دو نشانه متضاد در الگوی رفتاری آمریکا در قبال ایران/ایجاد چالش های امنیتی جدید

دو نشانه متضاد در الگوی رفتاری آمریکا در قبال ایران/ایجاد چالش های امنیتی جدید

ابراهیم متقی در روزنامه اعتماد نوشت: بسیاری از نشانه‌های جنگ، صلح و دیپلماسی به این واقعیت اشاره دارد که امنیت ملی ایران در فروردین ۱۳۹۵ با نشانه‌هایی از تهدید و بلاتکلیفی پیوند خورده است. اگرچه دیپلماسی به عنوان محور اصلی تعامل کشورها در عرصه جنگ و صلح تلقی می شود، اما ایران در دو مرحله با نشانه هایی از «دیپلماسی فریب» مواجه بوده و در هر دوره تاریخی، آمریکا و اسرائیل از سازوکارهای جنگ و حمله نظامی علیه ایران استفاده کرده اند.

1. ایران در فضای عدم اطمینان امنیتی. کشوری که در محیط بحران و عدم اطمینان امنیتی قرار دارد، اغلب سعی می کند از مکانیسم های قدرت برای کاهش تهدیدات استفاده کند. واقعیت های راهبردی نشان می دهد که ایران در فضای «انزوای استراتژیک» قرار دارد. «محی الدین مصباحی» با انجام پژوهشی علمی و ارتباط بین قالب های تاریخی و ژئوپلیتیکی به این نتیجه رسید که نه تنها قدرت های بزرگ، بلکه کشورهای منطقه نیز خواهان قدرت گرفتن ایران در عرصه سیاست جهانی نیستند. تاریخ استراتژیک ایران همواره نشانه هایی از درگیری بین کشورهای همسایه ایران را منعکس کرده است.

قدرت های بزرگ بر این باورند که ایران توانایی و پتانسیل تغییر موازنه قوا را دارد و در نتیجه از سازوکارهایی مانند «مهار»، «تعارض»، «تحریک» و «تشدید بحران» برای کاهش نقش منطقه ای ایران استفاده می کنند. در این دوره، ایران به طور کلی با جنگ و تهدیدات امنیتی مواجه بود. حمایت قدرت‌های بزرگ از گروه‌های قومی و گروه‌های مسلح حاشیه‌ای راه را برای جنگ‌های ترکیبی علیه ایران هموار کرد.

تحریم‌های اقتصادی و تشویق گروه‌های اجتماعی ایرانی به رویارویی با ساختارهای مجری قانون و بوروکراسی را می‌توان بخش دیگری از مناقشه امنیتی برای محدود کردن قدرت ایران دانست. در چنین شرایطی، اگرچه ایران سعی کرد از سازوکارهایی برای حل مسالمت آمیز بحران استفاده کند، اما همواره با تهدیدات و نشانه هایی از درگیری نظامی مواجه بود. در سال 1404 ایران درگیر تهاجم نظامی دو مرحله ای آمریکا و اسرائیل شد.

ایران در هر مرحله با نشانه هایی از «غافلگیری» و «دیپلماسی فریب» در عرصه دیپلماسی مواجه شد و در نتیجه از طرف ساختار اجتماعی و نهادهای سیاسی گرفتار جنگ های پرخطر شد.

2. انزوای راهبردی ایران و رصد قدرت‌های بزرگ – واقعیت کنونی سیاست بین‌الملل نشان می‌دهد که در فضای هرج‌ومرج سیاست بین‌الملل، قدرت‌های بزرگ به طور کلی می‌توانند با حسن نیت و تلاش دیپلماتیک ایران در جهت ایجاد صلح و همکاری جایگزین تهاجم و خشونت نظامی شوند. تجربه چنین شرایطی کار دشواری است، زیرا هر تصمیمی که در فضای عدم اطمینان و ابهام اتخاذ می شود، چالش های جدیدی را برای کشورها ایجاد می کند. گذار از دیپلماسی فریبکارانه در صورتی محقق می شود که ایران از حمایت تاکتیکی، عملیاتی و استراتژیک قوی برخوردار باشد.

جنگ علیه ایران نشانه هایی از یک اشغال نظامی گسترده و یک درگیری نامتعادل را منعکس می کند. تاریخ روابط بین‌الملل نشان داده است که جنگ‌ها و درگیری‌های کشورها نتیجه رقابت برای توسعه قدرت است، در حالی که درگیری‌ها و رویارویی‌های آمریکا و متحدانش با کشورهایی مانند ایران، عراق، لیبی و سوریه نشانه‌های جنگ‌های جدید را نشان می‌دهد. در روند جنگ های جدید، قدرت های بزرگ تمایل چندانی به ایجاد تعادل از طریق تعامل تاکتیکی نداشتند.

