خاطره جذاب سیمین دانشور از نیما: چگونه پدر شعر نو عشق را با پیاز عوض کرد

سیمین دانشور2

دوازده سال از آن اسفند سرد و پرباران سال 1390 می گذرد. روزی که خبر درگذشت سیمین دانشور، بانوی قصه ایران، تیتر یک رسانه ها شد، خیلی ها گمان کردند با سکوت او، صفحه ای از ادبیات کلاسیک و جدی ایران در آرشیو خاطرات جا مانده است.

با این حال، تاریخ ادبی نشان داده است که برخی از نویسندگان نه در زمان حیات خود، که در لحظات تاریخی و با اقتباس های هنری دوباره احیا می شوند. امروز در آستانه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ نام سیمین دانشور بیش از هر زمان دیگری در دهه اخیر بر سر زبان ها افتاده است. این احیای فرهنگی مرهون چارچوب جادویی فیلم «سوشون» به کارگردانی نرگس آبیار و سریال سوشون است که توانسته غبار زمان را از چهره «زاری» و «یوسف» بگیرد و آنها را از قفسه کتابخانه ها به متن داغ گفتگوهای اجتماعی بکشاند و به فضای مجازی ببرد.

این گزارش با تکیه بر مصاحبه‌های منتشر شده سیمین، به‌ویژه گفت‌وگوهای او با ناصر حریری، لایه‌های پنهان زندگی زنی را که «خلافی سبکی» در ادبیات ما برجای گذاشته است، می‌پردازد. زنی که نه تنها به استنفورد سفر کرد، بلکه به روایت زنان ایران «وقار و جدیت» بخشید.

رستاخیز سیمین و زری پس از 12 سال

سیمین دانشور از سال 1392 که مراسم بزرگداشت دومین سالگرد آن در خانه هنرمندان برگزار شد، مدت هاست در سکوتی سنگین زندگی می کند. اما ناگهان خبر ساخت سریالی بر اساس رمان «سوشون» با بودجه کلان و بازیگرانی چون بهنوش طباطبایی و میلاد کیمرام همه چیز را تغییر داد. این سریال با قیمتی بالغ بر 200 میلیارد تومان یکی از پرهزینه ترین پروژه های سینمای خانگی لقب گرفته است و به زیبایی نشان می دهد که چرا میراث سیمین همچنان در نگاه تهیه کننده «قابل فروش» و «جذاب» است.

اگرچه این سریال با مشکلات زیادی از جمله توقیف موقت به دلیل نداشتن مجوزهای قانونی و مسدود شدن بستر پخش آن مواجه شد، اما این چالش ها نشان داد که تاثیر کلام سیمین پس از گذشت دهه ها همچنان حساس و پر جنب و جوش است.

اقتباس سووشون از آبیار با همه انتقاداتی که در مورد تجمل نمایی صحنه ها و تفاوت های روایت با متن اصلی وارد شد، توانست نسل جدیدی را که شاید هیچ کدام از کتاب های دانشور را نخوانده باشد، با تجربه های تلخ زری در شیراز در دهه 20 آشنا کند. این سریال جرقه ای شد تا دوباره بپرسیم: سیمین دانشور کی بود؟ زنی که در سایه جلال الاحمد ماند یا معماری که به تنهایی پایه های ادبیات مدرن ایران را بنا نهاد؟

در استنفورد؛ جایی که شهرزاد تکنیک را یاد گرفت

یکی از مهمترین نکاتی که سیمین دانشور را متمایز می کند، تحصیلات آکادمیک و بین المللی اوست. او اولین زن ایرانی بود که پس از دریافت بورسیه «فولبرایت» در سال 1331 در کالیفرنیا و دانشگاه استنفورد حضور یافت.

برای درک اهمیت این موضوع باید فضای سال 1331 را تصور کرد; سیمین دانشور در دورانی که هنوز بسیاری از خانواده ها در ایران با آموزش دختران در مقطع ابتدایی مشکل داشتند، دوره های «زیبایی شناسی» و «داستان نویسی خلاق» را زیر نظر غول هایی چون «والاس استنگر» می گذراند.

