بن بست لیبرالیسم مبتنی بر چپ و راست

بن بست لیبرالیسم مبتنی بر چپ و راست

بعدی- لیبرالیسم زمانی رادیکال ترین نیروی سیاسی برای شکستن انحصار قدرت بود، امروز به ابزاری برای حفاظت از منافع نخبگان، شرکت های بزرگ و بوروکراسی های پیچیده تبدیل شده است. فرید زکریا او در تحلیلی عمیق هشدار می‌دهد که این چرخش تاریخی به ظهور پوپولیست‌های راست‌گرا و سوسیالیست‌های دموکراتیک دامن زده است. به گفته وی راه نجات لیبرالیسم بازگشت به ریشه های انقلابی و مبارزه با ساختارهای قدرت مستقر است. در غیر این صورت، فضا برای نیروهای رادیکال تر خالی می ماند.

از مبارزه با اشراف تا زندگی با نخبگان

به گزارش انتخابتو، به نقل از فارین پالیسی، دو رویداد اخیر در دو سوی اقیانوس اطلس بحران مشترکی را آشکار می کند. در انگلستان، اندی برنهام – بسیاری به عنوان محتمل ترین جانشین کیر استارمر – با این شعار “سوسیالیسم دوستدار تجارت” به میدان آمد. از سوی دیگر، ما شاهد پیروزی های چشمگیر سوسیالیست های دموکرات در انتخابات مقدماتی حزب دموکرات در نیویورک بودیم. این نشان می دهد که جنبش های چپ راهی برای تبدیل اعتراضات خیابانی به قدرت سیاسی پیدا کرده اند.

با این حال، باید توجه داشت که چپ به طور یکسان به سمت سوسیالیسم حرکت نمی کند. در بسیاری از حوزه های انتخابیه، دموکرات های میانه رو همچنان برنده انتخابات هستند. اما حقیقت این است که نوع خاصی از لیبرالیسم معاصر او در حال از دست دادن انرژی، اعتماد به نفس و ارتباط با مردم است.

در این راستا، آدریان وولدریج او در کتاب جدید خود با عنوان “مرکز انقلاب” یادآور می شود که لیبرالیسم زمانی رادیکال ترین نیروی سیاسی زمان خود بود. در گذشته، این ایدئولوژی برای شکستن انحصار قدرت، امتیازات ارثی و اشرافیت تلاش می کرد. بنابراین لیبرالیسم اولیه ایدئولوژی حکومت نبود، بلکه وسیله ای برای مقابله با آن بود. اما امروزه این جنبش عمیقاً با مراکز قدرت، از دانشگاه‌های بزرگ گرفته تا سازمان‌های رسانه‌ای و شرکت‌های چندملیتی در هم تنیده شده است.

انفعال نسبت به انحصارها؛ بهای سنگین آزادسازی

وولدریج استدلال می کند که این همزیستی با قدرت منجر به دو شکست عمیق می شود. اولین شکست اینرسی سیستماتیک به ویژه لیبرالیسم مدرن دهه 1970 (معادل دهه 1990) او بعداً بازارهای آزاد را بیش از حد تحسین کرد. در نتیجه، مقررات زدایی همزمان از اقتصاد و زندگی شخصی اتفاق افتاد و پیامدهای ویرانگر آن صرفاً به عنوان «بهای آزادی» توجیه شد.

علاوه بر این، این رویکرد راه را برای تمرکز بدون محدودیت قدرت در اقتصاد در دست شرکت‌های بزرگ و افزایش نابرابری هموار کرد. در زندگی شخصی نیز لیبرال ها جرات انتقاد از رفتارهای مخرب اجتماعی را از دست دادند. نتیجه این وضعیت نوعی جبر انفعالی است; جایی که بحران اعتیاد، بی خانمانی و چاقی به مسائلی مانند کمبود مسکن یا عدم دسترسی به غذای سالم کاهش می یابد، نه اینکه ناشی از عملکرد شرکت های انتفاعی باشد.

بحران شایسته سالاری و ظهور «اشرافیت جدید»

دومین شکست شناسایی شده در این تحلیل مستقیماً با نگرش لیبرال ها مرتبط است. از نظر تاریخی، شایسته سالاری این یکی از اصیل ترین آرمان های لیبرالیسم بود که بر پیشرفت مبتنی بر توانایی (نه طبقه اجتماعی یا نژاد) تأکید داشت. با این حال، به مرور زمان همان نخبگان شایسته سالاری گرد هم آمدند. اشرافیت جدید تبدیل شده است

در واقع، نخبگان لیبرال ظاهراً از عدالت اجتماعی حمایت می کنند، اما در عمل برای حفظ امتیازات خود تلاش می کنند. آنها از پیشرفت برای فقرا صحبت می کنند، اما اجازه نمی دهند مسکن ارزان قیمت در محله های مرفه آنها ساخته شود. بنابراین، بازار سالم بازاری نیست که چهار شرکت بزرگ در آن لابی کنند تا از ورود رقبای جدید جلوگیری کنند، بلکه بازاری است که تازه واردها بتوانند شکوفا شوند و شرکت های ناکارآمد طعم شکست را بچشند.

ضرورت بازگشت به ریشه های رادیکال

دقیقاً در این نقطه تضاد است که سوسیالیست‌های دموکراتیک و پوپولیست‌های راست‌گرا در حال کسب قدرت هستند. آنها خود را به عنوان نیروهایی خارج از ساختار قدرت معرفی می کنند که آماده به چالش کشیدن امتیازات تثبیت شده هستند. بنابراین در دنیایی که آزادی برای بسیاری مترادف با هرج و مرج شده است، این جنبش های رادیکال به مردم احساس محافظت و امنیت می فروشند.

سرانجام، راه برون رفت از این بحران، دست کشیدن از لیبرالیسم است. اما بهبودی روحیه رادیکال لیبرال ها باید یک بار دیگر به خط مقدم مبارزه با انحصارات، امتیازات موروثی و ساختارهای بسته بازگردند. همانطور که وولدریج تاکید می کند، وعده بزرگ لیبرالیسم این بود که انسان را به آزادی همراه با زوال رها نکند. بلکه برای تجهیز آنها به ابزارها و مسئولیت ها برای پیشرفت بود. این مکتب تنها در صورتی می تواند زنده بماند که به نقش تاریخی خود در برابر ساختارهای فرسوده قدرت بازگردد.