راز قتل در کمپ ترک اعتیاد پنهان نبود

راز قتل در کمپ ترک اعتیاد پنهان نبود

معمای مرگ مشکوک پس از تزریق آمپول کشنده در کمپ ترک اعتیاد فاش شد.

بر اساس صحنه حادثه، مرد جوانی که بامداد چهارم بهمن ماه با مرکز فوریت های پلیسی 110 تماس گرفته بود، از وقوع حادثه تلخی در یکی از کمپ های ترک اعتیاد در شمال تهران خبر داد و گفت: امروز پسر 25 ساله ای را که از ابتدا بسیار بی قرار بود، آوردند که چند ساعت بعد فوت کرد.

با شنیدن این خبر بلافاصله تیم جنایی به محل اعزام شدند و با جسد پسر جوانی به نام اردشیر مواجه شدند. دو نفر از کارگران کمپ مدعی شدند که مرگ او ناگهانی بوده اما کبودی شدید اطراف دست و دهان مقتول از دید کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران پنهان نماند. در حالی که این علائم احتمال خفگی و فشار فیزیکی را مطرح می کرد، کارآگاهان تحقیقات بیشتری را آغاز کردند.

در طول تحقیقات، کارآگاهان از کارکنان کمپ در مورد دوربین های مداربسته سوال کردند اما آنها ادعا کردند که دوربین ها بیش از یک سال معیوب بوده است. در تحقیقات فنی مشخص شد که این ادعا صحت ندارد و کارآگاهان در حین بررسی دوربین ها، فیلمی به دست آوردند که نشان می داد کارکنان کمپ DVR را روشن و مخفی می کنند. این یک یافته مشکوک بود که شبهاتی را برانگیخت.

هنگامی که فیلم دوربین ها به کارکنان نشان داده شد، آنها چاره ای جز تحویل DVR مخفی نداشتند. در فیلم، عوامل تقریباً آنچه را که انتظار داشتند دیدند. کل صحنه رفتار مشکوک آدمکشی در حافظه حک شده است.

در این فیلم دو جوان دیده می شود که اردشیر را از خانواده اش گرفته و به کمپ می برند. همانطور که آن دو نفر گفتند، اردشیر از ابتدا بسیار ناراحت بود، اما چون دستانش را از پشت بستند، مرگ ناگهانی به نظر نمی رسید. این امر باعث ساکت شدن اردشیر نشد و او بیش از پیش شروع به داد و فریاد کرد. این رفتار اردشیر باعث شد که این دو مرد دستمالی را روی دهان او بگذارند و دور دهانش بچسبانند و سپس دو آمپول که بعدها ادعا کردند مسکن قوی است به او تزریق کردند.

همچنین پس از بررسی دقیق در محل، کارشناسان پزشکی قانونی اعلام کردند آمپول های تزریق شده بسیار قوی و کشنده بوده و علت اصلی مرگ آن خفگی ناشی از پوشاندن دهان و تزریق بیش از حد دارو بوده است.

با فاش شدن راز متهم دو نفر از کارکنان کمپ دستگیر و در بازجویی ها به جرم خود اعتراف کردند. یکی از آنها گفت: ما قصد کشتن اردشیر را نداشتیم. خیلی بی قرار بود و جیغ می زد. دهانش را بستیم و آمپول زدیم تا آرام شود. وقتی فوت کرد، ماجرا را به مسئول قرارگاه گفتیم. دستور داد دست و دهانش را باز کنیم و صحنه را شبیه مرگ طبیعی کنیم.»

در پی این ادعا، به دستور بازپرس جنایی، رئیس کمپ و دو تن از کارکنانش به اتهام کمک به اختفای ادله جنایت به بازداشتگاه اداره آگاهی اعزام شدند تا تحقیقات درباره نقش احتمالی سایر پرسنل، نحوه شلیک گلوله‌های مرگبار و احتمال قربانیان دیگر ادامه یابد.