والاس استنگر در خاطرات خود سیمین را دانش آموزی توصیف می کند که کلاس درس را متحول کرد. او می گوید سیمین با نوشتن داستان «نامه ای به خانه» به زبان انگلیسی نشان داد که استعدادش فراتر از یک دانش آموز خارجی معمولی است.

استنگر بر این باور بود که سیمین به نوشتن به‌عنوان «تعهد و وظیفه» نگاه می‌کند تا «بازی مهارت». دانشور در استنفورد نه تنها تکنیک، فضاسازی و موقعیت یک داستان را آموخت، بلکه با مدرن ترین شیوه های روایی جهان نیز آشنا شد که بعدها در «سوشون» متبلور شد.

وقتی از آمریکا بازگشت، دیگر نویسنده رمانتیک «آتش خاموش» نبود. او به یک «تکنسین روایت» تبدیل شده بود که می دانست چگونه درد شخصی را به تراژدی جمعی پیوند دهد.

برای کمک به شکستن بن بست رمان های «زرد» و «دوست مردم».

دانشمند سوم 3

پیش از آنکه سیمین دانشور «سوشون» را در تیر 1348 منتشر کند، ادبیات منثور زنان در فارس عموماً با رمان های عاشقانه و سطحی همراه بود. زنانی که پیش از او می نوشتند، بیشتر حول محور عاشقانه های شکست خورده، خیانت های خانوادگی و اخلاقی سازی مکرر عاری از هرگونه تحلیل طبقاتی یا سیاسی می چرخیدند.

سیمین دانشور به همراه سوشون «رمان جدی» را بر ادبیات ایران تحمیل کردند. او نشان داد که یک نویسنده زن می تواند فراتر از آشپزخانه و فضای داخلی رفته و درباره استعمار بریتانیا، قحطی، عشایر و تضاد بین سنت و مدرنیته بنویسد.

او چیزی را خلق کرد که منتقدان آن را زبان «آسان و سنجیده» نامیدند. زبانی که هم برای توده ها قابل درک است و هم مورد تحسین نخبگان. بعد از سیمین، هیچ نویسنده زنی جرات نوشتن رمان های بی اهمیت را نداشت. زیرا او معیارهای «رمان زنانه» را از سطح خاطره نویسی به سطح «جامعه شناسی داستانی» رساند.

نگاهی به مصاحبه های ناصر حریری; من مقلد سلال نبودم

بسیاری از کسانی که سیمین را تنها به عنوان «همسر جلال آل احمد» می شناسند از خواندن مصاحبه های او با ناصر حریری در سال 66 تعجب می کنند.

سیمین دانشور در این گفتگوها با صراحت و استقلالی کم نظیر از هویت فردی خود دفاع می کند. او خطاب به حریری می گوید: هر چه نوشتیم به هم نشان دادیم، اما اساساً نگذاشتم جلال در کارم دخالت کند… دیگر نمی خواستم کپی جلال باشم.

این استقلال فکری در زمانی بود که جلال آل احمد سردمدار نویسندگی و حوزه فکری ایران بود و شیوه «نثر شلاق» او طرفداران زیادی داشت. اما سیمین آگاهانه از این سبک اجتناب کرد. او در مصاحبه‌هایش فاش می‌کند که گاهی از استقلال جلال ناراحت بوده، اما بر «نوشته‌های فاخر و منعطف» سیمین که ریشه در بیهکی و حافظ دارد، اصرار داشته است.

او در این مصاحبه ها از دردی می گوید که کمتر کسی از آن خبر دارد. در این میان، درد ناشی از کتاب «سنگ در قبر» است که در آن سلال بی‌رحمانه موضوع بی‌فرزندی را تبلیغ می‌کند. سیمین با سکوت و نوشتن «سوشون» به این حمله عمومی پاسخ داد. پاسخی که سلال را نیز تحت تأثیر قرار داد.

پیاز سفید مازندران; کمدی و تراژدی در محله نیما

بخش های روشن برچسب زدن سیمین نه در محافل رسمی بلکه در خاطرات دزاشب از خانه اش نهفته است. خانه ای که جلال در غیاب سیمین ساخت و بعدها تبدیل به محل رفت و آمد بزرگان روشنفکر ایران شد. یکی از جالب ترین قسمت های مصاحبه سیمین با نیما یوشیج و عالیه خانم، داستان های او درباره محله اش است.

