به گزارش خبرگزاری انتخابتو به نقل از ایسنا، یک سال از اولین حمله آمریکا و اسرائیل به ایران می گذرد. این حمله که آغازگر یک جنگ 12 روزه بود، موضوع بسیاری از فیلم های کوتاه، مستند و بلند بود. از میان آثار تولید شده با این مضمون، بیشتر فیلم هایی چون «نیمه شب»، «پشت بام»، «کمارباز» و «سلطان کافه» سال گذشته در جشنواره فجر به نمایش درآمدند و نظرات مختلفی درباره آن ها مطرح شد.
این فیلمها با حمایت نهادهای دولتی ساخته شدهاند و یکی از انتقاداتی که به آنها وارد میشود کیفیت آنها بوده و باعث میشود که در جلب نظر مخاطبان چندان موفق نبودهاند. چرا که با شروع جنگ جهانی دوم، برنامه هایی برای ساخت فیلمی درباره جنگ 40 روزه دوباره مطرح شد و احتمالا در رویدادهای سینمایی آینده اعلام خواهد شد. ایسنا، یک سال پیش در گفت و گو با یکی از منتقدان سینما به ارزیابی آثار دوران جنگ پرداخت و این سوال را مطرح کرد که آیا می توان از این جنگ ها فیلمی ماندگار ساخت؟
رامتین شهبازی در این باره بر این عقیده است: اینکه در اواسط جنگ انتظار داشته باشیم اثری ماندگار تولید شود یا حتی اندکی قبل از پایان جنگ تولید شود، او معتقد است آنچه خلق می شود برای آن دوره مفیدتر است.
یک رویداد حداقل برای 10 سال تأثیر ماندگار داردما نیاز داریم
وی در پاسخ به این سوال که آیا در این یک سال اثر ماندگاری از جنگ 12 روزه ایجاد شد، اینگونه پاسخ داد: جامعه شناسی هنر می گوید وقتی می خواهیم از یک واقعه فیلمبرداری کنیم یا یک اثر هنری خلق کنیم، حداقل 10 تا 15 سال طول می کشد تا به یک تصویر جامع برسیم. زیرا بسیاری از اطلاعات محرمانه است و به دلایل امنیتی نمی توان به راحتی به آنها دسترسی پیدا کرد. بنابراین مدتی طول می کشد تا از طبقه بندی خارج شوند. این موضوع در مورد جنگ هشت ساله نیز وجود دارد و می بینیم که در پرتره های ساخته شده در سال های اخیر اطلاعات جدیدتری منتشر شده است.
وی افزود: البته امروز با مشکل دیگری نیز مواجه هستیم و آن وجود امکانات تصویربرداری مانند موبایل و دوربین های کوچک است که حتی اگر تصاویر غیر نمایشی تولید کنند نمی توان از آن چشم پوشی کرد. رزمندگان ما در جنگ هشت ساله تلفن همراه نداشتند که از خودشان و میدان نبرد فیلم بگیرند. برای ثبت این رویداد در محل باید دوربین های 16 و 35 میلی متری سنگین خریداری می شد، اما در دو جنگ اخیر، همه در هر شهر با تلفن همراه خود از انفجارها فیلمبرداری کردند. طبیعتاً اینها فیلم نیستند، بلکه تصاویر خامی هستند که بعداً می توانند به مستند تبدیل شوند یا فیلمسازان را برای خلق داستان ترغیب کنند. بنابراین با این شرایط نمی توان یک اثر ماندگار خلق کرد، زیرا دوره، دوره هیجان و شتاب است و به خصوص در ماه رمضان که با دو جنگ 12 روزه و اساساً جنگ شهری مواجه هستیم.
تصاویر ثبت شده در جنگ های اخیر بیشتر یادگاری هستند
این مدرس سینما ادامه داد: در دوران جنگ هشت ساله به جز روزهای پایانی که تهران را موشک باران می کردند، جنگ در مرزهای کشور متمرکز بود اما در دو جنگ اخیر شرایط متفاوتی را تجربه کردیم و آنچه ثبت شد تصاویر متحرک و سوغات بود تا فیلم. اما سوال اینجاست که آیا با این همه شرایط نباید آثاری خلق کنیم؟ از نظر من قطعا جواب منفی نیست چون با فیلم می توانیم استقامت مردم را بالا ببریم.
شعار در فیلم ها برای زمان جنگ ضروری است
شهبازی با بیان اینکه در هر دوره از طریق هنر می توان عناصر مختلفی را در نظر گرفت، گفت: در سینمای جهان در زمان جنگ کارهای ضد جنگ انجام شد اما در ایران شرایط متفاوت است و مفاهیمی مانند ایمان، وحدت ملی و حتی شهر در هر جنگی بازتعریف می شود. آیا قبل از جنگ 12 روزه و جنگ رمضان این شهر را می دیدیم؟ آیا اینقدر دلتنگ نقاط مختلف شهر شدیم؟ انگار شهر با مفهومی جدید می آید و در خود نوستالژی ایجاد می کند. بنابراین ما نیاز به فیلمی داریم که این هیجان و مفاهیم جدید را منعکس کند، اما مشکل اینجاست که این هیجان با صدای بلند فریاد میزند و تبدیل به شعار میشود. اما من فکر می کنم این بار شعار ضروری است زیرا در زمان جنگ نمی توان طرفدار افراد بی طرف شد.
