«جنگ» تا کی ادامه خواهد داشت و چگونه پیش خواهد رفت؟

«جنگ» تا کی ادامه خواهد داشت و چگونه پیش خواهد رفت؟

بعدی- برای آمریکا تغییر رژیم در ایران خیلی مهم نیست، اما اسرائیل می‌خواهد ایران سقوط کند و به عنوان یک کشور قدرتمند تثبیت شود. اسرائیل ترجیح می‌دهد ایران یک کشور فروپاشیده و فروپاشیده باشد. در عین حال آمریکا به دنبال چنین اهدافی نیست. ترامپ هرگز حتی نسبت به گرایش‌های پهلوی نگرش مثبت نشان نداده است. اما اسرائیل سیاست‌های خاص خود را دارد. تا زمانی که جنگ ادامه دارد.

به گزارش انتخابتو، کوروش احمدی دیپلمات سابق ایرانی و تحلیلگر ارشد سیاست خارجی در دیدار با انتخابتو وی به بررسی موضوعات زیر پرداخت:

اگرچه جنگ با حمله به بیت رهبری آغاز شد، اما در اوایل جنگ، حملات هوایی اسرائیل و آمریکا به ایران بیشتر از ترورها بود، اما از نیمه دوم جنگ، ترورها دوباره افزایش یافت و اکنون با ترور رئیس شورای عالی امنیت به اوج خود رسیده است. آیا می توان گفت که این ترور با هدف تغییر تاکتیک جنگی انجام شده است؟

کروش احمدی: اگر به جنگ 12 روزه برگردیم، دیدیم که اساساً شروع جنگ و عملیات رزمی اسرائیل با تروریسم بوده است. قبل از شروع حمله به ایران، تجاوزات اسرائیل با ترور رهبران و فرماندهان وابسته به حماس و حزب الله آغاز شد. بنابراین در جنگ 12 روزه (حداقل در روزهای اولیه) تمرکز بر تروریسم بود. در واقع در جریان جنگ 12 روزه و در تلاشی ناموفق، جلسه شورای امنیت ملی که اکثراً غیرنظامیان بودند نیز مورد حمله قرار گرفت.

بر این اساس عملیات ترور افراد از جمله مرحوم علی لاریجانی موازی با اقدامات قبلی است. واضح است که ترور رهبران سیاسی و فرماندهانی که در خانه هایشان ترور شده اند، خلاف قانون است. طبق کنوانسیون قوانین جنگ و 4 کنوانسیون ژنو، ترور رهبران سیاسی و ترور پرسنل نظامی که در حال انجام وظیفه نیستند غیرقانونی است. سنت کشورها و جامعه جهانی این است که کشورها حتی در شرایط جنگی هم چنین ترورهایی را انجام نمی دهند و در جنگ های دیگر شاهد چنین حوادثی نبوده ایم. اما به هر حال این سیاستی است که اسرائیل از ابتدا دنبال کرده و کار با تروریسم را آغاز کرده است و شواهد نشان می دهد اسرائیل همچنان بر این عقیده است که با استفاده از توان اطلاعاتی و عملیاتی خود تا حد امکان به این حملات تروریستی ادامه خواهد داد.

نکته مهم این است که اگرچه آمریکا مستقیماً مسئولیت ترورهای اخیر را بر عهده نگرفت، اما به نوعی در این ترورها مشارکت داشت و نشانه هایی از دست داشتن آمریکا در عملیات ترور و حمله به بیت رهبری در روز اول جنگ وجود دارد. به نظر می رسد آنها فکر می کنند که مسئولیت این ترورها اساسا و عملا بر دوش اسرائیل است. زیرا اسرائیل همیشه می گوید که ترورها را زیر نظر دارد.

