روزبه کردونی در اعتماد نوشت: هیچکس آزادی را بر ویرانه های وطنش جشن نمی گیرد. ادعای دونالد ترامپ مبنی بر اینکه ایرانی ها از بمباران زیرساخت های کشورشان خوشحال هستند، فقط یک بلوف سیاسی و دروغ نیست. این توهین آشکار به شعور یک ملت و نشانه عدم درک ایران است. او ایران را نه به عنوان وطن، بلکه نقشه پل ها، نیروگاه ها و جاده ها می دید. و او نفهمید که این سرزمین ها اولاً خانه یک ملت است.
ایران را با مختصات نظامی نمی توان فهمید. این فقط خاک نیست. خاطره، زبان، خانه، مدرسه، خانه پدری، دعای مادر است. دفاع از وطن در این سرزمین ها یک انتخاب لوکس نیست. نامش افتخار است. ایرانی ممکن است با حکومت قهر کند، اعتراض کند، ممکن است مجروح شود، اما در مقابل متجاوز وطن را رها نمی کند. شادی در بمباران وطن نه فضیلت است و نه آزادی. این سقوط عزت است.
بله، در ایران اختلاف است، درد هست، خلأ هست، انتقاد هست. اما انتقاد از دولت به معنای دعوت از دشمن برای نابودی کشور نیست. کشتار کودکان، تخریب میراث، تعطیلی بیمارستان ها، ناامنی در خانه های مردم را نمی توان به نام نقد و رهایی پاک کرد. وطن فقط حکومت نیست؛ وطن یعنی مردم، زندگی، خاطره و تداوم تاریخی یک ملت، کسانی که فکر می کنند با ایجاد زیرساخت ها ملت از سرزمینشان حذف می شود، نه ایران را دیده اند و نه معنای وطن را درک کرده اند.
اما این دروغ از هیچ سرچشمه نگرفته است.» سال ها بودند و هستند کسانی که تحریم ها و بمباران های ایران را از پشت تریبون و پرده تشویق کردند و به نام آزادی ویرانی فروختند. امروز همان کف دهان ترامپ به این ادعای نادرست تبدیل شده است.
اینجاست که مرزها مشخص می شود. «منتقد وطنپرست» کسی است که شدیدترین انتقادها را به دولت وارد میکند، اما در مواقع خطر در کنار ایران قرار میگیرد و رنج کشور را نردبانی برای بلندپروازیهای سیاسی خود قرار نمیدهد. هرکس در مواقع خطر در مقابل ایران بایستد مورد احترام هموطنان خود است. ایران خانه همه کسانی است که دلشان با این سرزمین می تپد، هر چند با هم اختلاف دارند و روایتشان از آینده یکی نیست.
اما «فروشنده میهن پرست» کسی است که زمین و آینده خود را معامله می کند; بی تابعیت در اصل کسی است که کاری به این سرزمین ها و سرنوشت مردم ایران ندارد. آنهایی که بمباران ایران را تشویق می کنند یا میهن پرست هستند یا بی وطن و تاریخ به هیچ یک از این دو گروه لطفی نداشته است.
امروز اوضاع به جایی رسیده است که مهاجمان حتی «راه آهن» را که شهرها و زندگیها را به هم وصل میکند تهدید به نابودی میکنند و گویی تصمیم گرفتهاند خود جنبش، خود اتصال و تداوم ایران را هدف قرار دهند. گویا ایران نقشه ای در پیش دارد و تصمیم گرفته اند از ایران ما انتقام تاریخی بگیرند.
باید از آنها بپرسید که پس از نابودی در مقابل کدام ایران خواهند ایستاد؟ کنار کدام خانه و کدام مردم؟ تاریخ شهادت تلخ اما روشنی دارد: کسانی که راه را برای متجاوز هموار کردند هرگز در حافظه ملت ها جای افتخاری نیافته اند، نامشان با ذلت و خواری تاریخی یاد شده است.
اما حقیقتی مهمتر از همه اینها وجود دارد.» این سرزمین ها با خاطره، فرهنگ، زبان و آن احساس تعلق عمیقی که در مواقع خطر از خاکستر برمی خیزد زنده می مانند. یک مهاجم می تواند یک پل را خراب کند، اما نمی تواند پیوند یک ملت را با تاریخ آن بمباران کند. یک موشک ممکن است سقف را فرو بریزد، اما فرو نمی ریزد و به عصر حجر باز نمی گردد. برق را قطع می کند اما عزت ایجاد نمی کند. ترس را گسترش می دهد اما آزادی نمی آورد.
وطن ممکن است مجروح باشد، اما ایران پابرجا و سرافراز است. زیرا ویرانی دیوارها را ویران می کند، اما نمی تواند اراده یک ملت، خاطره یک تاریخ و آبروی یک سرزمین را از بین ببرد.






ارسال پاسخ