جان هافمن، تحلیلگر سیاست خارجی در مؤسسه آمریکایی کاتو و استاد علوم سیاسی در دانشگاه جورج میسون، در مقاله خود با عنوان «ایران و شکست مستمر ایالات متحده در خاورمیانه» به دولت ترامپ در مورد یک ماجراجویی نظامی پرهزینه و ناکارآمد علیه ایران هشدار داد و تأکید کرد که ترامپ نباید با فشارهای جنگ بی پایان نتانیاهو علیه ایران قمار کند.
این تحلیلگر آمریکایی نوشت که به نظر می رسد دونالد ترامپ پس از دستور افزایش عمده نیروها و تجهیزات آمریکایی در خاورمیانه قصد آغاز جنگ با ایران را دارد. این تحلیلگر آمریکایی نوشت که پنتاگون تخمین می زند که این جنگ می تواند هفته ها، حتی ماه ها طول بکشد. دولت توجیه روشنی برای جنگ ارائه نکرد. در عوض، روایتهایی را میبافد که عمدتاً براساس یک مسیر از پیش تعیینشده تغییر میکند، زیرا جنگافروزان واشنگتن را به سمت اقدام نظامی در غیاب پایان روشن سوق میدهند.
ادامه این مسیر خطر تکرار شکست های مداخلات نظامی گذشته ایالات متحده در خاورمیانه را به همراه دارد. پنجره تغییر مسیر ترامپ به سرعت در حال بسته شدن است. باید از لبه پرتگاه عقب نشینی کرد و از یک جنگ فاجعه بار منطقه ای دیگر جلوگیری کرد.
هیچ توجیه روشنی برای عجله ایالات متحده برای جنگ با ایران وجود ندارد، اما طرفداران اقدام نظامی به فشارهای خود ادامه می دهند و امیدوارند که از دستور کار قوی با هدف مقابله با ایران بدون تایید کنگره حمایت کنند.
اول، نیاز به هدف قرار دادن برنامه هستهای ایران وجود داشت، که اطلاعات ایالات متحده بارها آن را غیرمرتبط با تسلیحات ارزیابی کرده بود، علیرغم ادعاهای خلاف آن. در ژوئن گذشته، ترامپ این ارزیابیها را نادیده گرفت و سه تأسیسات هستهای ایران در نطنز، اصفهان و فردو را بمباران کرد، سپس بلافاصله مدعی شد که این حملات برنامه هستهای ایران را «به طور کامل و کاملاً نابود کرده است». این ادعا از سوی آژانس های اطلاعاتی آمریکا و آژانس بین المللی انرژی اتمی رد شد.
این روایت سپس به هدف قرار دادن انبار موشک های بالستیک ایران تغییر کرد و پس از شروع ناآرامی های گسترده در سراسر کشور، به سرعت به نیاز به حفاظت از «معترضان ایرانی» تبدیل شد. اکنون، تحلیلگر آمریکایی دوباره ترامپ: ترامپ باید از تهدیدات برای حمله به ایران عقب نشینی کند، نه قماربازی او باید برنامه هسته ای ایران را به عنوان توجیهی برای اقدام نظامی بیشتر – علیرغم ادعای نابودی آن – بدون ارائه هیچ مدرکی دال بر تهدید قریب الوقوع برای ایالات متحده ذکر کند.
نقش لابی صهیونیستی و نتانیاهو
این تلاش ها برای مشروعیت بخشی از یک پویایی بسیار بزرگتر است. دهه ها رکود سیاسی و منافع خاص واشنگتن را به این سمت سوق می دهد. در مرکز این جنبش اسرائیل به ویژه بنیامین نتانیاهو قرار دارد. نتانیاهو بیش از 30 سال است که هشدار داده است که سلاح های هسته ای ایران قریب الوقوع است و بارها واشنگتن را برای مخالفت نظامی با تهران تحت فشار قرار داده است. در طول نزدیک به 2.5 سال پس از حمله 7 اکتبر 2023، جنگ اسرائیل در غزه و عملیات های بعدی اسرائیل که مستقیماً شرکای منطقه ای تهران و جمهوری اسلامی را هدف قرار داده است، ضربه ای به موقعیت استراتژیک اسرائیل علیه ایران وارد کرده است.