چین و روسیه می دانند که عملیات نظامی علیه ایران باعث افزایش بحران های امنیتی منطقه در آینده خواهد شد. در عین حال، آنها تمایل زیادی به برقراری تعادل و اجتناب از جنگ ندارند. در چنین شرایطی طبیعی است که تمامی قدرت های بزرگ در زمان جنگ علیه ایران نقش «ناظران انتقادی» را ایفا کنند.

کشورهای اتحادیه اروپا جنگ دونالد ترامپ و نتانیاهو علیه ایران را یکی از عوامل اصلی گسترش مشکلات امنیتی منطقه و گسترش آن در عرصه سیاسی بین المللی می دانند. در دوره ای که عدم اطمینان امنیتی و بسیاری از کشورها با شکاف تحرک تاکتیکی برای حمایت از تعادل مواجه بودند، بازیگران منطقه ای ترجیح دادند به جای حمایت از ایران از «سیاست مشارکت» با قدرت بزرگ جهانی استفاده کنند و در نتیجه چنین رویکردی به بخشی از اتحاد تاکتیکی، عملیاتی و استراتژیک آمریکا و اسرائیل در جنگ علیه ایران تبدیل شدند.

کشورهایی که از سیاست مشارکت در روند جنگ و درگیری های منطقه ای بهره مند می شوند، عموماً از جمله قربانیان آینده نظم جهانی در منطقه ای هستند که بازیگر گریز از مرکز ظهور می کند.

3. وضعیت نه جنگ و نه صلح – در شرایط کنونی سیاست بین‌الملل، ایران تمام تلاش خود را می‌کند تا از ورود یکجانبه و تکیه بر منابع داخلی خود در جنگ جدید جلوگیری کند. این امر با سازوکارهایی چون «مقاومت»، «آمادگی برای تعامل» و «دیپلماسی» محقق شد.

در ماه های اخیر مقامات اداری و دیپلماتیک عمان، مصر و پاکستان تلاش کرده اند از جنگ و اقدامات نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران جلوگیری کنند. تلاش این بازیگران اکنون با نشانه هایی از عدم اطمینان همراه است. دلیل اصلی عدم اطمینان در «رویکرد متناقض» دونالد ترامپ در قبال امنیت منطقه ای دیده می شود. حقیقت این است که نتانیاهو و هگست اغلب از ادبیات رادیکال و توهین آمیز در مورد ایران استفاده می کنند. معاون رئیس جمهور ایالات متحده “وانس” تلاش می کند از مکانیسم های دیپلماتیک پیروی کند. همانطور که دونالد ترامپ و مارک روبیو، وزیر امور خارجه ایالات متحده، ایده های در حال تغییر را به منصه ظهور می رساند. ساختار نظامی آمریکا در محیط منطقه، مشکلات امنیتی و عدم اطمینان راهبردی ایران را افزایش می دهد. بسیاری از نشانه ها حاکی از آن است که دونالد ترامپ و ارتش آمریکا از مکانیسم هایی برای آماده سازی لجستیک برای جنگ غافلگیرکننده و عملیات نظامی جدید استفاده می کنند. آمادگی لجستیکی آمریکا همیشه منعکس کننده تهدیدات علیه هر کشوری است.

اگرچه ایران تلاش می کند تا روندها و نشانه های اقدام دیپلماتیک را به نمایش بگذارد، اما در فضای بلاتکلیفی امنیتی و تمرکز نیروهای نظامی آمریکا در فضای منطقه، انواع احتمالات اقدام نظامی و رفتار تهدیدآمیز وجود دارد. اگرچه دیپلماسی بخشی از تاکتیک های آمریکا و ابزاری راهبردی برای حل مناقشه تلقی می شود، اما ترتیبات نظامی واقعیت های دیگری را منعکس می کند. همانطور که دیپلماسی به عنوان یک ضرورت برای امنیت ملی ایران تلقی می شود، نهادهای دفاعی و مجموعه های نظامی ایران نیز باید توانایی خود را برای مقابله با تهدیدات نوظهور نظارت کنند. اقدامات تاکتیکی آمریکا منعکس کننده واقعیت های خطرناک برای ایران است.

استقرار 500 فروند هواپیمای تهاجمی ایالات متحده در دریای عرب و منطقه اقیانوس هند نشانه هایی از سایر تهدیدات امنیتی علیه ایران را منعکس می کند. در این روند می بینیم که نیروهای ویژه پیاده نظام و هوابرد آمریکا در محیط منطقه متمرکز شده اند. تمرکز نیروهای نظامی راه را برای ظهور تهدیدهای جدید هموار می کند. اگرچه دیپلماسی در فضای کنونی منطقه ای و بین المللی ادامه دارد، اما نشانه های تهدید نیز در حال افزایش است. واقعیت های تاکتیکی و آرایش نظامی آمریکا به گونه ای تنظیم شده است که بتواند از ابزار حمله موشکی علیه ساختار و توان دفاعی ایران استفاده کند.

