به جای 12 نفر، هر نفر کار می کند!

رنجر 4

آینده– سردار رضا رستاگاری فرمانده یگان حفاظت محیط زیست در مورد کمبود افسران حفاظت محیط زیست در کشور اطلاعاتی ارائه کرد. به گفته وی اکنون هر نگهبان به جای 12 نفر کار می کند. به عبارت دیگر، به جای اینکه هر فرد مسئولیت حفاظت از هزار هکتار منطقه حفاظت شده را بر عهده بگیرد، به تنهایی از وسعتی بالغ بر 12 هزار هکتار محافظت می کند.

بر اساس گزارش فردا، رستگاری علاوه بر استخدام نیروهای متخصص، قول استخدام فارغ التحصیلان هنرستان محیط زیست را نیز داد. اما با وجود این، محیط بانان و جنگل بانان همچنان جان خود را در دستان خود می گذارند و با عوامل انسانی و حیوانی دست و پنجه نرم می کنند. شاید خشن ترین مورد در تاریخ جنگلداری ایران مربوط به رئیس اداره منابع طبیعی ماسال باشد که پس از رویارویی با جنایتکاران ربوده و به طرز وحشیانه ای شکنجه شد و کشته شد. در نهایت عاملان این حادثه دستگیر و اعدام شدند.

در حالی که بسیاری از دوستداران محیط زیست از خطر شکارچیان مسلح صحبت می کنند، برومند نجفی با خطر دیگری مواجه شد: خطر استفاده سازمانی از اسلحه. وی در حین انجام وظیفه به سمت خودروی تبهکاران تیراندازی کرد اما مرگ یکی از سرنشینان منجر به متهم شدن وی به قتل شد و حتی به اجرای حکم قصاص نزدیک شد. پرونده ای که به نماد بلاتکلیفی حقوقی محیط بانان تبدیل شده و این سوال را بی پاسخ می گذارد که چرا محیط بانان اگر اجازه استفاده از آن را ندارند اسلحه دارند؟

قیمت حفاظت؛ گاهی با جان

در مناطق حفاظت شده زاگرس به ویژه دنا طی سالیان متمادی محیط بانان زیادی در درگیری با شکارچیان غیرمجاز مجروح یا کشته شده اند. این موارد هر بار مشکل کمبود نیرو، تجهیزات و پشتیبانی را به مسئولان گوشزد می کردند.

با این حال، همه قربانیان مورد اصابت گلوله قرار نگرفتند. در سال های اخیر بسیاری از نیروهای منابع طبیعی و فعالان محلی در جریان مبارزه با آتش سوزی جنگل ها و مراتع جان خود را از دست داده اند. برخی از آنها در محاصره آتش قرار گرفتند و برخی دیگر به دلیل بزرگی آتش و نبود امکانات امدادی نتوانستند فرار کنند و منطقه را ترک کنند.

بخش کمتر متداول به برخورد محافظان و جنگلبانان با خرس، پلنگ، خوک و سایر گونه های وحشی اشاره دارد. در بیشتر این موارد، ماموران تلاش کردند تا بدون آسیب رساندن به حیوانات، حادثه را مدیریت کنند که نشان از اخلاق حرفه ای آنها دارد. بنابراین هستند محیط بانانی که با وجود داشتن اسلحه، از شلیک مستقیم به حیوانات خودداری می کنند و خودشان مجروح می شوند.

آمارهای متفاوتی در مورد تعداد دقیق فوتی ها وجود دارد. برخی فقط شامل محیط بانان آژانس حفاظت از محیط زیست هستند، در حالی که برخی دیگر شامل جنگلبانان منابع طبیعی می شوند. اما تقریباً همه گزارش‌های رسمی در یک چیز اتفاق نظر دارند: حفاظت از طبیعت در ایران برای سال‌ها هزینه سنگینی برای نیروهای خط مقدم داشته است.