به محض روی کار آمدن ترامپ، نتانیاهو از او خواست ضربه نهایی را به ایران وارد کند. پس از مقاومت اولیه، مذاکرات ترامپ با ایران به بن بست رسید، عمدتاً به این دلیل که نتانیاهو با درخواست سمی خود مبنی بر توقف غنیسازی داخلی توسط دولت موافقت کرد. همانطور که اسناد فاش شده نشان می دهد، با به بن بست رسیدن مذاکرات، نتانیاهو یک “جنگ 12 روزه” را در ژوئن سال گذشته آغاز کرد، با این امید که این جنگ باعث تعمیق دخالت نظامی ایالات متحده و تغییر رژیم تحت رهبری ایالات متحده شود که او مدت ها به دنبال آن بود. او توانست با بمباران 3 تاسیسات هسته ای ترامپ را به این جنگ بکشاند اما نتوانست او را متقاعد کند که جمهوری اسلامی را نابود کند.
اکنون نتانیاهو و متحدانش در واشنگتن با استناد به تمام دلایل ذکر شده در بالا، ترامپ را برای رسیدن به هدف نهایی خود یعنی سرنگونی دولت تهران تحت فشار قرار می دهند. تعقیب نتانیاهو خطر کشاندن ایالات متحده به تشدید تنش ها با ایران را برای تسهیل جاه طلبی های حداکثری او به بهای منافع آمریکا در پی دارد.
ادامه اقدام نظامی بدون هیچ توجیه معتبر یا نتیجه روشن، یک قمار بی پروا است و خطر کشاندن ایالات متحده به جنگ فاجعه بار دیگری در خاورمیانه را در پی دارد. اغلب این یک جنگ غیرقابل تحریک از جانب یک کشور خارجی است. اما برای چه هدفی نیروی هوایی به تنهایی برای سرنگونی رژیم کافی نیست و کسانی که برای اقدام نظامی ایالات متحده فشار می آورند، احتمالاً ترامپ را برای تشدید درگیری تحت فشار قرار خواهند داد، اگر نتایج سریع حاصل نشود.
بعید است اقدامات تنبیهی ترامپ را به سمت دادن امتیاز در مذاکرات در مورد موضوعاتی سوق دهد که تهران همواره بر غیرقابل مذاکره بودن آنها تاکید کرده است. همچنین هیچ مدرکی مبنی بر اینکه حملات آمریکا/اسرائیل جنبش اعتراضی در ایران را احیا کرده و رژیم را تا سرنگونی موفقیت آمیز آن تقویت کرده باشد یا چیزی جز ناآرامی های مدنی ایجاد کرده باشد وجود ندارد. واشنگتن با در نظر گرفتن اقدام نظامی به عنوان یک هدف، با خطر درگیری بی پایان بدون راهبرد خروج مشخص مواجه می شود.
فشار برای جنگ با ایران با سطح حداقل تهدید واقعی که ایران برای ایالات متحده ایجاد می کند مطابقت ندارد. تهدیدی که ایران برای منافع آمریکا ایجاد می کند، برای دهه ها در واشنگتن به شدت اغراق شده است. ظرفیتهای نظامی و اقتصادی محدود تهران توانایی آن را برای وارد کردن آسیبهای معنیدار به منافع آمریکا در خاورمیانه محدود میکند، چه رسد به خارج از منطقه. این بدان معنا نیست که ایران بی دفاع است. این کشور توانایی آسیب رساندن به ایالات متحده را در صورت درگیری نظامی، به ویژه علیه تقریباً 40000 نیروی آمریکایی مستقر در منطقه حفظ می کند. با این حال، برای حفظ منافع ایالات متحده نیازی به چنین درگیری وجود ندارد. ایران برای ایالات متحده تنها به دلیل حضور نظامی غیرسازنده، مشارکت های ناکارآمد منطقه ای و سایر سیاست های نادرست در خاورمیانه اهمیت دارد.
وضعیتی که ایالات متحده در آن قرار گرفته است محصول خود اوست. این یک ضرورت نیست، یک بحران انتخاب است. ترامپ باید تصمیم بگیرد که آیا مردم آمریکا را به یک جنگ بالقوه دائمی در خاورمیانه بکشاند یا قبل از اینکه خیلی دیر شود، جریان را تغییر دهد.






ارسال پاسخ