وی با اشاره به دو فیلم ساخته شده از ماجراهای جنگ 12 روزه که این روزها روی اکران سینماست، اظهار کرد: این دو فیلم بسیار روشن از جنگ یک سال پیش یعنی «نیمه شب» و «قمارباز» هر دو شعار دارند؛ هر دو فیلم سینمایی «نیمه شب» و «قمارباز» هر دو شعاری دارند. یکی بیشتر، دیگری کمتر، اما باز هم با اقبال نسبی مخاطب مواجه شدند، چون مقداری انعطاف و برانگیختگی احساسی در فیلمهای این دسته است، هرچند نکات غیرمنطقی دارد، وقتی چند سال دیگر دوباره آنها را ببینیم، تعجب میکنیم که چرا اینقدر بد هستند، اما هر چه باشد، وقتشان فرا رسیده است و غیرمنطقی بودن و شعاری بودن این گونه فیلمها بخشی از ساختار فیلم است.
شهبازی در پاسخ به اینکه این فیلم ها را باید در راستای اهداف مذکور موفق دانست؟ وی گفت: هر کدام از این فیلم ها بر اساس تجربه کارگردان در فیلمسازی و پرداختن به جنگ ساخته شده اند و به نظر من دو فیلمی که اکران شد در دوره ای که مصرف شد با همه ایرادات موفق بودند. هر چند میدونم نظرم با خیلی از انتقادات مغایرت داره و ممکنه تا 6 ماه دیگه نظرم کاملا عوض بشه.
نگاهی به سینمای تبلیغاتی و دفاع مقدس
وی در بخشی دیگر از این گفت وگو درباره ماندگاری فیلم های سینمای جنگ نیز گفت: در حالی که برخی از فیلم های مهم سینمای ایران مانند «آژانس شیشه ای» که به موضوع جنگ و دفاع مقدس می پردازد، اساساً در سینمای سیاسی گنجانده شده است نه جنگ، اما از دهه 60 تاکنون دو نوع سینمای جنگی داشته ایم. یکی سینمای تبلیغاتی است که در آن فیلم های اکشن فیلمبرداری می شود. اولین فیلم جنگی تاریخ سینمای ایران بین سالهای 57 تا 60 فیلمبرداری شد. فیلمی به نام «مرز» به کارگردانی جمشید حیدری بود. فیلم جنگی بود فیلم «عقاب ها» هم جنگی است.
دیگری به فیلم های به اصطلاح دفاع مقدس که تبدیل به یک ژانر شده اند، تسری پیدا می کند. ژانری که از دل هشت سال جنگ بیرون آمد. افرادی مانند ابراهیم حاتمی کیا و رسول ملاقلی پور که پیش از این هرگز سینما خوانده و کارگردانی نکرده بودند با شهود خود در این زمینه فیلم می ساختند. فیلمی مثل «پرواز شبانه» با واقعه عاشورا ارتباط بینامتنی دارد. عطش رزمندگان، داستان فرمانده ارتش مهدی نریمان که می رود آب بیاورد، تشنه می شود، آب نمی خورد، با قمقمه می آید، دشمن به سمتش شلیک می کند، قمقمه سوراخ می شود و وقتی آب نمی آورد شهید می شود و همه اینها بر اساس باور مخاطب ایرانی است. فیلمهای «دیدهبان» و «مهاجر» همانها و از همه مهمتر مستندهای مرتضی آوینی هستند که به مستندهای شاعرانه نزدیک هستند.
شهبازی با بیان تفاوت اساسی ماهیت قهرمانان در دوره های مختلف گفت: امروز مخاطب ما متفاوت است، جنگ نیز متفاوت است و قهرمان ما دیگر یک فرد نیست. مردم قهرمان هستند، مثل آن پیرزن، پیرمرد و بچه 6 ماهه ساکن ساختمانی که موشک اصابت کرد، یا مثل امدادگری که کمک کرد، نیروی رزمنده نبود، این قهرمانان مقاومت می کنند، مثل همان روستایی که آب شیرینش قطع شد، آبش به آن نرسید، مقاومت کرد.
فیلم به عنوان سند
وی افزود: در کنار همه این کارکردهایی که فیلمسازی در عصر ما می تواند از نظر استقامت یا قهرمانی داشته باشد، موضوع مهم دیگری در سینما به نام «فیلم به عنوان سند» وجود دارد. این موضوع اغلب در ارتباط با فیلم های مستند مطرح می شود، اما نحوه عمل، لباس پوشیدن، حرکت، نشان دادن احساسات و سایر عناصر یک فیلم سندی از یک دوره آن فیلم است و با این کارکرد، فیلم ها ماندگار می شوند. اینها برای مطالعات مردمشناسی، فرهنگی و جامعهشناسی و همچنین مطالعات اسنادی ارزشمند هستند. وجود آنها مهم است و حتی این سریال هایی که در این مقطع از جنگ ساخته شد و بسیار ضعیف ماند، سند یک دوره است، بخشی از تاریخ است. به همین دلیل خوب است که اینها را داشته باشید حتی اگر بودجه زیادی ندارید.
شهبازی در پایان با اشاره به طرح های جدید ارائه شده برای ساخت فیلم سینمایی «جنگ 40 روزه» گفت: امیدوارم کارهای آینده با آرامش خاصی و فضایی دراماتیک با جلوه های ویژه سینمای امروز انجام شود تا محصول نهایی در خور این حرکت و دفاع از مردم باشد. چون دفاع خریدن تفنگ نیست، یک زندگی از دست میرود، خانهای ویران میشود و شما هزینه آن را به هر نحوی میپردازید، یعنی شما دفاع کردید و ما همه در این جنگ در تهران شریک هستیم. امیدوارم تصویر درستی از اینها نشان داده شود.
59243
گردآوری شده از رسانه خبر آنلاین






ارسال پاسخ