ترامپ فردا چه خواهد کرد؟

ترامپ فردا چه خواهد کرد؟

صابر گل انباری کارشناس روابط بین الملل در یادداشتی نوشت:

ترامپ امروز مانند جنایتکاران عصر حجر تهدید کرد که اگر ایران تنگه هرمز را باز نکند، فردا کل نیروگاه ها و پل های کشور را بمباران خواهد کرد. جنگی که به چنین مرحله ای رسیده است نشانه های قابل توجهی از یک بن بست استراتژیک دارد، بن بستی که باعث شده ترامپ از درخواست کمک از ملت ایران به بازگشت تهدید ملت ایران به «احیاکننده» ایران تبدیل شود. عصر» و در نتیجه اعتبار و اعتبار آمریکا را صرف بازگشایی ایران کرد. از جنگ تنگه ای که قبلاً باز بود، اکنون مهمترین هدف جنگ و خروج او از آنجا شده است.

ترامپ که تا دیروز می گفت تنگه هرمز برایش مهم نیست، از دیگر کشورها و متحدان اروپایی آمریکا برای بازگشایی تنگه هرمز می خواست و می گفت آمریکا نیازی به آن ندارد، حالا آنقدر عصبانی شده بود که آن را «تنگه لعنتی» نامید و حتی تا حد فحاشی پیش رفت.

بنابراین سوال واقعی این ساعات این است که فردا چه اتفاقی خواهد افتاد؟ آیا ترامپ به تهدیدات خود عمل خواهد کرد؟ آیا او به دلایلی از انجام مجدد آن خودداری می کند؟

ترامپ یک قمارباز بازنده است

قبل از هر چیز می توان گفت که وقتی یک خودشیفته دیوانه در راس یک “ابرقدرت” مانند آمریکا قرار دارد، باید نگران بود. او مانند قماربازی است که از عصبانیت هنگام باخت، حاضر به پذیرش حقیقت نیست، ته جدول را می زند و هر چه دارد را از بین می برد. بنابراین هر رفتاری ممکن است برای ترامپ رخ دهد.

این به خاطر شخصیت خودشیفته اوست. اما در عین حال همین ترامپ تاجر هم هست و این مستلزم نوعی محاسبه و اندازه گیری سود و زیان است. تاکنون رفتارهای برخاسته از هر دو بعد شخصیتی یا ترکیبی از آنها را در موارد مهم داخلی و بین المللی دیده ایم. در واقع تضادهای مداوم در گفتار و کردار او از همین دوگانگی شخصیتی ناشی می شود که از او چهره ای غیرقابل پیش بینی می سازد.

ترامپ تحت تأثیر این دوگانگی و نتانیاهو این جنگ را علیه ایران آغاز کرد. هم برای انتقام گرفتن از رویکرد ایران و هم برای مخالفت با خواسته هایش از اولین دوره اش با این تصور که این جنگ یک بردگی کامل خواهد بود. اما او به این نتیجه رسیده است که دیگر اینطور نیست و جنگ آنطور که او می خواست پیش نمی رود. این مشکل به شدت جنبه خودشیفتگی شخصیت او را برانگیخت و او را به قدری عصبانی کرد که بدون تردید چنین تهدیدهایی را برای خروج از بن بست انجام داد. اگرچه این تهدیدهای عمدی ممکن است نمونه ای از “جنایت جنگی” بر اساس قوانین داخلی ایالات متحده و قوانین بین المللی باشد.

این همان ترامپی است که می خواهد جایزه صلح نوبل را دریافت کند، ادعا می کند که جنگ طلب نیست و به بسیاری از جنگ ها در جهان پایان داده است. با این حال، می توان امیدوار بود که اگر ذهن محاسبه گر او بر خودشیفتگی اش غلبه کند، ترامپ دست به چنین کاری نزند. اگر انگیزه این تهدیدات صرفاً انتقام جویی نباشد و محاسباتی را در بر داشته باشد، مثلاً اگر امیدوار باشد که با توسل به آن، تنگه هرمز بازگشایی شود، ممکن است با نگرانی از این که چنین اقدامی عواقب گسترده ای به همراه داشته باشد، سرعتش را کاهش دهد. زیرا همانطور که ایران هشدار داده است، اگر باب المندب در کنار تنگه هرمز بسته شود و تاسیسات نفتی در منطقه هدف قرار گیرد، عواقب آن هم برای اقتصاد جهانی و هم برای اقتصاد خود آمریکا فاجعه‌بار خواهد بود. در چنین حالتی، بمباران نیروگاه های حرارتی ایران نه تنها برای کشور فاجعه خواهد بود، بلکه برای اقتصاد جهان، آمریکا و امنیت منطقه نیز هزینه خواهد داشت.

در نهایت یا احساسات خودشیفتگی او غالب می شود و تصمیم می گیرد بمباران گسترده ای انجام دهد یا ذهن محاسبه گر او پیروز می شود و چون از عواقب آن می ترسد از چنین اقدامی جلوگیری می کند. البته می توان گفت این ذهن محاسبه گر او را به این نتیجه رساند که چنین فاجعه ای رخ نخواهد داد.

اما از لحن و محتوای تهدیدهای خشم آلود امروز و شدت عصبانیت او مشخص می شود که او خود را با تصمیمی بسیار دشوار مواجه می کند.

در مجموع می توان سه احتمال را برای فردا در نظر گرفت. ابتدا تصمیم خود را اجرا کنید. در این صورت بعید است که بلافاصله شاهد بمباران دسته جمعی تمامی نیروگاه های سراسر کشور باشیم و احتمالا با هدف قرار دادن چند نیروگاه و سایر اهداف، جدیت خود را نشان دهد و سپس ضرب الاجل جدیدی تعیین کند.

احتمال دوم این است که مانند گذشته ضرب الاجل دیگری را به بهانه پیشرفت در مذاکرات یا قریب الوقوع بودن توافق اعلام کند که آن هم امکان پذیر است. احتمال سوم این است که تحرکات دیپلماتیک در ساعات اخیر گشایشی ایجاد کند. در اینجا این احتمال وجود دارد که ایران امروز و فردا به طرحی که برای بهانه گرفتن از ترامپ ارائه کرده پاسخ دهد.