حامیان لغو ارز 4200 تومانی چگونه حامی دلار 28500 تومانی شدند؟

حذف ارز ترجیحی

کمتر سیاستی در اقتصاد ایران به اندازه حذف ارز ترجیحی 4200 تومانی بر قیمت کالاهای اساسی، فضای سیاسی و ساختار رسانه ای کشور تأثیر عمیقی گذاشته است. سیاستی که دولت سیزدهم تحت عنوان «جراحی اقتصادی» و «گسترش اقتصاد» اجرا کرد و حامیان آن حذف ارز ممتاز را شرط مبارزه با رانت، فساد و اتلاف منابع ارزی دانستند.

به گزارش ایرنا، اما تنها سه سال بعد که پیشنهاد حذف یا تضعیف ارز 28500 تومانی در دولت چهاردهم مطرح شد که بخش مهمی از همین جریان سیاسی و رسانه ای بود، این بار در موضع منتقدان قرار گرفتند؛ اما در این میان، ارز 28 هزار و 500 تومانی در دولت چهاردهم تضعیف شد. منتقدان اکنون از «شوک به سفره مردم»، «تجربه تلخ لغو ارز 4200» و «عواقب تورمی آزادسازی نرخ ارز» می گویند.

این تغییر مکان فقط یک تفاوت اقتصادی نیست. بلکه نمونه بارز تغییر روایت سیاسی بر روی سیاستی تقریبا مشابه است. این اتفاقی است که به طور ملموس در معضل ارز در دهه اخیر ظهور کرده است و نشان می دهد که برداشت های سیاسی از مسائل کلان اقتصادی چقدر می تواند به کل جامعه آسیب برساند.

لغو 4200 ارز و پروژه “انتشار”

در سال 1401 دولت سیزدهم تصمیم گرفت ارز 4200 تومانی را از اکثر کالاهای اساسی حذف کند. گویا ارز ترجیحی نه تنها از تورم جلوگیری کرد بلکه به رانتی هنگفت برای واردکنندگان و واسطه ها تبدیل شد.

در آن زمان بسیاری از رسانه های حامی دولت و اعضای تیم اقتصادی دولت از این تصمیم دفاع کردند. حتی کسانی که از لغو ارز ترجیحی انتقاد می کردند، متهم به حمایت از «رانت ارزی جهانگیری» شدند. اما واقعیت بازار مسیر دیگری را نشان داد.

بر اساس داده های بازار کالاهای اساسی، دوره اسفند 1400 تا اسفند 1401 یکی از تورمی ترین دوره های دهه گذشته بوده است.

حذف ارز ترجیحی

این افزایش قیمت در عمل تأثیر مستقیم حذف ارز ترجیحی بر کالاهای وابسته به واردات و نهاده های دامی را نشان داد. در واقع خبرگزاری تسنیم بعدا در گزارشی نوشت: وقتی ارز 4200 تومانی لغو شد، قیمت مرغ که 30 هزار تومان بود، 100 هزار تومان شد.

بازپرداخت ارز ترجیحی؛ این بار با شماره 28500

پس از جهش تورم در سال 1401، دولت سیزدهم مجبور به اجرای سیاست تثبیت پولی جدید شد که حاصل آن تولد ارز 28500 تومانی بود. در واقع همان دولتی که ارز ترجیحی را به عنوان «منبع فساد» تبلیغ می کرد، چند ماه بعد به تخصیص ارز ترجیحی بازگشت. البته با تعرفه جدید. در آن زمان یکی از رسانه های حامی دولت درباره این تغییر سیاست نوشته بود: «اگر تخصیص ارز ترجیحی اشتباه بود، چرا همین سیاست چند ماه بعد در قالبی جدید بازتولید شد؟

در همین گزارش به تغییرات همه جانبه تیم اقتصادی دولت در پی شوک حذف ۴۲۰۰ لیر اشاره شده است. از برکناری علی صالح آبادی از بانک مرکزی تا تغییرات در وزارت جهاد کشاورزی.

تغییر روایت؛ از دفاع تا هشدار

اما آنچه امروز باید به آن توجه کرد تغییر لحن و نگرش همین جریان رسانه ای و سیاسی در قبال ارز ۲۸۵۰۰ تومانی است. در سال 1401، افزایش قیمت ها به عنوان «هزینه اصلاحات اقتصادی» و «مداخله ضروری در اقتصاد» توصیف شد. اما اکنون در مورد لغو واحد ارزی 28500، همین رسانه از «کاهش سفره مردم» صحبت می کند. این در حالی بود که بخش قابل توجهی از همین جریان رسانه ای از لغو ارز 4200 در سال 1401 حمایت کردند.

