ترسناک ترین منتقد تاریخ سینمای ایران/ درباره مردی که «فیلم فارسی» ساخت و به «قیصر» اعلام جنگ کرد.

ترسناک ترین منتقد تاریخ سینمای ایران/ درباره مردی که «فیلم فارسی» ساخت و به «قیصر» اعلام جنگ کرد.

زینب کاظم خواه: هوشنگ کاووسی از آن دسته افرادی بود که به نظر می رسید جلوتر از زمان خود به دنیا آمده باشد. او در زمانی از «زبان سینما» گفت که بیشتر مردم برای دیدن آواز، دعوا، قهرمانی و اشک به سینما می رفتند. از میزانسن، دکوپاژ، نورپردازی، ساختار دراماتیک و مسئولیت فرهنگی کارگردان. بنابراین طبیعی بود که به سرعت به نامی جنجالی تبدیل شود; مردی که هم عاشقان پرشور دارد و هم دشمنان زیادی.

امیرهوشنگ کاووسی در 16 خرداد 1301 در خانواده ای نظامی در تهران به دنیا آمد، دوران کودکی وی مصادف با سال هایی بود که سینما هنوز برای مردم ایران پدیده ای جدید و جادویی محسوب می شد. او بعدها گفت که چگونه در کودکی مجذوب اکران بزرگ شده است و هنوز اکران فیلم «دختر لر» را با جزئیات به یاد دارد. در آن زمان هنوز تلویزیون وجود نداشت و رادیو هم فراگیر نبود. سینما تنها پنجره مردم به دنیای بیرون بود.

چاووشی ابتدا برای تحصیل در رشته حقوق و علوم سیاسی به فرانسه رفت، اما فضای فرهنگی پاریس مسیر زندگی او را تغییر داد. در فرانسه بود که متوجه شد علاقه واقعی او قانون نیست بلکه سینما است. او وارد دبیرستان آموزش سینمای فرانسه “IDHEC” شد. مدرسه ای معتبر که بسیاری از فیلمسازان مهم اروپایی از آن فارغ التحصیل شدند. کاووسی اولین ایرانی بود که در این مدرسه تحصیل کرد.

در همان سال ها در دانشگاه سوربن به تحصیل در رشته فیلم شناسی پرداخت و در استودیوهای پاریس نزد کارگردانانی چون اوتان لارا و کریستین ژاک کارآموزی کرد. حوزه ای است که سینما را نه تنها از منظر فنی، بلکه از منظر جامعه شناختی و فرهنگی نیز بررسی می کند. این دیدگاه بعدها مبنای مطالعات او قرار گرفت.

بازگشت به ایران؛ روبرو شدن با حقیقت تلخ

کاووسی وقتی به ایران برگشت فکر می کرد سینمای ایران در حال شکل گیری است و می تواند نقش جدی در آن ایفا کند. اما آنچه دیدند دور از رویاهایشان بود.

وارد استودیو پارس فیلم شد و قرار بود فیلم «یوسف و زلیخا» را فیلمبرداری کند. کاووسی می خواست فیلمی با فضای تاریخی و موسیقی مناسب داستان بسازد، اما سازندگان ترجیح دادند همان فرمول های بازار را تکرار کنند. موسیقی بازار و داستان سرایی بیش از حد.

کاووسی بعدها نوشت که با شنیدن موسیقی متن فیلم و دیدن لباس های تدارک دیده شده برای شخصیت ها، مسیر سینمای ایران را درک کرده است. او به اسماعیل کوشان گفت: «برای ساختن چنین فیلم هایی نیازی به آموزش سینما نیست.

همین ناامیدی او را به سمت نقد فیلم سوق داد. او به این نتیجه رسید که تا زمانی که به مخاطب اطلاع داده نشود نمی توان انتظار داشت سینمای جدی در ایران ظهور کند.