در روزهای اول جنگ، ترامپ از جنگ 4 روزه و نتانیاهو از جنگ یک هفته ای صحبت می کرد، اما اکنون که جنگ مدت هاست ادامه دارد، این ارقام بسیار فراتر از این ارقام بوده است. آیا نشانه هایی وجود دارد که جنگ در حال فرسایش است؟

کروش احمدی: در ابتدا آمریکا و اسرائیل فکر می کردند که جنگ طولانی نخواهد بود. البته نباید همه حرف های ترامپ را خیلی جدی گرفت و نباید مبنای مطالعه قرار داد، زیرا ترامپ زیاد حرف می زند و حرف های بسیار متناقضی می گوید. اصلا مشخص نیست به کدام یک از سخنان ترامپ می توان اعتماد کرد و به کدام یک نمی توان توجه کرد. اما شواهد نشان می دهد که برخی از خواسته ها و انتظارات او از جنگ محقق نشد. انتظار اسرائيل و آمريكا اين بود كه با همان حملات اوليه و كشتار برخي مقامات، ايران آماده امضاي قرارداد با آمريكا و قبول آنچه آمريكا مي‌خواهد باشد. اما این انتظار محقق نشد و پس از ادامه جنگ، ایران توانست توان نظامی خود را به نمایش بگذارد. به ویژه در مورد حمله به اسرائیل و حمله به برخی پایگاه ها و اهداف آمریکایی در منطقه و متصل به تنگه هرمز.

حوادث تنگه هرمز و کنترل موفقیت آمیز تنگه هرمز توسط ارتش ایران از عوامل مهمی است که ممکن است بر کوتاه شدن یا طولانی شدن جنگ تاثیر بگذارد. در واقع تا زمانی که این مشکل حل نشود و توافقی صورت نگیرد یا آمریکایی ها نتوانند کنترل ایران بر تردد کشتی ها در این آبراه مهم را از بین ببرند، جنگ پایان نخواهد یافت. این موضوع مستقل از حملات ایران، اسرائیل و آمریکا علیه یکدیگر است. بعید به نظر می رسد که جنگ پایان یابد مگر اینکه وضعیت در تنگه هرمز عادی شود و حرکت آزاد کشتی ها و نفتکش ها تضمین شود. تداوم کنترل ایران بر تنگه هرمز نشان دهنده شکست و شکست ترامپ در جنگ است. چنین نتیجه ای از جنگ برای ترامپ، سیاست داخلی و آینده سیاسی او بسیار مضر خواهد بود.

آیا در چنین شرایطی آمریکا برای جلوگیری از شکست در تنگه هرمز نیروی زمینی به خارک اعزام می کند؟ آیا سناریوی تهاجم به جزایر محقق خواهد شد؟ وضعیت را به ویژه با توجه به عدم موفقیت درخواست همراهی ناتو در موضوع هرمز چگونه ارزیابی می کنید؟

کروش احمدی: اکنون یک جنگ نامتقارن در تنگه هرمز در حال وقوع است. نیروی دریایی ایران و آمریکا به طور متقارن با یکدیگر درگیر نمی شوند. در مقابل، نیروی دریایی آمریکا در فاصله ای از تنگه هرمز مستقر است و حملات به تاسیسات ایران در تنگه هرمز و خلیج فارس از راه دور و با موشک انجام شده است. ایران کشتی‌های عبوری از تنگه هرمز را با امکاناتی مانند هواپیماهای بدون سرنشین کوچک و موشک‌های کوتاه برد از مناطق مختلف در خشکی و دریا و همچنین پناهگاه‌ها و مخفیگاه‌هایی که به‌طور خاص برای پرتاب این تجهیزات طراحی شده‌اند، تهدید کرده است. این پایگاه های کوچک و پراکنده که در خشکی، دریا و روی قایق های تندرو و امثال آن قرار دارند، قادر به کنترل تردد کشتی ها در تنگه هرمز هستند و کشتی هایی که بدون هماهنگی و توافق قبلی با ایران برای عبور از تنگه هرمز می روند در خطر هستند.

تاکنون کشتی ها و نفتکش ها در تنگه هرمز هدف قرار گرفته اند و به همین دلیل تردد در این تنگه محدود شده است. خطر فعلی برای نفتکش ها و کشتی ها بیشتر از پهپادها و موشک های کوتاه برد است. این سازها به تعداد زیاد در خشکی، دریا و جزایر پراکنده هستند. بنابراین، از بین بردن دلایل ایالات متحده برای راه اندازی این دستگاه ها کار آسانی نیست. بنابراین آمریکا امیدوار است ائتلافی برای مشارکت سایر کشورها در موضوع تنگه هرمز تشکیل دهد. به ویژه، ترجیح ترامپ ممکن است این باشد که نیروهای زمینی دیگر کشورها وارد سرزمین ها و جزایری شوند که پایگاه های پرتاب پهپاد و موشک در آن ها قرار دارند.