کمتر متخصصی در حوزه سیاست ایران وجود دارد که اهمیت حذف ارز ترجیحی برای اصلاحات ساختاری و حذف رانت از اقتصاد ایران را پنهان کند. اما چرا باید جایگاه دفاع از سیاست درست را فدای امور سیاسی کرد که به کشور آسیب می رساند؟ آیا منافع سیاسی برخی افراد مقدم بر صلاح کشور است؟

اگر پول زدایی ادامه یابد چه اتفاقی می‌افتد؟

یکی از سؤالات مهم این است که اگر دولت سیزدهم پس از لغو ارز 4200 به مسیر آزادسازی ادامه می داد و به سیاست تثبیت ارز 28500 برنمی گشت، آیا اقتصاد تحت تأثیر شوک حذف ارز که امروز هم ترجیح داده می شود، می شد؟

بسیاری از کارشناسان اقتصادی یکی از دلایل تکرار شوک های تورمی در ایران را ناکارآمدی سیاست های ارزی و بازگشت دولت ها به سمت ارزهای چند ارزی می دانند.

به عبارت دیگر، دولت ابتدا با حذف ارز به جامعه شوک وارد می کند، اما قبل از اینکه اثرات آن کاملاً از بین برود، به نوعی از ارز ترجیحی برمی گردد و چند سال بعد همان چرخه لغو ارز و افزایش قیمت تکرار می شود. در نتیجه، جامعه نه می تواند از مزایای ثبات بلندمدت برخوردار شود و نه می تواند از شوک های تورمی بهبود یابد.

حذف ارز ترجیحی

شوک نرخ ارز 28500 تومان; کمتر از 4200 اما همچنان سنگین است

بررسی قیمت‌های واقعی بازار بین مارس 1403 تا مارس 1404 نشان می‌دهد که حذف یا تضعیف تدریجی 28500 واحد ارزی نیز شوک جدی ایجاد کرده است. بنابراین بر خلاف برخی شنیده ها شوک ارزی 28500 از نظر بازار و معیشت مردم کم اهمیت نبود.

اما تفاوت واقعی در وجود تورم نبود، بلکه در نحوه برخورد سیاست و رسانه با آن بود.

حذف ارز ترجیحی

اقتصاد یا سیاست؟

شاید مهم ترین پیامد این ماجرا نه اقتصادی بلکه سیاسی باشد. در سال 1401 افزایش 150 تا 300 درصدی به عنوان “جراحی اقتصادی” شناخته شد و مخالفت با لغو ارز در سال 4200 دفاع از رانت تلقی شد. اما در سال 1404 این اصلاح اقتصادی به افزایش 80 تا 170 درصدی و «کوچک شدن سفره عمومی» به دلیل حذف ارز 28500 تومانی تعبیر شد.

این دوتایی بیش از هر چیز نشان می دهد که در فرآیند سیاست گذاری اقتصادی ایران، گاه روایت سیاسی مهمتر از خود سیاست اقتصادی است. سیاستی که در یک دولت «اصلاح ساختاری» تلقی می شود، در دولت دیگر «فشار معیشتی» نامیده می شود.

بعضی ها دلتنگ اجاره خانه شما هستند!

فرشید شکرخدایی، رئیس کمیسیون سرمایه گذاری و دارایی اتاق بازرگانی ایران در مصاحبه اخیر خود انتقادات به حذف ارز ترجیحی را اینگونه بیان کرد: همه کسانی که می خواهند ارز یارانه ای را برگردانند در زمره رانت خواران قرار می گیرند، امکان ندارد فردی ترجیح داده نشود، این افراد ذی نفع قطعاً از ارز برگردانده خواهند شد.

وی معتقد است: اکنون که از اعتصابات آذرماه، مشکلات ایجاد شده و جنگ گذشته جان سالم به در برده ایم، نباید به وضعیت قبل از لغو ارز ترجیحی برگردیم. چه زمینه هایی برای بازگشت به شرایط قبل از لغو ارز ترجیحی داریم؟ تقاضای بازگشت ارز ترجیحی صرفاً به این دلیل است که عده ای از اجاره بها غافل شده اند و خواهان استرداد اجاره هستند.

حذف ارز ترجیحی