تولد «فیلمفارسی»

صاحب امتیاز دکتر دعوت به همکاری با مجله «روشنفکر» که سردبیر آن رحمت مصطفوی و ناصر خدایار بودند، فرصتی شد برای اولین تجربه جدی نقد. او فیلم «لغزش» ساخته همین کارگردان «ولگرد» را انتخاب کرد و با عنوان «لغزش دوم کارگردان ولگرد» به بررسی فنی و زیبایی شناختی آن پرداخت. این مقاله با استقبال مثبت روبرو شد و گفته شد که «طنز و همچنین بحث تحلیلی فنی و زیبایی‌شناختی سینما را تقویت می‌کند».

در عین حال، کاووسی در تولید فیلم نیز دستی داشت – نه به این دلیل که به تولید تجاری علاقه داشت، بلکه برای نشان دادن «راه دیگری» بود. فیلم «هفده روز تا اعدام» که در آن دکوپاژ دقیق و از پیش طراحی شده، نور به عنوان وسیله بیان و حرکات معنادار دوربین برای اولین بار در سینمای ایران مورد استفاده قرار گرفت را می توان مهم ترین اثر سینمایی او دانست. اما در نهایت روش نقد را بر ساخت فیلم ترجیح داد.

کاووسی به سرعت به معروف ترین و همچنین مخوف ترین منتقد سینمای ایران تبدیل شد. نوشته های او تند، برنده و بی رحمانه بود. او از همان ابتدا با فیلم هایی که آواز، رقص، قهرمانی و داستان های غیرقابل قبول داشتند مخالفت کرد.

او در این سالها اصطلاح معروف «فیلمفارسی» را ابداع کرد. واژه ای که بعدها وارد فرهنگ عمومی ایران شد. او عمدا این کلمه را اشتباه گرفت و توضیح داد: فیلمفارسی هم فیلم بود و هم فارسی، اما در عین حال نه فیلم بود و نه فارسی.

به گفته وی، این فیلم ها ساختار سینمایی مناسب، روایت منطقی و هویت فرهنگی منحصر به فردی نداشتند. او از قهرمانی اغراق آمیز، رقص و آواز خواندن بی مورد، پایان های ساختگی و تقلید سطحی سینمای هند و مصر به شدت انتقاد کرد.

کاووسی حتی برای این آثار از واژه آلت فیلم استفاده می کرد و معتقد بود که این نوع سینما ذائقه فرهنگی جامعه را خراب می کند.

باشگاه میم و آموزش نسل جدید

کاوسی خود را به نوشتن نقد محدود نکرد. او معتقد بود که باید مخاطب را تربیت کرد. به همین دلیل «باشگاه سینه ایران» را تأسیس کرد. جایی که هر هفته مهم ترین فیلم های جهان در آن نمایش داده می شود و قبل و بعد از نمایش درباره آن صحبت می شود.

بعدها نام هایی چون بهرام بیضایی، پرویز دوایی، هژیر داریوش و پرویز نوری در بین جوانانی که در این جلسات حضور داشتند دیده شد. باشگاه سینه ایران در واقع اولین مدرسه جدی سینما برای نسل روشنفکر آن زمان بود. کاووسی همچنین مجله «هنر و سینما» را منتشر کرد. این مجله که شامل ادبیات، فرهنگ و هنر و همچنین سینما بود، از نظر صفحه آرایی و طراحی یکی از مدرن ترین مجلات زمان خود بود.

“سزار”؛ فیلمی که جنگ بزرگی را آغاز کرد

اما مهم ترین و جنجالی ترین رویارویی هوشنگ کاووسی به سال 1348 و اکران «قیصر» مسعود کیمیایی برمی گردد. «سزار» نقطه عطفی برای بسیاری از منتقدان و بینندگان بود. این فیلم با فضای شهری جنوبی، قهرمان سرکش، دیالوگ های تازه و خشونت متمایزش به سرعت محبوب شد. گروهی آن را سرآغاز «موج نو در سینمای ایران» می دانستند. حرکتی که انتظار می رفت سینمای ایران را از کلیشه های فیلمفارسی نجات دهد. با این حال کاووسی برخلاف جریان اصلی، به شدت با فیلم مخالف بود.

