مجبور به عقب نشینی کند. ادعایی که با بررسی حقایق نظامی به چالش کشیده شده است.
برخلاف تصور رسانهها، حضور نظامی آمریکا در غرب آسیا در سالهای اخیر کاهش چشمگیری داشته است. دیگر خبری از استقرار گسترده پیاده نظام، زره پوش، نیروی هوایی یا تمرکز گسترده تفنگداران دریایی آمریکا در منطقه نیست. علاوه بر این، برخلاف دهه اول قرن بیست و یکم و سالهای اوج جنگهای عراق و سوریه، ناوگان بزرگ نیروی هوایی آمریکا در منطقه مستقر نیستند.
در عرصه دریانوردی نیز نیروی دریایی آمریکا در ماه های اخیر حضور پررنگ و متمرکزی در خلیج فارس، دریای عرب، دریای عرب و دریای سرخ نداشته است. بخش قابل توجهی از نیروی دریایی ایالات متحده در حال حاضر در دریای کارائیب جنوبی و در چارچوب محاصره دریایی ونزوئلا متمرکز شده است که ظرفیت عملیاتی واشنگتن را در اطراف ایران محدود کرده است.
در چنین شرایطی، اعزام یک گروه ناو هواپیمابر برای سناریوی بزرگی مانند حمله به ایران، اقدامی غیرعادی به نظر می رسد. تجربه اخیر ورود ناوهای آمریکایی به دریای سرخ برای مقابله با نیروهای یمنی و حمایت از رژیم صهیونیستی که با شکست عملیاتی همراه بود، نمونه بارز محدودیت های این رویکرد است. در این عملیات حداقل سه فروند F/A-18 سوپر هورنت آمریکایی سرنگون شد و جنگنده های پیشرفته اف-35 چندین بار در معرض خطر سرنگونی قرار گرفتند. علاوه بر این، موشکهای ضد کشتی یمن در چندین نوبت به کشتیهای آمریکایی حمله کردند.
بر اساس اطلاعات موجود، نیروی دریایی آمریکا در منطقه عملیاتی اطراف ایران متشکل از یک ناو هواپیمابر با کمتر از 60 فروند جنگنده و هواپیمای پشتیبانی، 6 ناوشکن کلاس آرلی بورک، دو زیردریایی حمله اتمی، یک ناو فرماندهی، چند ناو گشت ساحلی و تعدادی ناو لجستیکی است. این ناوها در مجموع حدود 730 سلول پرتاب موشک عمودی دارند که بیشتر آنها به موشکهای پدافند هوایی و رهگیر اختصاص دارد و سهم موشکهای کروز تهاجمی تامهاوک در بهترین حالت به حدود 450 میرسد.
تجربه جنگهای بزرگ چند دهه اخیر نشان میدهد که چنین قابلیتی حتی در دورانی که بسیاری از اهداف حیاتی توسط سامانههای پدافند هوایی محافظت میشوند، برای انجام حملات گسترده و مؤثر علیه کشوری به وسعت جغرافیایی ایران کافی نیست. در مقایسه با جنگ های عراق در سال های 1991 و 2003، به نظر می رسد که ایالات متحده با سه تا چهار گروه ناو هواپیمابر، صدها هواپیما و صدها هزار نیروی زمینی وارد میدان شده است. این وضعیتی است که قابل مقایسه با مقررات فعلی نیست.
از سوی دیگر، جمهوری اسلامی ایران با رزمایش های اقتدار دریایی که در سال های اخیر در خلیج فارس انجام داده است، قدرت موشکی و دریایی خود را به نمایش گذاشته است. در این رزمایش موشک های بالستیک و کروز دوربرد از اعماق ایران شلیک و اهداف تعیین شده در دریای عمان به طور همزمان و با دقت بالا منهدم شدند. علاوه بر این، پهپادهای تهاجمی و سامانههای پدافند هوایی نیروی دریایی توانایی مقابله با تهدیدات هوایی و دریایی را به طور همزمان بهبود بخشیدهاند.
علاوه بر این، ایران دارای مجموعه متنوعی از موشک های بالستیک ضد کشتی است. از خانواده «فتح» و نمونههای «هرمز» و «خلیج فارس» گرفته تا موشکهای پیشرفتهتری مانند «ذوالفقار بصیر» با برد حدود 700 کیلومتر و «قاسم بصیر» با برد تا 1300 کیلومتر و قابلیت مانور برای دور زدن سامانههای دفاع موشکی مانند پاتریوت و تاد. مقامات نظامی ایران همچنین از ساخت موشک هایی با قابلیت هدف قرار دادن اهداف متحرک دریایی با سرعت حداکثر 8 ماخ و برد بیش از 1500 کیلومتر خبر دادند.
همچنین موشکهای دوربرد نسل جدید ایران «عماد»، «خیبرشکن» و «شهید حاج قاسم سلیمانی» نیز با دقت بالا، سرعت بالا و قابلیت نفوذ به سامانههای پدافندی نقش مهمی در ایجاد بازدارندگی دارند.
به گفته کارشناسان نظامی، لزوماً لازم نیست یک ناو هواپیمابر را غرق کنید تا آن را از کار بیاندازید، و به گفته کارشناسان نظامی، ضربه دقیق به قطعات حیاتی می تواند کشتی عظیم را به طور کامل از کار بیاندازد.
بر این اساس، تحلیلگران بر این باورند که وارد کردن این سطح از قدرت موشکی به معادله، ناوگان های متخاصم را مجبور می کند فاصله خود را از مرزهای ایران به حدود دو هزار کیلومتر افزایش دهند. اقدامی که زمان پاسخ دفاعی ایران را افزایش می دهد و هزینه های عملیاتی و ریسک نظامی آمریکا را به میزان قابل توجهی افزایش می دهد.






ارسال پاسخ