آمریکا کم کم سیستم عملیات تهاجمی خود را تکمیل می کند. اضافه شدن ناو جرج واشنگتن به ساختار نظامی و عملیاتی آمریکا در منطقه دریای عرب و اقیانوس هند ممکن است چالش های جدیدی را برای ایران ایجاد کند. ناو جرج بوش قادر است “حمله موشکی دریایی” را انجام دهد. هر یک از قابلیت های نظامی ذکر شده نیز نشان دهنده نشانه هایی از اقدام تهاجمی علیه ایران است. واحدهای تاکتیکی ایالات متحده مستقر در اقیانوس هند می توانند در میدان عملیاتی به عنوان مجموعه ای مورد استفاده قرار گیرند که یک دیوار آتش موثر برای تفنگداران دریایی ایالات متحده ایجاد می کند. حتی پس از جنگ رمضان، یگان‌های نظامی آمریکا به تدریج تقویت شدند و توانایی‌های تاکتیکی بیشتری برای هدف قرار دادن توانایی‌های ژئوپلیتیک ایران به دست آوردند. دونالد ترامپ به یکجانبه گرایی تاکتیکی در جنگ علیه ایران اشاره کرده است.

دونالد ترامپ هیچ احترامی برای قوانین بین المللی، نهادهای بین المللی و مکانیسم های اقدام بشردوستانه قائل نیست. سیاست تهاجمی و خشونت، واقعیت تاریخی اقدامات امنیتی آمریکا در مقاطع مختلف تاریخی بوده است. اگرچه ایران و کشورهای منطقه توانسته‌اند در فضای سیاسی و بین‌المللی کنونی زمینه لازم برای آتش‌بس در لبنان را فراهم کنند، اما چنین اقدامی را می‌توان بخشی از معادله تعامل مشارکتی برای مدیریت بحران دانست. تا زمانی که گروه های اپوزیسیون خارج از کشور مانند رضا پهلوی اقدام تهاجمی دونالد ترامپ را «مسئولیت حمایت» خود بدانند، طبیعی است که ترامپ بخواهد از حمایت نهادهای بین المللی برخوردار شود و متحدانی در نظام جهانی برای اتخاذ تدابیر تند علیه ایران نخواهد داشت.

اگرچه دیپلماسی به عنوان بخشی از نیازهای ایران برای ایجاد صلح در چنین فرآیندی تلقی می شود، اما در فضای سیاسی کنونی جهانی، دونالد ترامپ ترجیح می دهد از سیاست قدرت به عنوان ابزار اقدام تهاجمی برای رسیدن به هدف استفاده کند. به گفته دونالد ترامپ، هیچ روندی نمی تواند مانع از پیروزی حرکت نظامی و امنیتی آمریکا شود. ترامپ و نتانیاهو در جنگ های گذشته نشان داده اند که از هر وسیله ای برای رسیدن به اهداف خود استفاده می کنند. آنها جنایات نظامی و عملیاتی مانند هدف قرار دادن مدرسه میناب را برای رسیدن به اهداف تاکتیکی ضروری می دانند. بر اساس چنین نگرشی، هرگونه عملیات نظامی و هر نوع خشونتی طبیعی تلقی خواهد شد.

نتیجه‌گیری – اگرچه پس از آتش‌بس در خصوص جنگ رمضان، زندگی اجتماعی و اقتصادی ایران از سر گرفته شده است، اما دو نشانه کاملاً متناقض در رفتار آمریکا با ایران مشاهده می‌کنیم. دونالد ترامپ از «سیاست های اقدام ناپایدار» و «ادبیات متناقض» استفاده می کند. هر یک از دو نشانه ذکر شده را می توان بخشی از واقعیت دانست که می تواند مشکلات امنیتی جدیدی برای ایران ایجاد کند. امنیت ملی با توانایی نهادهای سیاسی برای استفاده از مکانیسم های مقابله ای برای مقابله با هر گونه گزینه دیپلماتیک یا اقدامات تهاجمی تضمین می شود.

در فضای کنونی سیاست منطقه، چشم انداز روشنی از اهداف تاکتیکی و استراتژیک آمریکا در قبال ایران وجود ندارد. ادبیات ترامپ ذاتاً متناقض است. دونالد ترامپ سعی دارد از مفاهیم و ایده هایی استفاده کند که مشکلات امنیتی ایران را افزایش دهد.

الگوی اقدامات تاکتیکی گذشته ترامپ و نتانیاهو، استفاده از دیپلماسی و ادبیات مشارکتی به عنوان مقدمه ای برای جنگ بود. بنابراین در فضای سیاست بین‌الملل کنونی که «اطمینان تاکتیکی» و «آگاهی راهبردی» نسبت به آینده سیاست امنیتی آمریکا وجود ندارد، لازم است زمینه مقاومت و اقدام مشترک در برابر سیاست‌های تهاجمی اسرائیل و آمریکا در دستور کار نهادهای دفاعی و امنیتی فراهم شود.

استاد دانشگاه تهران