به گزارش خبرگزاری انتخابتو، در ابتدا تماشای «خواب» امیدوارکننده بود. فیلم از همان ابتدا اعلام می کند که به یک روایت ساده نمی نشینیم. مانی مقدم سعی کرد فضای ذهنی ایجاد کند. دنیایی بین خواب و بیداری، واقعیت و خیال. مسیری که سال ها در سینمای جهان تجربه می شد، حالا با نسخه بومی خود روی اکران بزرگ ظاهر شده است.
بزرگترین نقطه قوت فیلم بدون شک بازی های آن است. مریلا زارعی یکی از بالغ ترین نقش های خود را با کنترل احساسی ظریف ایفا می کند. رضا عطاران این بار از تصویر همیشگی خود فاصله گرفته و شخصیت جدی و درونگراتری را به تصویر می کشد. علی مصفا مثل همیشه با نگاه های کم حرف و حساب شده اش وزن خاصی به صحنه ها می دهد و هدی زین العابدین در کنار این گروه باتجربه حضور قابل قبولی دارد. اگر ملاک فقط بازیگری بود، «خواب» می توانست یکی از فیلم های شاخص جشنواره باشد.
اما مشکل درست از جایی شروع می شود که فیلم می خواهد «بیش از حد مفهومی» باشد.
هدف مانی مقدم روایتی چندلایه، فضای مبهم و پرسشهایی درباره مرز واقعیت و توهم است، اما این جاهطلبی به جای عمق، به آشوب میکشد. فیلم باعث می شود به نظر برسد که پیچیده تر از آنچه هست است. گره ها به تدریج باز نمی شوند، درک جدیدی حاصل نمی شود. انباشته می شوند و بیننده را گیج می کنند.
ایده های زیادی وجود دارد، اما بدون نتیجه. فیلم می خواهد ذهن مخاطب را درگیر کند، اما ابزار دراماتیک لازم را ارائه نمی دهد. روایت منسجم نیست، شخصیت ها فرصتی برای توسعه پیدا نمی کنند و بازی ذهنی که قرار است جالب باشد، خیلی زود قدیمی می شود.
«خواب» نمونه ای آشنا از تلاش سینمای ایران برای نزدیک شدن به فرم های مدرن جهانی است. این بار تلاشی برای تقلید سطحی است تا ایجاد زبان شخصی. گویی فیلم می خواهد به آثار پیچیده خارجی شبیه شود، اما فاقد زیرساخت های فکری و روایی لازم برای چنین سینمایی است.
چیزی که «خواب» را برجسته کرد، بازی خوب بازیگران فیلمی بود که زیر بار ایده های ناپخته فرو ریخت. اثری که با ترکیب این بازیگران و این فرم جسورانه می توانست تجربه ای قابل دفاع باشد، اما در عمل به فیلمی بدل شد که بیش از آنکه جذاب باشد، ناامیدکننده بود.
از طرفی وقتی فیلم از منظری کاملا متفاوت نگاه می شود، رویا می تواند یک فیلم روانشناختی هم باشد. داستان مردی درونگرا و منفعل است که پس از ناامیدی های پی در پی دچار فرسودگی روحی و روانی می شود و به دنیای رویاها پناه می برد، اما با ادامه این رفتار عمدی مرز بین رویا و واقعیت را گم می کند و دست به رفتارهای عجیبی می زند که زندگی واقعی او را تحت تاثیر قرار می دهد و به اطرافیانش آسیب می رساند. اما ناگفته نماند که این دنیای رویایی تنها عاملی می شود که این فرد را از شجاعت و عملکرد باز می دارد.
آیا شجاعت، رضایت شخصی یا احساس خوشبختی پیدا کردید؟ دلیل واقعی این نیاز در این شخصیت چه بوده است؟ شاید کارگردان سعی می کرد به مخاطب بگوید که شادی و ناراحتی آنها نباید به دیگران و اعمال آنها بستگی داشته باشد. زیرا انسان در نهایت به جایی می رسد که نه در خیال و نه در واقعیت خوش است. سعادت و خوشبختی یک فرد کاملاً ناشی از صداقت او نسبت به خودش و خواسته های درونی اش است.
از این منظر می توان این فیلم را اثری عمیق و تاثیرگذار دانست، اما اگر هدف فیلم همین برداشت باشد، پیچیدگی کمتر و صداقت بیشتر می تواند مخاطب را بهتر جذب کند و پیام فیلم را منتقل کند.
59243
گردآوری شده از رسانه خبر آنلاین






ارسال پاسخ