اما حداقل می دانیم که تاکنون اکثر کشورهای اروپایی درخواست ترامپ را نپذیرفته اند و توافقاتی را امضا نکرده و آمادگی خود را برای پیوستن به ائتلاف بین المللی اعلام نکرده اند. در خاور دور، کره جنوبی و ژاپن تمایلی به مشارکت ندارند. با این حال وزیر امور خارجه آمریکا گفت تا پایان هفته جاری فهرست کشورهایی را که خواهان پیوستن به تنگه هرمز هستند، اعلام خواهد کرد. در حال حاضر بازگشایی تنگه هرمز حتی با مشارکت سایر کشورها کار ساده ای به نظر نمی رسد.

از آنجایی که جزیره خارک از تنگه هرمز دور است و دسترسی مستقیم به تنگه هرمز ندارد، آمریکا تنها با همان حملاتی که ادعا می‌کند علیه پایگاه‌های نظامی در این جزیره انجام داده، اقدام به حمله و هشدار به ایران کرده است. هدف از این هشدار ارسال این پیام به ایران است که اگر ایران از مواضع خود عقب نشینی نکند، ممکن است پایانه های نفتی و تأسیسات ذخیره نفت مورد حمله قرار گیرند.

برگردیم به سوال اول و سوال آخر را بپرسیم: تعبیر می شود که آقای لاریجانی به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی در دیپلماسی هم تبحر دارد و اگر راهی برای استفاده از دیپلماسی وجود داشت از آن استفاده می کرد. اکنون بیم آن می رود که در غیاب آنها تنش و خشونت بین آنها بیشتر شود. آیا اسرائیل عمداً در تلاش است تا مسیر دیپلماسی را به طور کامل مسدود کند؟

کروش احمدی: یکی از فرضیات اساسی در مورد ترور آقای لاریجانی نیز همین موضوع است. آقای لاریجانی همیشه نگاهی جانبدارانه به دیپلماسی داشته است و تصمیم اسرائیل برای هدف قرار دادن وی برای ترور ممکن است تلاشی برای خنثی کردن راه حل های دیپلماتیک باشد. مشخص نیست که آیا آمریکا در این ماجرا نقش داشته است یا خیر. این که آیا این ترور با چراغ سبزی که به آمریکا داده شده انجام شده است، جای سوال دارد؟ این ترور ممکن است با اجازه آمریکا برای جلوگیری از دیپلماسی انجام شده باشد. البته مشکل در این مورد این است که ترامپ با شخصی‌سازی سیاست خارجی و تضعیف یا حتی غصب نهادهای مرتبط با سیاست خارجی آمریکا عملاً از مشاوره و راهنمایی عادی و روند عادی تصمیم‌گیری توسط نهادها محروم شده و در نتیجه در برابر فشارهای اسرائیل و اسرائیل بسیار آسیب‌پذیرتر و خلع سلاح شده است. یکی از نگرانی‌های احتمالی نتانیاهو و افراط‌گرایان اسرائیلی این است که ترامپ به توقف جنگ تمایل داشته باشد و هدف اسرائیل از فروپاشی عمومی ایران محقق نشود.

تغییر رژیم در ایران برای آمریکا چندان مهم نیست، اما اسرائیل به دنبال نابودی ایران و پی ریزی آن به عنوان یک کشور قدرتمند است. اسرائیل ترجیح می دهد ایران کشوری فروپاشیده و فروپاشیده باشد. در عین حال آمریکا چنین اهدافی را دنبال نمی کند. ترامپ حتی هرگز نسبت به گرایشات پهلوی خود نگرش مثبتی ابراز نکرده است. اما اسرائیل سیاست های خاص خود را دارد. تا زمانی که جنگ ادامه داشته باشد، داستان در چارچوب دیدگاه های جنایتکارانه اسرائیل بیشتر پیش خواهد رفت و آمریکا را به سمت خود خواهد کشید.