او معتقد بود که «قیصر» در ظاهر با فیلم‌های فارسی متفاوت است، اما اساساً همچنان ادامه همان سنت است. فقط با ظاهری خشن تر و جدی تر. فیلم از نگاه کاووسی همچنان بر قهرمانی، انتقام جویی، اغراق و احساسات تماشاگر تکیه داشت و فاقد تحول واقعی در زبان سینمایی بود.

کاووسی گفت: موج جدید در فرانسه نتیجه یک تحول فکری و زیبایی شناختی است. جنبشی که فرانسوا تروفو، گدار و دیگران با انتقاد از سنت های سینمای کلاسیک ایجاد کردند. اما به گفته او چیزی به نام «موج قدیم» در ایران وجود نداشت که «موج نو» با آن مخالفت کند.

او نسبت به استقبال پرشور از «سزار» هشدار داد و معتقد بود که روشنفکران ایرانی صرفاً به دلیل تفاوت در ظاهر فیلم، فیلم را بیش از حد جدی می‌گیرند.

1779965610 359 ترسناک ترین منتقد تاریخ سینمای ایران درباره مردی که فیلم

این انتقادات واکنش های تندی را به دنبال داشت. طرفداران «قیصر» و مسعود کیمیایی، کاووسی را متهم کردند که آخرین تحولات سینمای ایران را درک نکرده و همچنان با معیارهای کلاسیک اروپایی قضاوت می کند. برخی نیز او را به عنوان یک روشنفکر منزوی و بیش از حد سفت و سخت می نگریستند.

اما کاووسی درنگ نکرد. او معتقد بود که انتقاد نباید با هیجان عمومی همراه شود. حتی اگر همه از فیلمی تعریف کنند، وظیفه منتقد بررسی بی رحمانه ساختار و محتوای آن است.

بحث «قیصر» سال‌ها ادامه یافت و به یکی از مهم‌ترین بحث‌های تاریخ نقد سینمای ایران تبدیل شد. تضاد بین دو دیدگاه: یکی شیفته شور و شورش سینمای جدید، دیگری وفادار به اصول سفت و سخت فرم و زبان سینما.

سال های گذشته

کاووسی علاوه بر نقد، سال ها در دانشکده هنرهای دراماتیک و دانشکده تلویزیون و سینما تدریس کرد. او نسل جدید دانشجویان ایران را با تاریخ و زبان سینما آشنا کرد و در گسترش فرهنگ تماشای فیلم تلاش کرد.

با گذشت زمان فاصله او از جریان اصلی سینمای ایران بیشتر شد. خیلی ها او را خیلی تند و آرمان گرا می دانستند، اما خودش معتقد بود اگر منتقدی آشتی جو باشد، دیگر منتقد نیست.

او تا پایان عمر به طرفداری از سینمای متفکر ادامه داد و علیه ابتذال فرهنگی نوشت. وی سرانجام در 11 فروردین 1392 درگذشت. اما واژه «فیلمفارسی» او زنده ماند و نامش را در تاریخ فرهنگ و سینمای ایران ماندگار کرد.

هوشنگ کاوسی را نمی توان صرفاً یک منتقد دانست. او معلم نسلی از سینمادوستان ایرانی بود. او اولین کسی است که می گوید سینما یک هنر جدی و قابل تحلیل است. شاید بسیاری از قضاوت های او امروز بحث برانگیز باشد، اما تاثیر او بر نقد سینمای ایران غیرقابل انکار است.

حتی زمانی که تنها بود، مردی بود که در مقابل جریان غالب ایستاد. مردی که می خواهد سینمای ایران «هنر» باشد و صرفاً سرگرمی نباشد. و شاید همین عزم است که نام او را حتی سالها پس از مرگش زنده نگه می دارد.

منبع: مجله کتاب صبح

5959

گردآوری شده از رسانه خبر آنلاین