بیشتر اتفاقات دهه 1360 و 1370 رسانه ای نشد. گزارش های مربوط به درگیری محیط بانان با شکارچیان غیرمجاز یا متخلفان منابع طبیعی از پوشش رسانه های داخلی خارج نشد و بسیاری از موارد هرگز در حافظه عمومی ثبت نشد.

با این حال، از دهه 1380 به بعد، میزان خشونت بیشتر آشکار شد. در این سال ها بسیاری از محیط بانان در کمین شکارچیان مسلح مورد اصابت گلوله قرار گرفتند و بسیاری از جنگل بانان در مبارزه با قاچاقچیان چوب و زمین خواران جان خود را از دست دادند. برخی از این موارد آنقدر تکان دهنده بود که هنوز هم در میان فعالان محیط زیست گزارش می شود. یکی از شناخته شده ترین موارد به ناصر پیروی رئیس اداره منابع طبیعی ماسال برمی گردد. او در اردیبهشت 1383 ربوده شد و چند روز بعد جسدش در جنگل های گیلان پیدا شد. او را به طرز وحشیانه ای شکنجه کردند و با چاقوی فرش سر بریدند. پرونده او منجر به دستگیری و اعدام عاملان اصلی شد، اما همچنان یکی از دردناک ترین نمونه های خشونت علیه حافظان منابع طبیعی کشور به شمار می رود.

رنجر 2

دهه 1390 را می توان یکی از پرهزینه ترین دوران برای دوستداران محیط زیست ایرانی دانست. در این سال ها محیط بانان زیادی در درگیری مستقیم با شکارچیان کشته شدند. برخی در کمین مهاجمان مسلح جان باختند و برخی دیگر در تعقیب مهاجمان هدف گلوله قرار گرفتند. بیشتر این پرونده ها منجر به دستگیری و محکومیت عاملان آن شد، اما در برخی موارد این اتفاق نیفتاد.

با افزایش چنین حوادثی بحث حمایت قانونی از محیط بانان جدی شده است. وی بارها موضوع قتل بسیاری از فعالان برجسته محیط زیست، تجهیز نیروها در مجلس و دولت، حفاظت قضایی، بیمه و ارتقای وضعیت شغلی را مطرح کرده است. اما فعالان محیط زیست معتقدند فاصله بین مسئولیت های سنگین محیط بانان و امکاناتی که در اختیار دارند همچنان وجود دارد.

این روند در سال 1400 متوقف نشد. علاوه بر درگیری با شکارچیان غیرمجاز، بسیاری از نیروهای حفاظت از منابع طبیعی و محیط زیست نیز در حین انجام وظایف خود برای مهار یا حفاظت از آتش سوزی جنگل ها و مراتع جان خود را از دست داده اند. برخی از پرونده ها در دادگاه حل و فصل شده و عاملان آن محکوم شده اند، اما در برخی موارد هنوز در مورد نتیجه نهایی پرونده ها ابهام وجود دارد. غلامرضا حیدری، دوستدار محیط زیست گیلانی با یک خرس مادر با دو توله در بالای دیلمان برخورد کرد. خرس به او حمله کرد و دستانش را به شدت مجروح کرد اما حیدری با وجود اینکه اسلحه در دست داشت به حیوان شلیک نکرد. او سپس گفت که نمی‌خواهد به خرس یا توله‌هایش آسیبی برساند. برای بسیاری از فعالان محیط زیست، داستان او نمادی از تعهد محیط بانان به حفاظت از حیات وحش حتی در شرایط خطرناک بود.

به همین دلیل آنچه امروزه در آمار کسری نیروی انسانی دیده می شود، باید فراتر از یک شاخص عددی ارزیابی شود. پشت سر هر محیط بان یا جنگلبانی که مجبور است هزاران هکتار از مناطق طبیعی را به تنهایی محافظت کند، دهه ها تجربه، ریسک و تعهد وجود دارد. برای عده ای جاده ای است که با گلوله های شکارچیان به پایان می رسد، برای عده ای به رویارویی با قاچاقچیان چوب ختم می شود و برای عده ای با اتفاقاتی که نام خود را در تاریخ حفاظت از طبیعت ایران به جا گذاشته است.