سیمین با طنز ظریف می گوید که روزی نیما پدر شعر نو از او پرسید: آل احمد خانم!

سیمین به او پیشنهاد می کند که برای خانم عالیه هدیه بخرد و به زبان شاعرانه تقدیم کند. نیما که خرید بلد نبود به جای عطر و روسری سه کیلو پیاز سفید مازندرانی خرید و به عالیه گفت: بیا علیا داشتم به تو فکر می کردم! این روایات بیانگر روح لطیف سیمین و نگاه دقیق او به زندگی است. حتی در میان جدی ترین مسائل سیاسی، «آن» انسانی و طنز زندگی را از دست نداد.

سیمین و انقلاب

درک ایدئولوژیک و خشن سیمین دانشور از سیاست، برخلاف جلال، دیدگاهی پدیدارشناسانه و مشاهده ای بود. او به این نشست با کانون نویسندگان رفت تا درباره آزادی مطبوعات و سانسور صحبت کند.

دانشور تنها زنی بود که در این نشست از میان همه نویسندگان مرد شرکت کرد. او با آرامش و اعتماد به نفسی که از دکتری انتظار می رود با تحولات مخالفت کرد. او ادبیات فارسی خواند و در آمریکا تحصیل کرد.

اگرچه او بعداً از دانشگاه تهران بازنشسته شد، اما این زبان هرگز به شهرت نرسید. او معتقد بود «سیاست فضای آب روان است و آنچه مانند دریا می ماند هنر است». او حتی در سال های پایانی عمرش، با وجود بیماری، پشت سر آرمان های انسان دوستانه خود ایستاد و با نوشتن سه گانه «جزیره سرگردان» به نقد تاریخ معاصر پرداخت.

«غم به معنای سرطان است»; آخرین سخنان یک شاهزاده

سیمین دانشور همیشه در مصاحبه هایش از «امید» دفاع می کرد. جمله معروف او خطاب به عباس: غم یعنی سرطان! مروشی البته به نصیحت سیمین گوش نکرد و از ابتلای او به سرطان و مرگ در غربت بسیار ناراحت بود. این نگاه امیدبخش به زندگی در سیمین حتی در اوج کهولت و بیماری برای او باقی ماند. او خود را یک «فمینیست شرقی» می‌دانست و معتقد بود که زنان ایرانی باید جهان را با عشق دوباره تغییر دهند.

وقتی امروز به مناسبت تولدش به سراغ آثار او می‌رویم، متوجه می‌شویم که سیمین دانشور برای ما فقط یک نویسنده نیست. او یک الگو است. الگوی زنی که در بحبوحه جنگ، گرسنگی، ظلم و حتی در سایه شوهری بسیار مقتدر موفق می شود «خود» باشد.

او به ما یاد داد که “آدم باید در این دنیا کاری انجام دهد که از زندگی روزمره بزرگتر است؛ او باید بتواند چیزها را تغییر دهد.” سیمین با خلق «سوشون» سعی دارد نه تنها ادبیات ایران، بلکه نگاه ما به «زن ایرانی» را برای همیشه تغییر دهد.

سیمین دانشور ۴

در نهایت باید گفت سیمین دانشور با اینکه ۱۲ سال از مرگ جسمانی اش می گذرد، هر بار که کتاب هایش را ورق می زند و آن جمله معروف «گریه نکن، در خانه تو درخت می روید» را می خواند، دوباره متولد می شود.

او نویسنده ای برای تمام فصول و صدایی است که هرگز در طوفان های تاریخ گم نمی شود.

آثار سیمین دانشور و اهمیت آنها، سال انتشار، ویژگی

  • آتش خاموش ۱۳۲۷
  • اولین مجموعه داستان کوتاه یک زن ایرانی
  • شهری بهشتی 1340
  • پیشرفت فنی پس از بازگشت از آمریکا
  • سوشون 1348
  • اوج رمان نویسی مدرن ایران
  • به کی سلام کنم؟ 1359
  • روایت مصائب اجتماعی بعد از انقلاب
  • جزیره مسافر 1372
  • رویکرد پست مدرن به تاریخ و سیاست
  • کوه سرگردان (گمشده)
  • راز بزرگ و میراث ناتمام دانشور

منبع: خبرآنلاین